تبلیغات
فقط یک فرقه بر حق است - وصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) در لحظات پایانی عمر

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ایران بلاگ

قالب رویا بلاگ

قالب پرشین بلاگ

قالب بلاگ وب

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

صفحه نخست

تماس با ما

لینك آر اس اس

آرشیو مطالب

ایمیل ما

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
تماس با ما
::
ایمیل ما
::
لینك آر اس اس
::
آرشیو مطالب
::
طراح قالب


با برگزاری مناظره بین شیعه و سنی برای بررسی اختلافات موافق هستید؟





نویسندگان :
:: سید ذبیح الله موسوی
:: محمد رحیمی دادگریان
:: سید ذبیح اله موسوی

آمار بازدید :
آمار بازدید :
:: تعداد مطالب :
:: تعداد نویسندگان :
:: آخرین بروز رسانی :
:: بازدید امروز :
:: بازدید دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: بازدید کل :
:: آخرین بازدید :



اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم - اللهم العن قاتلی فاطمة الزهرا - السلام علی الحسین - الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا و مقتدانا امیرالمومنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیهم اجمعین




" " "


پیام مدیریت وبلاگ : اللهم العن قاتلی فاطمة الزهرا سلام الله علیها .

وصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) در لحظات پایانی عمر
مرتبط با :
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) پس از بیست و سه سال دعوت و مجاهدت و ابلاغ پیام الهی و پس از فراز و نشیب­های فراوان در راه انجام رسالت بزرگ خویش، سرانجام در روز دوشنبه، بیست و هشتم ماه صفر یازدهم هجرت[۱] پس از چهارده روز بیماری[۲] و کسالت، رحلت فرمودند و در هجرۀ مسکونی خویش در جوار مسجدی که تأسیس کرده بود، به خاک سپرده شد.

آخرین روزهای عمر پیامبر(صلی الله علیه و آله)

پیامبر(صلی الله علیه و آله) شب پیش از بیماری شدیدش در حالی که دست علی(علیه السلام) را گرفته بود، همراه جماعتی برای طلب آمرزش به قبرستان بقیع رفت و برای اهل قبور درود فرستاد و برای آنان طلب استغفار طولانی کرد. آنگاه به علی(علیه السلام) فرمود: «جبرئیل هر سال یک مرتبه قرآن را بر من عرضه می­کرد؛ ولی امسال دو مرتبه این امر صورت گرفته است و این دلیلی ندارد مگر اینکه اجل من نزدیک باشد.»[۳]

پس به علی(علیه السلام) گفت: «اگر من از دنیا رفتم، تو مرا غسل بده.»[۴] در روایت دیگر آمده است که «فرمودند: به هر کسی وعده­ای دادم، باید آن را بگیرد و به هر کسی دِینی دارم، باخبرم سازد.»[۵]

پیامبر(صلی الله علیه و آله) که گویا از حرکات زنندۀ برخی از زوجات و صحابۀ خود و تخلف برخی از یاران ناراحت شده بود، برای پیشگیری از بدعتها، فرمود: «ای مردم، آتش فتنه شعله­ور شده و فتنه­ها مانند پاره­های شب تاریک، رو آورده و شما هیچ دستاویزی علیه من ندارید؛ زیرا من حلال نکردم مگر آنچه قرآن حلال دانسته و حرام نکردم مگر آنچه قرآن حرام داشته است.»[۶]

پیامبر(صلی الله علیه و آله) پس از این هشدار به منزل "ام­سلمه" رفت و دو روز در آنجا ماند و گفتند خدایا تو شاهد باش که من حقایق را ابلاغ کردم.[۷] سپس پیامبر(صلی الله علیه و آله) به منزل رفت و جماعتی به حضور طلبید و گفت: «مگر به شما امر نکردم که با جیش "اسامه" بروید؟ چرا نرفتید؟» ابوبکر گفت: رفتم؛ ولی دوباره برگشتم تا تجدید عهد کنم. عمر گفت: نرفتم؛ چون نمی­توانستم منتظر باشم تا حال شما را از کاروانیان بپرسم.[۸]

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از تخلف آنان سخت ناراحت شد و با همان حال کسالت به مسجد رفت و خطاب به اعتراض کنندگان فرمود: این چه سخنی است که درباره­ی فرماندهی "اسامه" می­شنوم شما پیش از این به فرماندهی پدرش هم طعن می­زدید به خدا سوگند او برای فرماندهی لشکر سزاوار بود و فرزندش اسامه نیز برای این کار شایسته است. رسول خدا در بستر بیماری مرتبا به عیادت کنندگان خود به طور مرتب می­فرمود، سپاه اسامه را حرکت دهید.[۹] پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «نفذ و اجیش اسامه» «وی در اینجا متخلفان از جیش اسامه را لعن کرد.»[۱۰]

سپس پیامبر(صلی الله علیه و آله) بیهوش شد و تمام زنان و کودکان می­گریستند. لحظاتی بعد پیامبر(صلی الله علیه و آله) به هوش آمد و دستور داد که برایش قلم و دواتی بیاورند تا بر ایشان چیزی بنویسند که پس از آن هرگز گمراه نشوید در این میان برخی به دنبال آوردن صحیفه و دوات رفتند. که عمر گفت: بیماری بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) چیره گشته است، «ارجع فانه یهجر» برگرد؛ زیرا او هذیان می­گوید. قرآن نزد شماست، کتاب خدا برای شما کافی است.[۱۱] حاضران بعضی با نظر عمر مخالفت کردند و بعضی دیگر جانب او را گرفتند رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از اختلاف و سخنان جسارت­آمیز آنان سخت ناراحت شد و فرمود: «برخیزید و از من دور شوید».[۱۲]

وصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) در لحظات پایانی

پیامبر(صلی الله علیه و آله) در حضور جمع، رو به حضرت علی(علیه السلام) کرد و به او وصیت کرد و به ایشان فرمود: نزدیک بیا، سپس زره و شمشیر و خاتم و مهرش را به علی(علیه السلام) داد و فرمود «برو منزل». پس از لحظاتی بیماری ایشان شدید شد و آنگاه که حالش بهتر شد، علی(علیه السلام) را ندید. به زنان خود گفت: «برادرم و صاحبم بیاید» آنان به ابوبکر گفتند و آو آمد و باز پیامبر(صلی الله علیه و آله) جمله را تکرار کرد و این بار به سراغ عمر رفتند و عمر آمد؛ ولی پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «برادرم و صاحبم بیاید» "ام­ سلمه" فرمود: «علی(علیه السلام) را می­طلبد، به او بگوئید بیاید».[۱۳] علی(علیه السلام) آمد و مدتی با هم به طور خصوصی و در گوشی صحبت کردند. وقتی از علی(علیه السلام) پرسیدند، پیامبر(صلی الله علیه و آله) چه گفت؟

در پاسخ فرمود: به من هزار باب علم که از هر بابی هزار باب دیگر منشعب شده بود، آموخت و چیزهایی را به من سفارش کرد که انجام خواهم داد.[۱۴] پیامبر(صلی الله علیه و آله) در همان حال چند مرتبه فرمود: «ما ظن محمد بالله لو لقی الله و هذه عذره عنده»

در روزهای آخر از "بلال" خواست تا مردم را در مسجد حاضر کند، خطبه­یی خواند، بعد از مردم خواست اگر کسی حقی از او به گردن دارد، مطالبه کند. هیچ کس پاسخی نداد تا سه بار پیامبر(صلی الله علیه و آله) تکرار کرد تا اینکه غلامی بنام "عکاشه" برخاست و حقی را از ایشان مطالبه کرد، به قصد انتقام از پیامبر(صلی الله علیه و آله)، شلاقی آماده کردند؛ ولی همین که خواست قصاص کند بر بدن حضرت افتاد و شروع به گریه کرد و ایشان را عفو نمود و پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: او رفیق من در بهشت خواهد بود.[۱۵] سپس به علی(علیه السلام) دستور داد، آن پولها را که نزد یکی از زنان بود، بگیرد و میان فقرا تقسیم کند.[۱۶]

فاطمه(سلام الله علیها) و لحظۀ وداع با پدر

در لحظات آخر عمر پیامبر(صلی الله علیه و آله)، فاطمه(سلام الله علیها) بسیار گریان بود. پیامبر(صلی الله علیه و آله) او را به نزدیک خود طلبید و مطالبی را به او گفت: که فاطمه(س) گریه­اش شدت یافت. آنگاه مطلبی را به ایشان گفت: که حضرت زهرا تبسم کرد. ایشان بر پاسخ سؤال دیگران فرمودند که لحظۀ اول پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «در همین درد می­میرم» و در باب شادی و تبسم­اش فرمودند: تو اولین کس از اهل بیت(علیهم السلام) من هستی که به من ملحق می­شود» و این بود که من تبسم کردم.[۱۷] در لحظات واپسین عمر پیامبر(صلی الله علیه و آله) سرش در دامان امیرالمؤمنین(علیه السلام) قرار داشت.[۱۸]

کفن و دفن پیامبر(صلی الله علیه و آله)

هنگامه فوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) خلیفه­ دوم، بنابر عللی در بیرون خانه فریاد می­زد که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فوت نکرده و بسان حضرت عیسی(علیه السلام) پیش خدای خود رفته، در این میان یک نفر از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله) این آیه را خواند: «و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الارسل أفإن مات أو قتل ...»[۱۹]

علی(علیه السلام) جسد مطهر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را غسل داد و کفن کرد؛ چون پیامبر(صلی الله علیه و آله) سفارش کرده بود که نزدیکترین کس مرا غسل خواهد داد[۲۰] و این شخص جز علی کسی نیست. سپس چهره آن حضرت را گشود در حالی که سیلاب اشک از دیدگانش جاری بود. فرمود: «پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با رحلت تو رشته نبوت و وحی الهی و اخبار آسمانها قطع گردید... اگر ما را به صبر و شکیبایی امر نمی­کردید، آنقدر گریه می­کردم که سرچشمه اشک را می­خشکانید».[۲۱]

سپس در قبری که توسط "ابوعبیده جراح" و "زید بن سهل" آماده شده بود و در همان حجره­ای که وفات یافته بود، در خانه­ خودش به خاک سپرده شد.[۲۲]

پی نوشت:

[۱] شیخ مفید، الارشاد، بیروت، موسسه اعلمی، ۱۳۹۹ه.ق ص ۹۷. در تاریخ وفات پیامبر اکرم احتمال زیادی بیان شده است و این بنابر قول مشهور علمای شیعه است. و ابن هشام؛ السیرة‌النبویة، مصطفی السقا و ابراهیم الأبیاری و عبدالحفیظ شلبی، بیروت، دارالمعرفة، بی تا، ج۲، ص۶۵۸ و ابن سعد؛ الطبقات‌الکبری، محمد بن صامل السلمی، الطائف، مکتبة‌الصدیق، ۱۴۱۴، الأولی، ج۲، ص ۵۲۱.
[۲] . ابن واضح، تاریخ یعقوبی، نجف، المکتبه الحدریته، ۱۳۸۴ ه.ق، ج ۲، ص ۱۷۸.
[۳] . شیخ مفید، الارشاد، پیشین، ص ۹۷ و ابن سعد، الطبقات، ج ۲، ص ۲۱۴.
[۴] . همان، ج ۲، ص ۲۱۴ .
[۵] . همان، ج ۲، ص ۲۱۴ .
[۶] ـ ابن هشام، السیرة النبویة، پیشین، ج ۲، ص ۶۵۴ و ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲، ص ۲۱۶.
[۷] ـ شیخ مفید، الارشاد، پیشین، ص ۹۷.
[۸] ـ ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲، ص ۳۳۴، صحیح مسلم، ج ۲، ص ۳۲۵.
[۹] . ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲، ص ۱۹۰.
[۱۰] ـ الشهرستانی، عبدالکریم؛ ملل و نحل، ترجمه و تصحیح سید محمد رضا جلالینائینی، چاپ سوم، ۱۳۶۰، ج ۱، ص ۲۳ و طبری، محمد بن ‌جریر؛ تاریخ‌الأمم ‌و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ اول، ۱۳۵۲، ج ۳، ص ۴۲۹.
[۱۱] . ابن حبل، احمد؛ مسند احمد، دارصار، بیروت، ج۱، ص ۳۵۵.
[۱۲] . ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲، ص ۲۴۴.
[۱۳] ـ طبری، محمدبن‌جریر، پیشین، ج ۲، ص ۴۳۹.
[۱۴] ـ شیخ مفید، الارشاد، پیشین، ص ۹۹.
[۱۵] .التذکرة الحمدونیه، تصحیح احسان عباس، ج ۹، صص ۱۵۳و ۱۵۴.
[۱۶] ـ ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲، ص ۲۳۸.
[۱۷] ـ همان، ص ۲۴۷.
[۱۸] ـ ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین،ج ۲، ص ۲۳۶ و نهج البلاغه صبحی صالح، خطبۀ ۱۹۷.
[۱۹] . ابن هشام، السیرة النبویة، پیشین، ج ۲، ص۶۵۶.
[۲۰] . ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین،ج ۲، ص ۵۷.
[۲۱] . نهج البلاغه صبحی صالح، خطبۀ ۲۳، ص ۳۵۵.
[۲۲] . ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲، ص
۲۸۱



نوشته شده توسط سید ذبیح الله موسوی در پنجشنبه 21 دی 1391

نظرات ()

:: دهه کرامت مبارک
:: تجویز امام رضا علیه السلام به آیت الله بهجت
:: توصیه های آیت الله بهجت برای بخت گشایی
:: با گفتن این ذکر، در دنیا و آخرت با اهل بیت(علیهم السلام)باشیم
:: امام خمینی (ره) : آل سعود وارثان ابی سفیان و ابی لهب و رهروان یزیدند
:: بیانات آیت الله وحید خراسانی به مناسبت سالگرد تخریب بارگاه ائمه بقیع (علیهم السلام)
:: پیام مهم حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی به سایت بازسازی بقیع
:: السلام علی الائمة البقیع
:: خنده هاشمی رفسنجانی از یک دعوای فیزیکی
:: کاریکاتور/مناظره داغ انتخاباتی...!
:: تصاویر منتشر نشده آیت الله مکارم شیرازی
:: سخن زیبای امام علی(ع) درباره بعثت پیامبر(ص)
:: یکی از منحصربفردترین ستادهای تبلیغات
:: مردم ایران با صدای شجریان افطار میکنند یا...؟
:: حجاب دختری مثل پری در دیدار با رهبر انقلاب
:: تصویر قدیمی از سردار قالیباف
:: مبعث مبارک
:: بیست و هفتم رجب
:: تنها راه ساختن ایران روی آوردن به فرهنگ جهادی است
:: از هدایای تروریست‌ها برای حوریان تا ساخت تندیس یزید

:: لیست کامل مطالب ارسالی


ما محبین اهل بیت رسول الله هستیم
سر میدهیم ولی زیر بار زور و منت نمی رویم، این را از رهبرمان آموختیم
در مذهب ما کلام حق نام علیست

و تنها جرم ما مذهب ماست

ما شیعه هستیم
مدیر وبلاگ: سید ذبیح الله موسوی


:: حرفه ای ترین قالب های وبلاگ
:: هواداران دکتر قالیباف
:: آسمان آبی
:: چوپان دروغگو
:: سلام بر مظلومیت علی (ع)
:: حضرت عباس علیه السلام
:: حامیان جمهوری اسلامی
:: یک وبلاگ کامل
:: فاروق
:: رجعت حق
:: ما با ولایت زنده ایم
:: فتنه اموی
:: یک دانشجوی 22 خردادی((انقلابی))
:: ولایت عشق
:: جوینده رستگاری
:: یالثارات الحسین
:: حرم وصال
:: طلبه جهادی
:: آزادی

:: لیست کامل پیوندها



:: شهریور 1392
:: مرداد 1392

:: لیست کامل آرشیو ماهانه

:: آخر الزمان
:: استفتاء (پاسخ به سوالات دینی)
:: اشعار علوی
:: اشعار مهدوی
:: بانک تصاویر
:: بانک صوتی
:: پاسخ‌های کوبنده
:: پایگاه ها
:: پخش شبکه های ماهواره ایی
:: پیشگویی منجم یهودی درباره ظهور م.ح.م.د
:: تاریخچه پرده كعبه
:: تحریف در صحیح بخاری+تصویر
:: تشیع در ایران
:: تعجب یزید از وفاداری حضرت ابوالفضل العباس
:: حراستِ بیت‏ المال از دیدگاه علوی
:: حقیقت معاویه
:: چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن شد؟
:: دحو الارض
:: درباره سفیانی
:: دستورالعمل قرآنی آیت الله قاضی
:: زندگینامه ام البنین (س)
:: سخنی با ابن جبرین1
:: سخنی با ابن جبرین2
:: شهادت حضرت فاطمه (س)در روایات اهل سنت
:: شهدای كربلا
:: شیعه از زبان محمد تیجانی سماوی
:: صلواتهای پر فضیلت
:: ضریح صحیح!
:: فضایل و معجزات امام علی (ع)
:: قرآن کریم با ترجمه فارسی و لاتین
:: کتاب موبایل
:: مراجع و علماء
:: مسجد قبه الصخره، مسجدالاقصی نیست
:: مطالعه روزنامه های امروز
:: معرفی و دانلود کتاب
:: مناظره امام حسین (علیه السلام) با عمربن الخطاب
:: مباحث اعتقادی
:: نرم افزار مذهبی ویژه تلفن همراه
:: نقد عملکرد و عقاید وهابیت
:: وصیت‌نامه حضرت علی(ع)
:: وهابیت و بازگشت به عصر جاهلیت

آبر برچسب ها

کربلا امام حسین عتبات شبهات عراق قم ایران ضریح عاشورا

صفحه نخست | ایمیل ما | لینك آر اس اس | آرشیو مطالب | طراح قالب

Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by http://shia-online.mihanblog.com
Design By : wWw.Theme-Designer.Com