تبلیغات
فقط یک فرقه بر حق است
یکشنبه 6 آذر 1390  01:54 ب.ظ


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 6 آذر 1390

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مجلس شورای اسلامی ، این مرکز در عین حال خواهان رسمیت یافتن تعطیلاتی شده است که در قالب «روزهای بین‌ التعطیلی» مطرح می‌شوند و این مرکز در تازه ترین گزارش خود طرحی را پیشنهاد می‌دهد تا به واسطه آن بتواند نظر دولت را هم در خصوص تعطیلی‌ها تامین کند.

مرکز پژوهش‌های مجلس در تازه‌ترین گزارش خود برای حل معضل تعطیلات در کشور پیش دستی کرده و طرحی را به دولت و نمایندگان پیشنهاد داده است که برمبنای آن تعطیلات رسمی از ۲۵ روز به ۱۶ روز کاهش می‌یابد و در عوض به دولت اجازه داده می‌شود تا روزهای بین‌ التعطیلی را همواره تعطیل اعلام کند.
 
مقصود از این پیشنهادها، البته تجمیع تعطیلات پراکنده در کشور است که به اعتقاد مرکز پژوهش‌های مجلس، معضل اصلی تعطیلات در ایران است.
 
به باور مرکز پژوهش‌های مجلس چالش تعطیلات ایران کم یا زیاد بودن آن نیست، بلکه مشکل اصلی در نظر گرفتن تقویم قمری و شمسی در محاسبه تعطیلات است که اتفاقا همین موضوع پراکندگی تعطیلات در کشور را دامن زده است. مرکز پژوهش‌های مجلس در طرح خود پیشنهاد کرده است که برای حل این مشکل، برخی از ایام مذهبی در سراسر کشور تعطیل اعلام شود و برخی ایام مذهبی دیگر تنها در مناطقی خاص تعطیل اعلام شوند؛
مثل اعلام تعطیلی شهادت امام رضا(ع) فقط در استان خراسان رضوی، این مرکز از این دسته تعطیلات به عنوان تعطیلات محلی یاد می‌کند.
  
مرکز پژوهش‌ها در پیش‌نویس طرح خود پیشنهاد کرده است: تعطیلات رسمی قطعی در تقویم کشور عبارت باشند از:

۴ روز نخست نوروز، روز ۱۳فروردین ماه، روز عید فطر، روز عید غدیر، روز عید قربان، روز نیمه شعبان، روز ۲۸ ماه صفر، روز ۲۱ ماه رمضان، روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی، روز ۲۲ بهمن، روز ۱۴ خرداد و روز اربعین حسینی.تبصره این طرح می‌افزاید:روز ولادت و شهادت امام رضا(ع) در استان خراسان رضوی و روز شهادت امام صادق(ع) و حضرت زهرا(س) در استان قم تعطیل رسمی باشد.
 
...........................................................................................
 
شیعه نیوز :
 
طرح حذف تعطیلی شهادت امام رضا (علیه السلام) ، امام صادق ( علیه السلام ) و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) توسط مرکز پژوهش‌های مجلس اقدام سخیفی بود که پیش از این نیز توسط برخی افراد غیر مسوول مطرح و با عكس العمل شدید مراجع معظم تقلید روبرو گردید . نویسندگان این طرح میبایست هرچه سریعتر تنها به دلیل بیان آن از اقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، مراجع معظم تقلید و شیعیان و محبین اهل بیت (علیهم السلام) پوزش طلبیده و امیداست این ابراز ندامت مورد قبول واقع گردد .


  • آخرین ویرایش:-

به نقل از تابناک، ما که به لطف خدا، عزاداری را از نیاکان خود در سایه مکتب اسلام و سیره پیامبر اکرم و اهل بیتش فراگرفته‌ایم، لازم است این سنت حسنه را به نسل خود با منطق و آثار و برکات آن منتقل کنیم.

خداوند در سوره «کوّرت» با یک آهنگ استثنایی می‌پرسد: آن گاه که آفتاب تابان تاریک شود و ستارگان تیره شوند و کوهها به حرکت درآیند و ... پرسیده شود که دختران زنده به گور به کدامین گناه کشته شدند؟ ناگفته پیداست که مشرکین دختران خود را زنده به گور می‌کردند. ولی چون این دختران مظلوم بودند، خداوند به حمایت آنان برخاسته. (این بود نمونه حمایت از مظلوم، هرچند مسلمان نباشد).

و اما حمایت از مظلومان مؤمن. در سوره «بروج» می‌خوانیم مرده باد اصحاب اخدود که با ریختن مؤمن به دره‌ای و سوزاندن آنان، بیننده این جنایت خود بودند، حال آن که تنها گناه آنان ایمان به خدای عزیزِ حمید بود؛ بنابراین گفتن مرگ بر ظالم، یک سنت قرآنی است.

و اما سیره نبوی. پس از آن که هفتاد و دو نفر از یاران پیامبر در احد کشته و در خانه‌ها عزاداری بپا شد، پیامبر اکرم پرسید: چرا برای حضرت حمزه که سید شهدا بود، عزاداری نمی‌شود؟! معلوم می‌شود عزاداری برای شهید مورد توجه است و همچنین همین که جعفر طیار در جنگ شهید شد، پیامبر دستور داد برای آل جعفر غذا تهیه کنید. از این نیز معلوم می‌شود، تغذیه عزاداران و داغداران یک سفارش نبوی است.

تجلیل بزرگان در قرآن

عزاداری و بیان فضائل اهل بیت، نمونه‌ای از یاد نیکی است که خدا به پیغمبرش می‌فرماید و رفعنا لک ذکرک.

توجه دلها به اهل بیت، نمونه‌ای از دعای ابراهیم است که از خدا خواست خدایا، دلهای مردم را به سوی خاندانش سوق دهد. (فاجعل افئدة من الناس تهوی الیهم) عشق به اهل بیت مصداق روشن وعده‌ای است که خداوند به مؤمنین داده که «سیجعل لهم الرحمن ودّا»

در مراسم عزاداری و نقل فضائل مطالبی را به خوبی درک می‌کنیم:

به خوبی می‌فهمیم که چگونه فرجام نیک برای متقین است. (و العاقبة لاهل التقوی)
به خوبی می‌فهمیم که چگونه نقشه‌های شیطانی ضعیف است و چگونه نقشه بنی‌امیه نقش بر آب شد. (ان کید الشیطان کان ضعیفا)
به خوبی می‌فهمیم که چگونه خداوند حق را بر سر باطل کوبید و آن را دمغ کرد. (بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه)
به خوبی می‌فهمیم که چگونه خواستند نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا هر روز آن را برافروخته‌تر می‌کند. (یریدون ان یطفئوا نورالله بافواههم)

بنا به روایات، در تاریخ انبیاء و پیامبر اسلام و اهل بیت، همه آنان برای امام حسین اقامه عزاداری می‌کردند. البته اقامه عزاداری خواندن تاریخ کربلا در منزل نیست. بلکه مثل برپایی نماز، نیاز به یک توجه و عنایت و حرکت و حماسه دارد.

امروز دشمنان ما اقرار می‌کنند که ما حریف شیعیان نمی‌شویم، زیرا آنان دو بال قوی دارند؛ بال سرخ که عاشوراست و بال سبز که انتظار حضرت مهدی است. آنان از شهادت نمی‌ترسند. از محاصره نظامی، اقتصادی، تبلیغاتی، شهادت، اسارت نمی‌ترسند. چون رهبرشان امام حسین آن گونه در محاصره اقتصادی قرار گرفت که آب خوردن برای اطفال نداشت و آنگونه در محاصره نظامی قرار گرفت که هفتاد و دو نفر میان سی هزار دشمن قرار گرفتند و آنگونه در میان هیاهوی مخالفان قرار گرفت که هنگام سخن گفتن امام با هیاهو، جلوی شنیدن مردم را گرفتند؛ اما شهادت و اسارت را پذیرفت و زیر بار زور نرفت. الگوی شیعیان چنین فردی است.

از سوی دیگر، اینها به کمتر از رهبر معصوم و عدالت عمومی روی کره زمین با هیچ فردی قانع نمی‌شوند و هیچ حکومتی با هیچ شیوه‌ای اینان را راضی نمی‌کند و اینان همچنان در انتظار آن رهبر غایب هستند و ارادتی که به علما و مراجع دارند، به دلیل آن است که این افراد را نایب آن سرور می‌دانند.

عزاداری هماهنگی با انبیا و اهل بیت و همنوایی با حضرت مهدی است. امام صادق ـ علیه السلام ـ به شاعری فرمود: شنیده‌ام مرثیه می‌خوانی؟ گفت: بله. فرمود: بخوان. امام آنگونه با صدای بلند گریه کرد که از کوچه صدای حضرت شنیده می‌شد.
عزاداری هماهنگی با فرشتگان و بهشتیان است. امام زمان ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: ای حسین، عزاداری تو در اعلی علیین اقامه شده و حتی حورالعین در عزاداری تو به صورت خود سیلی می‌زنند. (و لطمت علیک الحورالعین)
عزاداری نوعی بیعت با امام از راه دور و از طریق احساسات است.
عزاداری ارعاب ستمگران و اعلام حمایت از مظلومان است.
عزاداری، نشان دادن الگو به همه اقشار است. به نوجوان می‌گوید از حضرت قاسم (پسر سیزده ساله امام حسن مجتبی که در کربلا بود) یاد گیرید که اگر بناست رهبر مردم، جنایتکاری مثل یزید باشد، مرگ از عسل شیرین‌تر است. به جوان می‌گوید از علی اکبر یاد گیرید که به پدر خود گفت اگر راه ما حق است، هیچ باکی نیست.
عزاداری یعنی مخالفت و حذف همه سیاست‌های انحرافی.
عزاداری یعنی زنده نگاه داشتن خاطرات فداکاران. (بر همه افرادی که توان دارند، حج واجب شده و بخشی از اعمال حج، زنده نگاه داشتن خاطرات ابراهیم و اسماعیل و هاجر است. زائران خانه خدا در صفا و مروه شبیه‌سازی می‌کنند و همچون هاجر با هیجان می‌دوند، تا آن خاطره زنده بماند و ما همان گونه که از پدر و پسر و همسر در مکه تجلیل می‌کنیم، باید از امام حسین و فرزندان و اصحاب و زینب کبری و خاندان او نیز تجلیل کنیم.)

شاید اگر بگوییم تجلیل ما در کربلا باید بیش از مکه باشد، سخنی گزاف نگفته‌ایم، زیرا در مکه ابراهیم و اسماعیل آماده گذشت از جان شدند. ولی قتلی صورت نگرفت؛ اما در کربلا علاوه بر قتل، قطعه قطعه شدند. در مکه چند ساعتی برای کودک آنجا (اسماعیل) آب نبود، ولی بعد آب زمزم از زمین جوشید. ولی در کربلا آب نجوشید؛ بنابراین تجلیل فداکاران که در مراسم حج آمده، بزرگداشت فداکاری آنان است.

عزاداری یعنی اجتماع، تعهد، غیرت، حرکت هدفمند.
عزاداری یعنی وحدت ملی (ترک و فارس، عرب و عجم، زن و مرد با هر نوع لهجه و آداب و رسوم)
عزاداری یعنی یک بسیج ده‌ها میلیونی همراه با سوز بدون اجبار و بدون چشم‌داشت؛ عاشقانه و هر سال.
عزاداری یعنی صبر و مقاومت را ببین و یاد گیر.
عزاداری یعنی بلند نگاه داشتن پرچم مقاومت، مبارزه، مکتب، انقلاب، ایثار، اخلاص، شجاعت.
عزاداری یعنی یک کلاس عمومی تعلیم و تهذیب؛ رضاخان که مأمور محو اسلام بود، به فکر منع عزاداری افتاد.
عزاداری یعنی نگه داشتن قانون پیروزی خون بر شمشیر؛ همان چیزی که امروز در بیداری اسلامی کشورها دیده می‌شود.
عزاداری یعنی عالی‌ترین نوع تنفر از ظلم و ظالم.
عزاداری یعنی قساوت‌زدایی و تحریک عواطف و مظلوم‌یابی و ظالم‌کوبی.
عزاداری یعنی بزرگ داشتن شعائر.
عزاداری یعنی نفوذ در دل مردم دنیا، تا آنجا که گاندی می‌گوید: رهبر من امام حسین است، تا آنجا که در دانمارک که کاریکاتور پیغمبر را کشیدند، بزرگترین اجتماع روز عاشورا برای شیعیان در خیابان‌ها جلوه می‌کند.
عزاداری یعنی دعوت به حق و منطق، ولی در قالب احساسات و هنر.
عزاداری بستری برای میلیون‌ها سفر به شهر و روستا و در سایه آن صله رحم و بازدید از وطن و انواع کمک‌ها.
عزاداری بستری برای ده‌ها هزار هجرت روحانیون به دورترین نقاط دنیا و رساندن پیام اسلام.
(در سایه عزاداری است که در خیابان‌های نیویورک نماز جماعت برپا می‌شود)
عزاداری بستری برای رشد حماسه‌ها، اشعار و هنرها و ایثار به دیگران و بستری برای بذل جان و مال است.
عزاداری یعنی تعطیل کردن بازارها و خیابان‌ها و به فکر مظلوم افتادن و ظالم را محاکمه کردن.
عزاداری یعنی از جرقه‌ها جریان ساختن.
عزاداری یعنی خود را در آیینه کمال دیدن. امام از جان، مال، فرزند، وطن، همسر، مسکن، لباس، غذا، طفل، جوان، اصحاب و ... گذشت، فقط از دین نگذشت. ما چه کرده‌ایم؟
عزاداری یعنی محو طبقات؛ تاجر و فقیر، شهر و روستا، زن و مرد، کوچک و بزرگ، همه یکسو شدن.
در عزاداری می‌آموزیم که در سخت‌ترین شرایط از خدا راضی باشیم که امام حسین ـ علیه السلام ـ فرمود: «رضاً برضاک» و در سخت‌ترین شرایط به سراغ غیرخدا نرویم. که فرمود: «لا معبود سواک».
در عزاداری می‌آموزیم به ولایت الهی وفادار باشیم. هرچند دو دستمان قطع شود.
در عزاداری می‌آموزیم که له می‌شویم، ولی شکسته نمی‌شویم.
در عزاداری است که می‌شنویم درهای غیب به روی افراد باز می‌شود.
در عزاداری می‌آموزیم که بالاترین هدف، رضای ولی خدا و امام معصوم است.
در عزاداری می‌آموزیم اقامه نماز حتی به قیمت هر کلمه یک تیر.
در عزاداری می‌آموزیم آنچه مهم است، اراده است. سن مهم نیست. نوجوان باشد یا سالمند. (قاسم یا حبیب)
در عزاداری می‌آموزیم بالاترین سختیها افرادی را حتی از مستحبات دور نمی‌کند.
در عزاداری می‌آموزیم که چگونه مسلمان به خاطر پیروی از طاغوت و علاقه به دنیا از کفار بدتر می‌شود. (مسیحیان همین که دیدند پیامبر اسلام با دختر و فرزندش برای مباهله آمده، حیا کردند. ولی طرفداران بنی‌امیه با اینکه دیدند امام حسین با زن و بچه به کربلا آمده، حیا نکردند)
در عزاداری می‌آموزیم که چگونه انسان از گرگ درنده‌تر می‌شود و غرور و تکبر و ریاست، نااهلان را تا آنجا پیش می‌برد که چوب بر لب و دندانی می‌زند که از آن دعای عرفه صادر شده و پیغمبر آن را می‌بوسیدند.
در عزاداری می‌آموزیم که انسان وجود خطرناکی است که اگر خدا او را حفظ نکند، به جای معرفت و دوستی و پیروی اهل بیت که مزد رسالت است، اهل بیت را به نحو بی‌نظیری شهید می‌کنند و حتی از کشتن کودک و آتش زدن خیمه و ... نمی‌گذرد.
در عزاداری با مدیریت بحران آشنا می‌شویم، که امروز در دانشکده‌های مدیریت یک فصل مهمی را به خود اختصاص داده.
عزاداری یعنی بیدار کردن خفتگان، تعلیم جاهلان، به غیرت آوردن بی‌تفاوتان؛ هرچند به قیمت زیر سم اسب رفتن باشد.
از کربلا می‌آموزیم که حق‌الناس بر هر چیزی مقدم است. (امام حسین ـ علیه السلام « زمین کربلا را خرید، تا خونش در زمین مردم ریخته نشود و زایرانش در ملک مردم پا ننهند.)

در کربلا می‌آموزیم توجه به برده و آزاد یکسان است. (امام حسین هم سر علی اکبر را در بغل گرفت، هم سر غلام را)
از کربلا می‌آموزیم سر از بدن جدا می‌شود، ولی از قرآن جدا نمی‌شود. (سر امام بالای نی قرآن خواند.)
از کربلا می‌آموزیم که چگونه افرادی به خاطر جایزه و حکومت ری گول خوردند.

در عزاداری می‌آموزیم که باید کارهای خیر عمومی باشد. امام صادق فرمودند زنها هم در عزاداری شرکت کنند.
در عزاداری می‌آموزیم که احکام الهی باید همه جا پیاده شود.
عزاداری نماد بزرگی از تولی و تبری است.
در عزاداری می‌آموزیم که یک تیم هفتاد و دو نفری در نیم روز می‌توانند برای ابد الگو باشند.
در عزاداری می‌آموزیم می‌توان یک بسیج سریع، خالص برای اهداف بلند به راه انداخت.
عزاداری نیابت بردار نیست؛ یعنی نمی‌توان کسی به جای دیگری در مجلسی شرکت کند، بلکه خودش باید دل بدهد، دل بسوازند، اشک بریزد، خرجی بدهد، حرکت کند.
در عزاداری می‌آموزیم که باید از بازماندگان همدردی کنیم. این مسأله به قدری مهم است که حتی ریاکاری در آن جایز بوده و مستحب است خودتان را به صاحب عزا نشان دهید.

در پایان به چند نکته فقهی اشاره کنم:

1 ـ لب زدن به هر خاک حرام است، جز خاک کربلا.
2 ـ در حرم کربلا مثل خانه خود نماز را چهار رکتی می‌توان خواند؛ یعنی در آنجا احساس غربت نکن.
3 ـ به گفته روایات خاک کربلا رمز قبولی نماز است.
4 ـ خاک کربلا انیس مرده در قبر است.
5 ـ خاک کربلا رمز امان و بیمه کالاهای تجاری است.
6 ـ تسبیح خاک کربلا نشان وفاداری به شهدای کربلاست. همانگونه که طرفداران رنگ قرمز و آبی با همان پرچم و اتوبوس تظاهرات می‌کنند، شیعیان نیز با داشتن خاک کربلا وفاداری خود را اعلام می‌کنند که ما طرفدار تیمی هستیم که زیر بار زور نرفت و تسلیم طاغوت نشد.
7 ـ جالب آن است که دعایی که برای آب فرات آمده، همان دعایی است که برای آب زمزم است؛ «اللهم اجعله علماً نافعا و رزقاً واسعاً و شفاعاً من کل داء».
8 ـ با اینکه آب فرات پیش از شهادت بوده و اکنون این آب، آب زمان امام حسین نیست، اما به خاطر کوچکترین مناسبت باید در بستر زنده نگه داشتن کربلا مورد توجه قرار گیرد.
9 ـ با اینکه قبر مرده عادی را پس از متلاشی شدن بدن و یا سی سال می‌توان نبش کرد، ولی قبر شهید را حتی اگر یک سرباز ساده باشد، برای هیچ وقت نمی‌توان نبش کرد.
10 ـ وظیفه ما زنده نگه داشتن آثار و یادگارهای شهداست. همان گونه که امام صادق‌ـ علیه السلام‌ ـ پیراهن امیرالمؤمنین را که در آن شهید شده بود، نگاه داشته و گاهی به مهمانهای خود نشان می‌داد و امام سجاد فرمود: پیراهن پدرم را که در آن شهید شده و مادرم آن را بافته، به ما برگردانید


  • آخرین ویرایش:-

نماینده مردم کاشمر در مجلس گفت: عشق به امام حسین(ع)، مردم این کشور و مسوولان را در برابر هر تهدیدی بیمه و مصون می‌کند.

محمدرضا خباز در گفت‌وگو با ایسنا، افزود‌: تا زمانی که جوانان ما متحد و منسجم زیر چتر رهبری قرار داشته باشند، هیچ‌کدام از توطئه‌های دشمنان به جایی نمی‌رسد.

وی با بیان این که بهره‌گیری از مجالس سیدالشهدا بر آگاهی و شعور افراد می‌افزاید، از این رو جوانان باید در این مسیر پیش‌قدم باشند، اظهار داشت: همیشه باید قدردان جلسات امام حسین (ع) بود و از این مکتب پاسداری کرد.

وی اظهار داشت: اگر امروز توانسته‌ایم بعد از هشت سال دفاع مقدس، کشور را آباد کنیم و جوانان ایران در تمام دنیا خوش بدرخشند، به خاطر عشقی است که مردم این کشور به امام حسین (ع) دارند.

وی گفت‌: اگر مجالس سیدالشهدا و تأسی به فرهنگ عاشورا را از فرهنگ مملکت حذف کنیم، بدون شک به جایی نمی‌رسیم.

عضو فراکسیون خط امام(ره)، با اشاره به اینکه تمام تلاش دشمنان امروز در این راستاست که وجهه اسلامی‌ را از کشور بگیرند و وجهه رهبری را تضعیف کنند، تصریح کرد: تا زمانی که فرهنگ اسلامی و عاشورایی در این کشور باشد هیچ‌گاه نمی‌گذاریم، کسی به این کشور طمع کند


  • آخرین ویرایش:-

آیت الله "حسین وحید خراسانی" از مراجع معظم تقلید امروز دوشنبه در آخرین جلسه درس خارج خود پیش از آغاز ایام تبلیغی ماه محرم الحرام، بر چهل روز دعا و استغاثه برای تعجیل فرج تاکید کردند.

ایشان ضمن قرائت آیه 33 سوره اسرا که می فرماید "... وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا..." افزود: امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) مدعی خون مظلومان و در راس آنان سیدالشهدا(علیه السلام) است.

آیت الله وحید با تاکید بر قرائت دعای فرج و استغاثه به درگاه خدا برای تعجیل فرج ادامه داد: امسال از عاشورا تا اربعین دعای فرج را بخوانید و مردم هم در مجالس به این امر توجه ویژه نشان دهند.

این مرجع تقلید گفت: هر روز یک جز قرآن بخوانید و به محضر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) هدیه کنید تا این هدیه موجب لطف و عنایت او شود بلکه به کیمیای نظر او وجودمان منقلب شود

متن کامل توصیه های معظم له بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین


قال الله سبحانه و تعالی: "وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ"[1]

پیشآمد عاشوراست. عاشورا را نه کسی شناخته و نه هم خواهد شناخت.

مرحوم آخوند وقتی از دنیا رفت، آن مردی که در دقت نظر، حاشیه رسایلش آیتی است و در حاشیه مکاسبش در هر سطری اهل فقه می دانند چقدر هنر کرده، با این قدرت فکری وقتی او را مشاهده کردند اهلش، گفت: ما تا در دنیا بودیم نفهمیدیم سید الشهدا کیست، وقتی آمدیم به اینجا فهمیدیم او کیست. هنوز باز زود است. آخوند در حیات برزخی دیده او را. آن وقتی شناخته می شود كه در حیات اخروی بشر قدم بگذارد، بعد بفهمد او كیست و او چه كرد. كاری كه او كرد كاری است كه امام حسن بن علی متن كلامش این است: لا یوم كیومك، روزی مثل روز تو نیست. روز جمیع انبیا، روز جمیع اوصیا، روز جمیع اولیا، همه را دید، بعد فرمود: لا یوم كیومك. او چه كرد؟ به بشریت فهماند: اغلی و اعلی از گوهر حیات انسان گوهری نیست و این گوهر به هر ثمنی سودا بشود، خسران است و حسرت؛ فقط آن كس از حسرت رسته كه این اغلی الجواهر را معامله نكند الا به یك ثمن و آن ثمن خداست. بذل مهجته فیك[2]

بعد رسید به کجا؟ به جایی که حجت خدا فرمود: مداومت کنید بر سوره‌ی فجر؛ "وَالْفَجْرِ ، وَلَیَالٍ عَشْرٍ"[3] . آن شبهای دهگانه چیست، آن شفع چیست، آن وتر چیست، آن فجر کدامست، آن کسی که فرمود: مداومت کنید بر سوره فجر، او دانست كه این سوره از كجا شروع می‌شود، به كجا ختم می‌شود. شروع از فجر است: وَالْفَجْرِ ، ختام: "یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ، ارْجِعِی...  ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً"[4]. دیگر كلّ البیان، هر بیانی گنگ است، هر قلمی می‌شكند. ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً. فروخت خودش را به خدا.

ماه ماه خداست. ایام ایام خداست. نص قرآن این است: "وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ". در این ایام كسانی كه اغتنام فرصت كنند و این وقت را غنیمت بشمرند... ایام عاشورا بهاری است كه دل‌ها زنده می‌شود. بالاترین بهره از فقاهت این است. كسانی كه فهمیده‌اند، به فقه دین رسیده‌اند، از این ایام حد اكثر استفاده را بكنند. این عمر را صرف خدا كنند؛ اگر بهتر، بالاتر از این بود، خدا می‌فرمود. "وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ" . دعوت كنید مردم را به خدا. به مردم بفهمانید: چه بودند، چه شدند، چه خواهند شد. "فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ"[5]. اول خودتان بنگرید بعد به مردم تذكر بدهید؛ "فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ ، خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ ، یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ[6]". كیست كه أَنْشَأَكُمْ ... "وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ"[7] تا جایی كه فرمود: "ثمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ"[8].

داد آنچه را داد اما ما جز خسارت هیچ نبردیم، چون این زندگی صرف شد در غیر او. حالا از خواب بیدار شو، راه بسیار دشوار است، برگشتنی نیست. دار عمل تمام شد روزگار جزا رسید، هیچ نیست، فقط مددی لازم است.

هم خودتان، هم به مردم توصیه كنید: شروع كنید از اول قرآن، حد اقل هر روز یك جزء قرآن بخوانید. با كلام الله روح را منور كنید: نوروا بیوتكم بتلاوة القرآن.[9] "قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِینٌ"[10].این خانه‌ی دل تاریك را به این چراغ روشن كنید، ولی از آن حدیث صحیح غفلت نكنید: آن قرآن را به امام زمان هدیه كنید تا این هدیه موجب لطف او بشود و عنایت او. مگر به كیمیای نظر او مس وجود من و تو منقلب بشود و الا اگر آن اكسیر به این آهن نخورد قلوبهم كالحجارة بل هی اشد قسوة. این راه اول است.

در مجالس، در محافل احیاء كنید امر آل محمد را. فضیل بن یسار از اعیان اصحاب است. بیان ائمه با فقها از روات، خیلی قابل دقت و نظر است. متن كلام این است... برنامه‌ی همه مجالس عاشورا را این حدیث قرار بدهید. متن كلام امام خصوصیتی دارد:

یا فضیل: تجلسون وتحدثون؟ جلسات دارید؟ این سؤال اول است. بعد وتحدثون؟ آن جلسات را به احادیث ما... خواست بفهماند: مزین می‌كنید؟ قال: نعم! جعلت فداك. قال: إن تلك المجالس أحبها. خوشا به حال آن‌ها كه مجالسشان شد محبوب او. إن تلك المجالس أحبها. وقت مردم را به روزنامه‌ها ضایع و باطل نكنید، به این سیاست‌بافی‌ها خودتان و مردم را سودا نكنید. فقط قرآن، روایات اهل بیت عصمت. إن تلك المجالس أحبها فأحیوا أمرنا[11] .زنده كننده‌ی امر ما باشید، حمال زید و عمرو نشوید. بدبختی ما این است: زندگی را به كسی كه باید سودا كنیم، گم كردیم او را. سزای ما هم این است "وَیُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِینَ وَیَفْعَلُ اللَّهُ مَا یَشَاءُ"[12]. مجالس باید مشحون باشد به احیاء امر اهل بیت.

یا فضیل ! فرحم الله... -گفتنش سهل است- فرحم الله من أحیى أمرنا[13]. كسی كه نفس او عالم امكان را به هم می‌زند، یعرف الامام: فی العلم واستجابة الدعوة[14]. همچو كسی به نسبت تحققیه- نه ترقبیه: نفرمود یرحم الله بلكه- فرمود: رحم الله من أحیى أمرنا. چه گفت؟ رحمتی كه او خواست چه رحمتی است؟ قرآن بخوان تا بفهمی گفته‌ی او چه بود: "وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ". تجلسون وتحدثون؟ حدیث كنید، امر ما را احیاء كنید، فرحم الله من أحیى أمرنا، یا فضیل! من ذكرنا... من ذكرنا أو ذكرنا عنده فخرج من عینه ، چه اندازه؟ به اندازه‌ی بال مگسی، همین اندازه اگر چشمش بر مصائب ما تر بشود، غفر الله ذنوبه ولو كانت أكثر من زبد البحر[15]. آیا چه شده كه این كلمه را فرموده؟ آیا چه اتفاق افتاده؟

بشناسید صاحب این ایام را و به مردم بشناسانید. چه كسی است كه تأثر برای او به قدر بال مگسی اگر چشم تر بشود، تمام گناهان همه آمرزیده می‌شود؟ كشف انّی می‌كند كه كار چه كاری بوده.

محمد بن ابی جریر القمی، قال: سمعت أبا الحسن الرضا- كلام امام ششم برهانش این است- قال: سمعت ابا الحسن الرضا یقول لأبی: من زار الحسین بن علی عارفا بحقه كان من محدثی الله فوق عرشه. كه بود، چه كرد كه زائر قبر او می‌شود طرف سخن با خدا فوق عرش خدا؟ ثم قرأ: "إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ ، فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیكٍ مُقْتَدِرٍ"[16]. رفتن به زیارت او آن قدم را به مقام عندیت ملیك مقتدر می‌رساند. اگر زائر قبرت، یا ابا عبدالله، عند ملیك مقتدر، آیا خودت با آن سر بریده كجایی؟

قال: قلت لأبی عبد الله: ما لمن زار الحسین؟ قال... روایت معتبر، به سندی كه شیخ انصاری در اعظم مسائل به این سند فتوا می‌دهد. ما لمن زار الحسین؟ قال: كان كمن زار الله فی عرشه. قال: قلت: ما لمن زار احدا منكم؟ قال كمن زار رسول الله[17]. دیگر كمیت بیان لنگ است. كسی كه یكی از شما را زیارت كند، مقام او چیست؟ فرمود: كمن زار رسول الله، اما كسی كه حسین را زیارت كند كمن زار الله فی عرشه.

كربلای او شد عرش خدا، زیارت او شد زیارت خدا. افسوس كه ما نفهمیدیم كه بود و چه كرد و آن روز چه شد. این چند كلمه كافی است، همه اهل فضل اید شرح نمی خوا‌هد:

لقد صرع بمصرعك الإسلام، وتعطلت الحدود والأحكام، وأظلمت الأیام، وانكسفت الشمس، وأظلم القمر، واحتبس الغیث والمطر[18]... لا اله الا الله... واهتزّ العرش والسماء، واقشعرت الأرض والبطحاء، فجع... فجع بك الرسول، وازعجت البتول، وطاشت العقول[19]

السلام على من طهره الجلیل، السلام على من افتخر به جبرئیل[20]. یا ابا عبدالله! تو که هستی؟ که بودی چه کردی؟ السلام على من ناغاه فی المهد میكائیل[21]، ... السلام على من انتهكت حرمة الاسلام فی إراقة دمه[22].

فنزع الرسول الرداء، وعزاه بك الملائكة والأنبیاء[23]. آن کلمه ای که کمر شکن است این است: وفجعت... وفجعت. فاجعه چیست؟ وفجعت بك أمك... وفجعت بك أمك فاطمة الزهراء[24]

واقیمت علیك المآتم فی أعلا علیین، تلطم علیك فیها الحور العین، وتبكیك السماوات وسكانها، والجبال وخزّانها، والسحاب وأقطارها، والأرض وقیعانها، ومكة وبنیانها، والجنان وولدانها، والبیت والمقام والمشعر الحرام[25]

یا صاحب الزمان! یا صاحب الزمان! تویی صاحب عزا. "وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا"[26]. ای ولی آن خون که گرفت روی دست گفت: بسم الله وبالله وفی سبیل الله وعلی ملة رسول الله، بیا! بیا! بفهمان که بود، بگو چه شد، آن پیراهن غرقه به خون را بر سر دست بلند کن.

امسال از عاشورا تا اربعین دعای فرج را بخوانید، مردم در مجالس بخوانند. صاحب عزا اوست، او باید بیاید امر او را احیا کند.

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله وحید خراسانی


  • آخرین ویرایش:-

طبق معمول سال های گذشته و در آستانه ی ماه محرم الحرام در شامگاه روز چهارشنبه 26 ذی حجة الحرام 1432ق (2/9/1390) جمع کثیری از روحانیون مبلغ حوزه های علمیه در شهر مقدس قم با بزرگ مرجع جهان تشیع حضرت آیت الله سید «صادق حسینی شیرازی» دیدار کردند تا از رهنمودهای ایشان بهره مند گردند.

 

 

 

 

 


معظم له ضمن دعا برای میهمانان، به ایراد بیاناتی ارزشمند در باب شعائر حسینی پرداختند و سخنان خود را با بخشی از خطبه ی حضرت سیدالشهدا علیه السلام در روز دوم ماه محرم سال 61 آغاز کرد که آن حضرت به هنگام ورودشان به کربلای معلی ایراد نمود و فرمود: «...الناس عبید الدنیا والدین لعق علی ألسنتهم، یحوطونه ما درّت معایشهم، فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون؛ مردم برده ی دنیایند و دین را به زبان می خواهند و تا زمانی که روزگارشان به کام باشد، گرد آن می گردند و چون در بوته ی آزمایشِ سخت درآیند، دین داران کم شمار خواهند شد».

آن گاه در تبیین این مطلب فرمود: با توجه به این که لفظ «ناس» عمومیت دارد، جز وجود نازنین ایشان همه را فرا می گیرد و در واقع طبیعت انسان ها بر خلاف فطرت الهی شان این گونه بروز می نماید و به قول علما، قضیه ای است خارجیه، یعنی جز موارد استثنا همگی این گونه اند و برده ی دنیایند، آن سان که به فرموده ی قرآن کریم «عَبْدًا مَّمْلُوکًا لاَّ یَقْدِرُ عَلَی شَیْءٍ؛ برده ای زر خریدی که هیچ کاری از او بر نمی آید» (نحل، آیه75».

این مرجع عالیقدر افزود: این جماعت هنگامی که از دین سخن می گویند نه به جهت دلسوزی برای دین است، بلکه دین، نزد آنان مانند شیرینی ای می ماند که در دهان داشته باشند و تا شاید مورد طبعشان قرار بگیرد و در واقع دین برای آنان وسیله ی کسب موفقیت های دنیایی است، اما اگر همین ها احساس خطر کنند از دین روی برتافته و به راهی غیر از راه دین می روند. معاویه، یزید و ابن سعد همیشه از دین دم می زدند ولی وقتی بنا بر آن شد که بر پیکر حضرت سیدالشهدا علیه السلام اسب بتازند، همین ابن سعد فریاد برآورد و گفت: ای سواران و رزم آورانِ خدا بتازید. آیا دین این است و چنین کرداری می خواهد؟ هرگز چنین نیست.

حضرت آیت الله شیرازی افزود: چنان که مرحوم علامه مجلسی نقل کرده اند و به خاطر دارم هنگام ورود امام حسین علیه السلام به کربلا 1500 تن ایشان را همراهی می کردند و پشت سر حضرتش نماز می گزاردند، دستان ایشان را می بوسیدند، ولی وقتی دریافتند که آزمونی سخت در کار است جز اندکی از آنان، همگی شان حضرت را تنها گذاشتند. البته همان هایی که امام را رها کردند، بعدها بر غربت حضرتش گریه می کردند.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود فرمود: ماه محرم و صفر را در پیش داریم، لذا برای پیروز شدن در تمحیص، یعنی آزمون سخت که امام حسین علیه السلام بر آن تکیه داشتند، باید از خدای متعال یاری بخواهیم و اهل بیت علیهم السلام را در این راه واسطه قرار دهیم و البته عزم و اراده ی قوی و ناگسستنی نیز داشته باشیم. فراموش نکنیم که در گذشته های بسیار دور در زمان بنی امیه، بنی عباس، بنی عثمان و دیگر خودکامگان کسانی بودند که در بوته ی آزمون قرار می گرفتند، لذا خانه و کاشانه و نزدیکان و خویشاوندان خود را ترک می کردند و به دیار غربت می رفتند که گاهی این غربت نشینی بیست سال طول می کشید و دیدار به قیامت می افتد و البته در آن زمان دسترسی حاکمان به فراریان ممکن بود.

معظم له در این معنا داستانی بیان کرد که: عطیه عالم و مفسر قرآن، همراه و یار جابر بود. او به جرم نقل روایت درباره ی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام از سوی حجاج بن یوسف ثقفی تحت تعقیب قرار گرفت و به فارس (ایران) گریخت، اما در آن جا نیز از گزند حجاج در امان نماند و به فرمان حجاج او را دستگیر کردند، محاسنش را کندند و چهارصد ضربه تازیانه بر بدن ضعیفش زدند. با این احوال تعداد افرادی که چون او به نیکی از عهده ی آزمون های سخت برآمدند چقدر بودند؟

ایشان در بخشی دیگر از سخنان خود یادآوری و تأکید کرد: ملاک اهل بیت علیهم السلام هستند و باید به قول، فعل و تقریر آنان پایبند بود، چه این که «المتقدم لهم مارق، والمتأخر عنهم زاهق، واللازم لهم لاحق؛ آن که از ایشان عقب افتد نابود شده است و آن که همراهی آنان را برگزیند به مقصد خواهد رسید».

بنابراین، تا آن جا که از عهده ی ما بر می آید خود را با راه و سیره ی اهل بیت علیهم السلام همسو کنیم تا به سر منزل مقصودِ موردِ رضای خدای منّان برسیم، چراکه به همین دلیل امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف در توقیع شریف خود خطاب به شیخ مفید فرمودند: «الناصر للحق، والداعی إلیه؛ یاری گر حق و دعوت کننده به آن». با این توصیفی که از امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف درباره ی شیخ مفید آمده است دیگر هیچ تردیدی درباره ی حقانیت امام حسین علیه السلام و شعائر حسینی وجود ندارد.

این مرجع عالیقدر در ادامه فرمود: قرآن کریم بُدنه (شتر قربانی در حج) را از شعائر الهی خوانده، می فرماید: «وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَکُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ؛ و شتران فربه را برای شما از [جمله ی] شعائر خدا قرار دادیم» (حج، آیه36) از نظر فقهی اگر ـ مثلاً طواف عمداً ترک شود حج باطل است، اما اگر قربانی عمداً ترک شود حج باطل نیست، اما دِینی است که بر ذمه ی حاجی می ماند. دیگر اجزای حج نیز شعائر الهی است، ولی می بینیم قربانی و سعی را شعائر الهی خوانده است در حالی که اهمیت این موارد از برخی موارد دیگر کمتر است. روشن باشد در این جا از حصر که لفظ «انّما» نشانه ی آن است سخنی به میان نیامده و فقط موضوع موجبه ی جزئیه مطرح است.

ایشان افزود: توجه داشته باشیم که گوسفند و دیگر دام ها یا خاک فی نفسه ارزش ندارد، اما چون خدای متعال فرمان می دهد که دامی در مناسبتی واجب قربانی شود یا در جایی مثل عرفات توقف صورت گیرد آن دو شعائر خدا می شود و چون صدق عرفی پیدا می کنند اگر قرآن کریم هم نمی گفت می بایست آن را از شعائر خدا دانست، چراکه کبرایش در قرآن کریم آمده است، آن جا که می فرماید: «ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَی الْقُلُوبِ؛ این است [فرایض خدا] و هرکس شعائر خدا را بزرگ دارد در حقیقت، آن [حاکی] از پاکی دلهاست»(حج، آیه32).

حضرت آیت الله شیرازی با این مقدمه به شعائر الهی بودنِ مراسم مرتبط به حضرت سیدالشهدا علیه السلام پرداخته، فرمود: هرچه با حضرت سیدالشهدا علیه السلام ارتباط پیدا می کند از شعائر الهی است و خدای متعال آن حضرت را از میان دیگر معصومان مستثنا نموده و الگو قرار داده است و آنچه از معصومین علیهم السلام رسیده، این است که تمام شعائر مقدس حسینی از شعائر خداست. انسانِ دانشمند و فقیه و حتی کسی که اندکی در این زمینه دانش دارد در این مطلب شک نخواهد کرد. خدای متعال از ازل و پیش از آن که خلقی را بیافریند، به دست قدرت بر پایه ی عرش نگاشت: «إن الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة؛ به یقین حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است».

حال اگر فعلی حرام بدون دلیل خاص مانند این که امور غنایی وارد دستگاه امام حسین علیه السلام شود، این دیگر شعائر الهی نیست و حرام است و استثناپذیر نیست، اما اگر مقوله ی «وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ؛ و خود را با دست خود به هلاکت نیندازید» (بقره، آیه195) در امر حج که واجب است حرام می باشد و بنابر نظر برخی فقها اصلاً حجی که انسان را در معرض هلاکت قرار دهد باطل است. همین حکم درباره ی دستگاه سیدالشهدا علیه السلام صورتی حلال پیدا می کند.

ایشان افزود: منابع و روایات فراوانی وجود دارد که رفتن به زیارت امام حسین علیه السلام در روزگارانی مانند روزگار هارون، متوکل، حجاج و جز آنان مصداق بارز القای نفس در تهلکه بوده است، ولی حضرات معصومین علیهم السلام در آن زمان نیز رفتن به زیارت امام حسین علیه السلام را تشویق می کردند. زائران در آن روزگار دچار شکنجه می شدند و در زندان ها جان می سپردند، به دستور متوکل دست و پایشان قطع می شد، اما فرمان آن بود که بی باک از این مجازات ها، زیارت امام حسین علیه السلام استمرار یابد.
 

 

معظم له در این معنا به نقل مطلبی تاریخی پرداخته، فرمود: منصور دوانیقی عید فطر اعلام کرد و حضرت صادق علیه السلام نیز افطار کردند. از ایشان پرسیده شد: یابن رسول الله، آیا امروز عید است؟ فرمود: نه. گفتند: پس چرا افطار کردید؟فرمودند: یک روز از ماه رمضان [از سر اجبار و حفظ جان] افطار کنم، سپس قضای آن را بگیرم بهتر است از این که گردنم زده شود. البته در مورد جهاد که قضیه فرق می کند و با این که إهلاک نفس است، اما واجب. علامه مجلسی، پدرشان و برخی دیگر یک بار زیارت سیدالشهدا علیه السلام را واجب دانسته اند.

ایشان افزود: در اهمیت زیارت امام حسین علیه السلام همین بس که در حاشیه ی علامه امینی بر کامل الزیارات آمده است که اگر کسی به زیارت امام حسین علیه السلام برود و یقین به کشته شدن داشته باشد، سفر او جایز است. در کتابی از آثار مرحوم شیخ خِضر که صاحب سر و شاگرد علامه بحرالعلوم بود دیدم که به نقل از فقها آورده بود که اگر زوار امام حسین علیه السلام یقین داشته باشد که سفر کربلا فی الفور باعث مرگش می شود، این سفر جایز است.

بله، «لاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ» عام است و این سفر، خاص آن و استثنا شده است. پس اگر امری عرفاً جزء دستگاه و مرتبط با امام حسین علیه السلام شد، از شعائر حسینی و در نهایت از شعائر الله خواهد بود این که از فقها درباره ی شعائر سؤال شده و پاسخ هایی چون جایز است، مستحب است داده شده، چندان مورد نیاز نیست، زیرا اگر موضوع، عرفاً از شعائر الله شد، مستحب می شود.

این مرجع عالیقدر در ادامه هشدارگونه گفت: مبادا فریب کسانی بخورید که داعیه دار دین هستند و با زبان نرم درصدد منحرف کردن جامعه می شوند. اگر تاریخ را بخوانید خواهید دید که خطبه های معاویه از نظر الفاظ و عبارت با خطبه ی امیرالمؤمنین علیه السلام تفاوت نداشت و حجاج وقتی درباره ی تقوا سخن می گفت بنا به نقل تاریخ، خود می گریست و مردم را می گریاند. امروز دشمنان قسم خورده ی اهل بیت علیهم السلام به ویژه دشمنان امام حسین علیه السلام نیز با همان زبان و ابزار، اما پیشرفته تر به جنگ دستگاه سیدالشهدا علیه السلام برخاسته اند و به این بهانه که بنی امیه با امام حسین علیه السلام جنگ نداشتند و تنها مختصر اختلافی در میان بود بدین ترتیب باورها را سست می کنند.

این در حالی است که امام حسین علیه السلام هنگام عزیمت به کربلا فرمودند: «وإنما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدی، أن آمر بالمعروف، وأنهی عن المنکر و أسیر بسیرة جدی و أبی؛ خارج می شوم تا امت جدم را به اصلاح و صلاح آورم، امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره ی جدم و پدرم عمل نمایم».

حضرت آیت الله شیرازی افزود: عدالت گستری و حکومت بر اساس حکومت رسول خدا صلی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علیه السلام منظور امام حسین علیه السلام بود؛ همانی که معاویه و یزید دگرگونش کردند و ظلم و تجاوز و کشتار جایگزین آن ساختند. بنی عباس نیز راه اسلاف خود را پیمودند و البته کسانی در آن روزگار بودند که به ناحق آنان را بستایند. به عنوان مثال، همین متملقان درباری متوکل شراب خواره را «محیی السنة و ممیت البدعه؛ احیاگر سنت و از بین برنده بدعت » خواندند؛ هموکه درباره اش گفته اند: چو او را کشتند هر قطعه از بدنش در ظرفی از شراب افتاد و در بی شرمی اش همین بس که به امام هادی علیه السلام شراب تعارف می کرد.

دردا و دریغا که ابن عربی در فتوحات خود از متوکل با عنوان امیرالمؤمنین یاد می کند. این امیرالمؤمنین دروغین در مراسم ختنه سوران پسرش معتز سی و یک میلیون درهم از بیت المال مسلمانان هزینه کرد! چه بی شرمانه در شبکه های ماهواره ای دشمنان اهل بیت علیهم السلام متوکل را یک مرجع تقلید معرفی کرده ـ العیاذ بالله ـ احکام و مسائل شرعی را از این شرابخوار نابکار نقل می کنند. متأسفانه، در کتاب «البحر الذخار فی مذاهب علماء الأنصار» چندصد فتوای متوکل در امور شرعی نقل شده است.

این مرجع عالیقدر خطاب به مبلغان یادآوری و تأکید کرد: ما به عنوان روحانیون و تحصیل کردگان مدرسه ی امام صادق علیه السلام وظیفه داریم حقایق را برای همگان بازگوییم و مردم را با وظایف شان آشنا کنیم و به این امر توجه دهیم که رسول خدا صلی الله علیه وآله همان گونه که درباره ی امیرالمؤمنین علیه السلام دعا کرده، به درگاه خدا عرضه داشتند: «اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه، وانصر من نصره واخذل من خذله؛ بار خدایا، آن که او را دوست بدارد دوست بدار، و آن که با وی دشمنی ورزد، دشمن بدار، و آن که یاریش کند یاری کن، و آن که تنهایش گذاشته، تنها رها کن» عین همین دعا را در حق امام حسین علیه السلام فرمودند.

مبادا کسی جزء خاذلان امام حسین علیه السلام باشد و ـ خدای ناکرده ـ به این دستگاه مقدس بی توجهی کند، چه رسد به این که بر ضد این دستگاه کارشکنی کند. ماه محرم و صفر فرصت خوبی است برای هدایت وادادگان و بریدگان از این خاندان و رسوا کردن توطئه دشمنان اهل بیت علیهم السلام، زیرا اگر آن گونه که باید، آموزه های اهل بیت علیهم السلام به همگان برسد، قطعاً شاهراه هدایت را پیش پای آنان قرار خواهد داد و البته در این میان مردم راه زندگی جاودانه را بر می گزینند و برخی راه هلاکت را.

امید این که همگی از ناصران امام حسین علیه السلام و دیگر پاکان از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام باشیم. توفیق شما عزیزان خدمتگزار به اهل بیت، مکتب امام صادق علیه السلام و دستگاه حیات بخش و خدایی حضرت سیدالشهدا علیه السلام را از خدای متعال مسئلت دارم.

در پایان بیانات ارزشمند بزرگ احیاگر شعائر حسینی حضرت آیت الله شیرازی مدظله، حجت الاسلام زهری به ذکر مصیبت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام پرداخت و میهمانان به عزاداری سید و سالار شهیدان پرداختند


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 23 آبان 1390  12:00 ب.ظ

دهمین سال هجرت پیامبر (ص) است. جمعیت انبوهی از مسلمانان با رسول خاتم (ص) مراسم حج گزارده اند؛ حجی که معروف به حجه الوداع گشت زیرا سال بعد، پیامبر (ص) در میان آنان نبود. مردم بعد از مراسم حج سرزمین وحی را به قصد بازگشت به دیار خود ترک گفتند.

هجدهم ذی الحجه است. مطابق روزهای پیشین جمعیت زیادی به همراه پیامبر (ص) در راه بازگشت هستند که ناگهان منادی در نزدیکی برکه ای به نام خم، دستور توقف داد. سپس رسول خدا (ص) خطبه ای خواند. در ابتدا حمد و ثنای خدا را به جا آورد و مردم را موعظه کرد و سپس فرمود: ای مردم! آگاه باشید من نیز بشری هستم، نزدیک است که فرستاده پروردگارم نزد من بیاید و من دعوت او را اجابت کنم و من دو امانت گران بها را میان شما به امانت می گذارم: اول کتاب خداست که در آن هدایت و نور است؛ پس کتاب خدا را بگیرید و به آن تمسک بجوئید و دوم اهل بیتم هستند خدا را به یاد شما می آورم درباره اهل بیتم، خدارا به یاد شما می آورم در باره اهل بیتم، خدا را به یاد شما می آورم در باره اهل بیتم (صحیح، مسلم، ص 1008).

این جمله سه بار تکرار شد تا اهمیت آن را همگان بفهمند. سپس دست علی بن ابی طالب (ع) را گرفت و فرمود: آیا من از مومنین به خودشان سزاوارتر نیستم؟ عرض کردند: بله یا رسول الله! فرمود: پس هر کس که من مولای او هستم پس علی مولای اوست، خداوندا دوستدارانش را دوست بدار و دشمنانش را دشمن بدار (تاریخ، یعقوبی، ج 2، ص 76).

در همین روز بود که پیامبر (ص) فرمود: ای مردم ! من پیش از همه شما برحوض کوثر وارد می شوم و شما بر من در نزد حوض وارد می شوید و در آن هنگام من از ثقلین از شما خواهم پرسید، پس بنگرید که چگونه بعد از من در باره آن ها عمل می کنید (تاریخ، یعقوبی، ج 2، ص 76).

و در همین روز، بعد از نصب امیر المومنین علی بن ابی طالب (ع) به امر خلافت آیه «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا» (مائده، 3) نازل شد (تاریخ، یعقوبی، ج 2، ص 29).

این خلاصه ای از آن چیزی است که در این روز واقع شده است؛ اگر چه این جریان با صراحت بر خلافت امیرالمومنین (ع) بعد از پیامبر (ص) دلالت می کند اما اشکالاتی وارد کرده اند.

گفته اند، علی (ع) در غزوات و نبردهای مختلف تعداد فراوانی از سران مشرکین یا نزدیکان آنان را کشته - که اکنون همگی مسلمان شده اند - و پیامبر (ص) می ترسیده که بعد از وی اینان از علی (ع) انتقام بگیرند و به این ترتیب خواسته که لطف مردم را نسبت به وی برانگیزد و خواهان بر طرف شدن کینه های قدیمی شود.

می گوئیم اگر این طور بود رسول خدا (ص) در یک جمع خصوصی دو طرف نزاع را جمع می کرد و منازعه را حل و فصل می کرد؛ چه لزومی داشت که این جمعیت انبوه را در یک جا جمع کند، آن هم در روزی که زید بن ارقم در مورد آن روز گفته است: روزی بود که گرمتر از آن روز بر ما نیامده است (مستدرک، حاکم نیشابوری، ج 3، ص 613).



چرا پیامبر (ص) این جمعیت انبوه را در چنین هوای گرمی جمع کرد؟ فقط به بهانه بر طرف کردن اختلاف و نزاع بین اندکی از مسلمین؟؟!! گفته اند مولا در این جا به معنی دوست است نه به معنی ولایت وسرپرستی.

می گوئیم قرینه ای در حدیث وجود دارد که به روشنی دلالت می کند که منظور ولایت بوده نه دوستی؛ آن قرینه جمله «الست اولی بالمومنین من انفسهم» است؛ پیامبر (ص) در ابتدا از همگان سوال کرد که: آیا من از مومنین به خودشان سزاواتر نیستم؟ عرض کردند: بله یا رسول الله! سزاوارتر هستی؛ سپس پیامبر (ص) فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه (خصائص، نسائی، ص 137). پس روشن می گردد که مولا در این جا اشاره به مقام اولی به نفس دارد نه به دوستی و محبت.

ظاهرا پیامبر (ص) در جاهای دیگر هم به مساله اولی به نفس بودن امیر المومنین (ع) نسبت به مومنان اشاره کرده است. در احادیث آمده که بریده، شکایتی از امیرالمومنین (ع) نزد پیامبر (ص) برد، پیامبر (ص) از شکایت وی خشمگین گشت و فرمود: ای بریده! آیا من از مومنین به خودشان سزاوارتر نیستم؟ عرض کرد: بله یا رسول الله ! پیامبر (ص) فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه (خصائص، نسائی، ص 119).

هم چنین تاریخ موارد دیگری را نیز ثبت کرده که در آن موارد نیز پیامبر (ص) به صورت های مختلف به مساله ولایت امیر المومنین (ع) اشاره کرده است ؛ از جمله این موارد آن است که عده ای نزد ابن عباس آمدند و او در نزد ایشان شروع به نقل فضایل امیر المومنین (ع) کرد که از جمله مناقب مذکور، این بود که ابن عباس گفت، پیامبر (ص) به امیر المومنین (ع) فرمود: تو ولی هر زن و مرد مومنی بعد از من هستی ( مستدرک علی الصحیحین ، حاکم نیشابوری، ج 3، ص 144).

در حدیثی دیگر، عمران بن حصین صحابی پیامبر (ص) نقل کرده که پیامبر (ص) فرمود: علی از من و من از علی هستم و او ولی هر مومنی بعد از من است (فضائل الصحابه، نسائی، ص 15).

این دست احادیث به روشنی معلوم می کند که منظور از مولا در روایت ، مقام ولایت و اولی به نفس بودن است.

به هر صورت، غدیر - با همه برداشت های مختلف از آن - جریانی است که بر اصل وقوع آن هیچ تردیدی وجود ندارد و یکی از محکم ترین دلایل و براهینی است که شیعه برای اثبات حقانیت خود به آن استدلال می کند.

در پایان خلاصه ای از آن چه که نویسنده اهل سنت مصری، عبدالفتاح عبدالمقصود پیرامون واقعه غدیر نگاشته را ذکر می کنیم: و اینک آن گروه از حجه الوداع باز آمده با شور و شوق راه مدینه را در می نوردند و گویی دنباله های کاروان می خواهد برای فرار از شعله های گرما با پیشتازان آن مسابقه گذارد ، ناگهان ندایی بلند آنان را در جای خود میخکوب کرده از کاروانیان می خواهد به حرکت ادامه ندهند، به سوی دعوت کننده می شتابند و هزاران هزار در کنار غدیر خم پیرامونش حلقه می زنند .... بر فراز این گروه نگران، و از میان دسته های انبوهی که خاموش ایستاده اند، فریاد رعد آسای رسول خدا با طنینی یکسان بلند می شود و می گوید: ای مردم ! از خود مومنان پیشتر و صاحب اختیارتر بر آنان کیست؟ از همه طرف صدا ها بلند شده و پاسخ می دهند: خدا و پیامبرش داناترند، فرمود: خدا مولای من است و من مولای مومنان و من از خودشان به آنان نزدیک ترم. آن گاه دست علی را که در کنارش ایستاده بود گرفته .... و به تکمیل گفتار خود پرداخت: پس هر آن که مولا منم، علی است مولای او ، پروردگارا دوستدارانش را دوست بدار و با دشمنانش دشمن باش ( امام علی بن ابی طالب، عبدالفتاح عبدالمقصود، ج 2، ص 97).

تذکر : تمام ارجاعات این مقاله به منابع اهل سنت است.

منابع:
حاکم نیشابوری ، محمد بن عبدالله ، المستدرک علی الصحیحین ، بیروت ، دار الکتب العلمیه ، 2009 میلادی
عبدالمقصود ، عبدالفتاح ، امام علی بن ابی طالب ، ترجمه محمود طالقانی و محمد مهدی جعفری ، تهران ، شرکت سهامی انتشار ، 1385 شمسی
مسلم ، ابن حجاج ، صحیح ، بیروت ، دار الکتاب العربی ، 1431 قمری
نسائی ، احمد بن علی بن شعیب ، خصائص امیر المومنین علی بن ابی طالب رضی الله عنه ، مجمع احیاء الثقافه الاسلامیه ، 1419 ق
نسائی ، احمد بن علی بن شعیب ، فضائل الصحابه ، بیروت ، دار الکتب العلمیه
یعقوبی ، احمد بن اسحاق ، تاریخ ، بیروت ، دار الکتب العلمیه ، 1423 قمری
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین

* فرشاد منایی - دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث


  • آخرین ویرایش:-

غدیر مهم ترین و اساسی ترین پیام اسلام است؛ غدیر یک اتفاق نیست بلکه  حساس ترین فراز تاریخ است. این عبارت مسئول ستاد مردمی غدیر در شهر شیراز است.

وی با ارسال این مطلب، ضمن تبریک ایام امامت و ولایت به وارثان غدیر، نوشت: غدیر حساس ترین فراز تاریخ است. غدیر یک اتفاق نیست غدیر مهم ترین و اساسی ترین پیام اسلام است. غدیر دست ما را در دست پیامبر می گذارد و پیامبر دست ما را در دست صاحب غدیر یعنی علی علیه السلام قرار می دهد تا با دست گیری او راه هدایت و رستگاری از ضلالت و گمراهی جدا شود.

وی در ادامه از اجرای برنامه های ایام امامت و ولایت خبر داد و گفت: ارادتمندی به خاندان اهل بیت (ع) و به ویژه حضرت علی (ع) لازمه اصل ایمان و راه تقرب به ساحت مقدس حضرت ولیعصر (عج) است که در این راستا ستاد مردمی غدیر شهرستان شیراز برای دفاع از حریم حقه مذهب تشیع جهت احیاء ایام امامت و ولایت که از 10 ذی الحجه شروع می شود و تا روز 25 ذی الحجه ادامه دارد اقدام به فعالیت می نماید.


وی در مورد اتفاقات مهم تاریخی که در این ایام اتفاق افتاده و مورد تایید تمام فرق اسلامی است، گفت: روز10 ذی الحجه روز حدیث ثقلین و عید قربان، 13 ذی الحجه نامیدن حضرت علی (ع) به امیرالمومنین، 14 ذی الحجه سالروز اعطای فدک به حضرت زهرا (س)، 15 ذی الحجه ولادت امام هادی (ع)، 18 تا 20 ذی الحجه مراسم سه روزه غدیر خم، 20 ذی الحجه نزول عذاب الهی بر دشمن غدیر و نزول آیه ((سال سائل بعذاب واقع ...))، 24 ذی الحجه ماجرای مباهله با مسیحیان نجران، خاتم بخشی امیرالمومنین به فقیر و نزول آیه ((انما ولیکم الله...)) و حدیث کسا و نزول آیه تطهیر، 25 ذی الحجه روزه معصومین و نزول سوره ((هل اتی ...)) است.


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 19 آبان 1390  09:33 ب.ظ

ولادت با سعادت دهمین نور هدایت

حضرت امام هادی علیه السلام

بر دوستداران آن حضرت و همه شیعیان جهان مبارک باد

 

تکلم امام هادی(علیه‌السلام) به زبان فارسی

ین اسلام سه ویژگی جامع، جهانی و جاویدان دارد. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) و امامان نیز الگوهای جامع، جهانی و جاویدانند. هر یک از امامان (علیهم‌السلام) در عصر خویش برترین شخصیت جهانی بوده اند و همه فضایل و ارزش‌ها را با هم در سطح عالی داشته اند. امام رضا (علیه‌السلام) همین حقیقت را در تعریف «امام» آورده و فرموده‌اند: امام یکتای زمان خود است، هیچ کس به او نمی‌رسد و هیچ دانشمندی برابرش نیست و نظیری برای او پیدا نمی‌شود. بی‌درخواست و اکتسابی همه فضیلت‌ها را دارد و اختصاص او به همه فضیلت‌ها، الهی و از جانب خدای فضیلت‌دهنده بخشنده است. (1)
آن حضرت در ادامه همین حدیث درباره دانش انبیاء و ائمه نیز فرموده‌اند: خداوند به پیامبران و امامان (علیهم السلام) از خزانه علم و حکمتش آنچه را که به دیگران نداده ارزانی داشته است و دانش آنان بالاتر از دانش تمام اهل زمانشان است.(2)


بر اساس این حدیث رضوی، هر امامی در زمان خود شخصیت بی‌نظیر در همه فضیلت‌ها و امتیازات است. حضرت امام هادی(علیه السلام)، دهمین امام معصوم و خورشید تابناک از اهل بیت پیامبر اعظم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) است. امام هادی (علیه السلام) یگانه دوران در همه فضیلت‌ها و محاسن و علوم است. آن امام همانند سایر امامان هر چه را خواست و اراده نموده دارا بوده و برخی آثار آن در تاریخ امامت گزارش شده است.


یکی از امتیازات امام دهم که جلوه‌های آن بر اساس مشاهدات اصحاب امام در زندگانی امام وجود دارد، آگاهی کامل از همه زبان‌های معاصران خویش است.


امام هادی(علیه السلام) مثل سایر امامان بر همه زبان‌های دنیا تسلط کامل داشته‌اند. امام در گفتگویی با عموم مردم، سخنان هر انسانی با هر زبانی را به درستی متوجه شده و بدون نیاز به مترجم پاسخ او را به زبان خودش داده‌اند. در اینجا تنها تعدادی از این گفتگوهای امام هادی (علیه السلام) برای روشن شدن این حقیقت بیان می‌شود.


1. ابوهاشم جعفری گفته است: در مدینه، امام هادی(علیه السلام) با «بغا» از نگهبانان متوکل عباسی که ترک زبان بود، به ترکی سخن گفتند. وی از اسب پیاده شد و جای اثر پای اسب امام را بوسید. او را قسم داده و خواستم از سخنان امام به من خبر دهد بغا پرسید: هذا نبی؟ این شخص پیامبر است؟


گفتم: پیامبر نیست.


گفت: او مرا با نامی که در سرزمین‌های ترک‌نشین در کودکی صدا می‌زدند و هیچ کس تا امروز از آن خبر نداشت صدا زد!(3).


در این گفتگوی امام هادی(علیه السلام) با «بغا» به زبان ترکی، آگاهی امام از گذشته‌های دور او و خبر غیبی امام، او را به احترام فوق‌العاده نسبت به شخصیت مقدس الهی امام واداشته است.


2. «علی بن مهزیار» گفته است:


به محضر امام شرفیاب شدم و امام به فارسی با من سخن گفتند. روزی غلام خود را خدمت امام فرستادم. او که سقلابی بود، در هنگام بازگشت بسیار شگفت‌زده بود، پرسیدم: چه خبر شده است؟


گفت:چگونه شگفت‌زده نشوم! امام هادی(علیه السلام) پیوسته به زبان سقلابی ( اسلاوی) همانند یکی از خود ما سخن می‌گفت، به گونه‌ای که تصور کردم او سقلابی است و در آنجا بزرگ شده است.(4)


3. ابوهاشم جعفری گفته است من با متطیب در محضر امام هادی(علیه السلام) به فارسی سخن گفتم. امام روی به من نموده و با تبسم فرمود: گمان می‌کنی غیر از تو کسی فارسی را به خوبی نمی‌داند؟
متطیب به امام عرض کرد: جانم فدای شما باد! شما فارسی را خوب می‌دانید؟


امام پاسخ دادند؟ آری.(5) وی گفته است: در محضر امام هادی (علیه السلام) بودم غلامی در خدمت امام بود من با او فارسی سخن گفتم و او نفهمید امام سخنم را به عربی برگردانده و به اطلاع او رساندند(6).


مطابق احادیثی که ذکر شد و در آن برخی نمونه‌های «زبان‌دانی» امام هادی(علیه السلام) گزارش شد، آن حضرت با زبان‌های مردم دنیا آشنا بوده‌اند و در گفتگوها و مناظرات و مذاکرات با هر کس با زبان خودش سخن می‌گفته‌اند.


بنابراین هر یک از امامان برای هدایت انسان‌ها به هر زبانی که خواسته‌اند، با تسلط کامل سخن گفته و بی نیاز از واسطه و مترجم بوده‌اند. در این امتیاز نیز امامان سرآمد زمان خویش بوده و با زبان‌های متفاوت حقایق الهی و معارف اسلامی را بیان کرده‌اند.



پی نوشت‌ها:
1- شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة،النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، چاپ اول، 1405 ه ق، 1363 ه ش، ص 678.
2- کمال الدین و تمام النعمة، ص 680.
3- علامه مجلسی، بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، لبنان، بیروت،چاپ سوم، 1403 ه ق، 1983م ج 50، ص 124.
4- بحارالانوار،ج 50،ص 130، صفارقمی،بصائرالدرجات،انتشارات کتابخانه آیة ا... مرعشی نجفی،قم ،چاپ اول،1404ه ق، ص 249333.
5- بحارالانوار،ج50،ص 136137.
6- بحارالانوار،ج50، ص137،بصائرالدرجات،ص338.

سیره و شخصیت امام هادی (ع)
 

گذشت


«بُرَیحه عباسی»، که از سوی خلیفه به امامت جماعت مکه و مدینه منصوب شده بود، از امام هادی علیه‏السلام نزد متوکل، بدگویی کرد و برایش نوشت: «اگر نیاز به مکه و مدینه داری، علی بن محمد را از این دو شهر بیرون کن؛ زیرا او مردم را به سوی خود خوانده و گروه زیادی از او پیروی کرده‏اند».
بر اثر بدگویی‏های پی در پی بریحه، متوکل، امام علیه‏السلام را از مدینه به سامرا تبعید کرد. در مسیر انتقال حضرت به سامرا، بریحه نیز ایشان را همراهی کرد و با گستاخی تمام، به امام گفت: تو خود می‏دانی که عامل تبعید تو من بودم، اکنون اگر نزد متوکل از من شکایت کنی، به اموالت در مدینه آسیب رسانده و دوست‏دارانت را می‏کشم...». امام نگاهی به او کرد و فرمود: «نزدیک‏ترین راه برای شکایت از تو این بود که شب گذشته شکایتت را نزد خدا بردم و چنین شکایتی را نزد غیر او از بندگانش نخواهم برد». بریحه با شنیدن این سخن به وحشت افتاد و با التماس و زاری، از امام تقاضای بخشش کرد. امام علیه‏السلام با وجود رنج‏هایی که به سبب بدگویی‏های او متحمل می‏شد، از او گذشتند و وی را بخشیدند.
 

خوشه چینان معرفت


شناسایی و جذب افراد با استعداد و تربیت آنان بر اساس اصول اسلامی و مجهزساختن آن‏ها به انواع دانش‏های مورد نیاز جامعه، از رسالت‏های مهم امامان معصوم علیهم‏السلام بود و محدودیت‏های اعمال شده از سوی حکومت‏های وقت، هرچند انجام این رسالت را در حد مطلوب، با مشکلاتی مواجه ساخت و بسیاری را از دست‏یابی به این سرچشمه‏های زلال دانش و معرفت، محروم کرد، ولی موجب تعطیل شدن آن نشد. بر اساس نوشته شیخ طوسی،تعداد دست پروردگان پیشوای دهم و کسانی که از آن حضرت، در زمینه‏های مختلف علوم اسلامی، روایت نقل کرده‏اند، بیش از 185 نفر می‏باشد که در میان آنان، می‏توان چهره‏های برجسته علمی و فقهی چون «ایوب بن نوح»، «حسن بن علی ناصر»، «عبدالعظیم حسنی» و «عثمان بن سعید» را نام برد.
 

آماده سازی مردم برای دوران غیبت


«تقدیر الهی این بود که امام هادی علیه‏السلام ، نوه گران مایه خویش را نبیند، چرا که ولادت حضرت مهدی علیه‏السلام ، حدود یک سال بعد از شهادت حضرت هادی علیه‏السلام رخ داد؛ اما آن حضرت، به دلیل آگاهی از نزدیک شدن وعده خدا درباره ولادت امام مهدی علیه‏السلام ، جوّ فکری، فرهنگی و اجتماعی جامعه خویش را برای میلاد نور آماده و مقدمات آن را فراهم می‏ساخت. از این رو، امام هادی علیه‏السلام ، به تدریج، از حضورش در میان مردم می‏کاهد تا مردم را رفته رفته برای دوران غیبت امام علیه‏السلام ، آماده سازد و به همین دلیل است که حضرت، در بغداد و مرکز کشور پهناور اسلامی، برای خویش نمایندگانی برگزید تا واسطه پیوند میان امام علیه‏السلام و دوست‏داران اهل‏بیت علیهم‏السلام باشند».
 

بشارت ظهور مهدی علیه‏السلام


امام هادی علیه‏السلام ، با بیان سخنانی خیلی روشن، امامان بعداز خود را ذکر کرده و فرمودند: «امامِ پس از من، فرزندم حسن علیه‏السلام و پس از او، پسرش قائم (عج) است؛ همو که زمین را از عدل و داد لبریز می‏سازد، همان‏گونه که در آستانه ظهورش، از ستم و بیداد لبریز است». و با این بیان، هرگونه شبهه و تردیدی را از دل‏های حق جویان زدودند.
 

دانشگاه امام شناسی


یکی از یادگارهای امام هادی علیه‏السلام ، «زیارت جامعه» است. امام علیه‏السلام دراین زیارت، به توصیف جایگاه امام و در واقع، به امام‏شناسی برای تمامی دوست داران اهل بیت علیهم‏السلام پرداخته و آن‏ها را با مقام آن بزرگ‏واران آشنا می‏سازد. یکی از ویژگی‏های این زیارت‏نامه، عمومی بودن آن است؛ بدین معنا که می‏توان آن را در تمامی زیارت‏های مربوط به دوازده امام خواند و بهره‏مند شد. در فرازی از این زیارت پرمحتوا می‏خوانیم: «هر انسان شریفی، در برابر شرافت شما، سر فرود آورد و هر گردنْ‏فرازی، به فرمان شما درآید و فروتن گردد... نام شما در ردیف نام‏های دیگران است و پیکرتان با سایر پیکرها،... چه شیرین است نام‏های شما و چه گرامی است جان‏های‏تان و چه بزرگ و والاست مقام شما...».


تنها خدا


یکی از یاران امام هادی علیه‏السلام ، که به سبب ارادت به ایشان، از سوی متوکل، خلیفه وقت، مورد بی‏مهری واقع شده و حقوق و مزایای او را قطع کرده بودند، نزد امام علیه‏السلام رفت و از وضع معیشتی خود، به امام علیه‏السلام شکایت کرد و از حضرت خواست تا نزد خلیفه، وساطت وی را بکند. امام علیه‏السلام به او فرمود: «اگر خدا بخواهد، بی‏نیاز خواهی شد». همان شب، فرستادگان متوکل به سراغ او آمده و از وی خواستند تا نزد خلیفه برود. پس از ورود این مرد به کاخ خلیفه، متوکل با رویی گشاده او را مورد توجه قرار داده و دستور داد تا حقوق وی را دو برابر کنند. مرد، خوشحال نزد امام علیه‏السلام حاضر شد و پس از سپاس‏گزاری، باشگفتی از امام پرسید که چگونه با این که نزد خلیفه نرفته‏اید، مشکل من حل شده است؟ امام علیه‏السلام پاسخ دادند: «خداوند متعال می‏داند که ما در کارهای خود، جز به او رجوع نمی‏کنیم و در سختی، جز به او توکل نداریم؛ لذا تمامی خواسته‏های ما را برآورده می‏سازد...». آن مرد فهمید که از برکت دعای حضرت، گرفتاری او برطرف گردیده است.

 

بهره‏ای از نور
ستایش دانشمندان دین


دانشمندان دین، در روزگار غیبت امام زمان(عج)، نقش بسیار حساس و مهمی دارند؛ از این رو، حضرت امام هادی علیه‏السلام ، در ستایش از این گروه فرمودند: «اگر پس از غیبت حضرت قائم علیه‏السلام ، دانشمندانی نبودند که به سوی او دعوت کنند و روش او را برای خواستاران، بیان و با برهان و دلیل، از دین او دفاع کنند و بندگان ضعیف را از چنگ ابلیسان و دام مخالفان اهل‏بیت علیهم‏السلام و ازدرگاه حقْ رانده شدگان، نجات دهند، تمام مردم، از حق روی گردان می‏شدند و حقیقت ایمان، برایشان روشن نمی‏شد، اما دانشمندان دین، مهار دل شیعیان ضعیف را در دست دارند، همان گونه که کشتی‏بان، سّکّان کشتی را به دست دارد. آنان نزد خداوند متعال، برتر و گرامی‏ترین هستند...».
 

روزها را شوم ندانیم


امام هادی علیه‏السلام ، هم‏چون پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، در مبارزه با عادت‏ها و سنت‏های باطل جاهلی، تلاش فراوان داشت؛ داستان زیر، نمونه‏ای است از این تلاش‏ها: یکی از اصحاب ایشان به نام «حسن بن مسعود» می‏گوید: روزی انگشتم زخم برداشت و در راه، با مرکبْ سواری بر خورد کردم و شانه‏ام آسیب دید و پس ازآن، وارد جمعیتی شدم و لباس‏هایم پاره گشت. همین که خدمت ابوالحسن، امام هادی علیه‏السلام ، رسیدم، گفتم: خداوند مرا از شر این روز آسوده بدارد، چه روز شومی است! حضرت، از شنیدن این سخن، ناراحت شده و سخنانی فرمودند که دانستم اندیشه‏ام باطل و نادرست است. ایشان در بخشی از این نصیحت‏ها به من فرمودند: «ای حسن! روزگار را چه گناهی است که چون به سزای کردار خویش می‏رسید، آن را شوم می‏شمارید؟... به راه خطا مرو و روزها را مؤثر در احکام الهی ندان و نقشی به عهده آن‏ها مگذار!».
 

سفارش به پاکیزگی


امام هادی علیه‏السلام ، مسلمانان را به پاکیزگی و آراستگی فرا خوانده و می‏فرمود: «خداوند، زیبایی و آراستگی را دوست می‏دارد، آلودگی و آشفتگی را برای مومن نمی‏پسندد و خداوند دوست دارد اثر نعمت خود را بر بنده‏اش ببیند و او باید جلوه‏های نعمت‏های خداوند را نشان دهد». به حضرت عرض کردند: چگونه اثر نعمت را ظاهر کند؟ حضرت فرمود: «لباس خود را پاکیزه نگه دارد، خود را خوش‏بو کند، خانه‏اش را نیکو بدارد و حیاط آن را جارو کند، حتی روشن کردن چراغ، پیش از غروب خورشید، فقر و تهی دستی را از بین می‏برد و روزی را افزون می‏کند».
 

ارزش کرامت

ارزش‏های انسانی، گوهرهای نابی را می‏مانند، که جوینده آن، در واقع به دنبال دُرّ و یاقوت است و اگر بتواند با تلاش‏های خود، به آن برسد، سرمایه‏ای اندوخته که کسی را چنین سرمایه گرانْ‏سنگی به دست نیامده است. امام هادی علیه‏السلام ، در سرزنش کسانی که این ارزش‏ها را سبک شمرده و کرامت را درک نمی‏کنند، فرمودند: «هر که ارزش بزرگ‏واری را نداند، شایسته خواری و خفت است». و باید دانست که چنین انسانی، قابل اعتماد نمی‏باشد و به فرموده امام هادی علیه‏السلام : «هر که قدر خود نداند، از شرّ او ایمن نباش».
 

پاس‏داشت نعمت‏ها

نگه‏داری و تلاش در حفظ و افزایش دارایی، مهم‏تر از به دست آوردن آن است. انسانِ برخوردار از نعمت‏ها و هدایای خداوند نیز، با توجه به این نکته، لازم است نخست راه حفظ و افزایش نعمت را بشناسد و سپس جویای خود آن باشد. در این راستا، حضرت امام هادی علیه‏السلام ، دو راهْ‏کار اساسی را بدین شرح بیان فرمودند: «نعمت‏ها را با نیک رفتاری در حق آن‏ها پایدار دارید و با سپاس گزاری از نعمت‏ها، در پی افزایش آن‏ها باشید». و در مقابل فرمودند: «کفران نعمت‏ها، نشانه سرمستی و باعث تغییر و از بین رفتن آن‏هاست».
حضرت امام هادی علیه‏السلام ، درباره آثار سپاس‏گزاری و برتری آن، برخودِ نعمتی که باعث سپاس‏گزاری شده است، فرمودند: «شکرگزاری نعمت، نیکوتر است از نعمتی که باعث شکر شده؛ زیرا نعمتْ کالای دنیاست و شکرِ نعمت، کالای دنیا و آخرت»


زیان جدال و حسدورزی


مجادله، برتری جویی و اصرار بی‏جا بر گفته‏های خویش، زیان‏های فراوانی در پی خواهد داشت که در کلامی نورانی از امام هادی علیه‏السلام چنین بیان شده است: «جدال، دوستی‏های قدیمی را از بین می‏برد و کینه‏های استوار، بر جای می‏نهد و کم‏ترین چیز در جدال، برتری جویی است و برتری جویی، اساس جدایی است». آن امام بزرگ‏وار، هم‏چنین به زیان‏های خوی ناپسند دیگری به نام «حسد» اشاره کرده و فرمودند: «تو را از حسد پرهیز می‏دهم که [زیان] آن در تو آشکار شود و در دشمن تو کارگر نیفتد». بر اساس فرمایش امام هادی علیه‏السلام شخص حسود، زیان‏های روحی و جسمی را تنها نصیب خودش می‏کنند.
 


مبارزه با تنبلی


تنبلی و کوتاهی در انجام کار، موجب بازماندن انسان از رسیدن به هدف‏هایش می‏گردد و این ایستایی نیز، اندوه و تأسّف را در پی خواهد داشت. در این میان، یکی از راه‏های پیش‏گیری از سهل‏انگاری و کوتاهی در انجام برنامه‏ها، اراده و تصمیم‏گیری محکم و عملی می‏باشد. امام علی النقی علیه‏السلام در این‏باره، چنین سفارش فرمودند: «افسوسِ کوتاهی در انجام کار را با تصمیم قاطع، جبران کن».


شکر نعمت، برتر از نعمت


حضرت امام هادی علیه‏السلام ، درباره آثار سپاس‏گزاری و برتری آن، برخودِ نعمتی که باعث سپاس‏گزاری شده است، فرمودند: «شکرگزاری نعمت، نیکوتر است از نعمتی که باعث شکر شده؛ زیرا نعمتْ کالای دنیاست و شکرِ نعمت، کالای دنیا و آخرت».
براین اساس، کسی که سپاس نعمت الهی را به جای می‏آورد، ضمن این که گامی در جهت افزایش نعمت‏های خداوند برداشته، قدمی نیز در افزایش اندوخته‏های آخرت خویش برداشته و باعث کسب ثواب و پاداش شده است.
 

پارسایی


هادی مسلمانان، اما دهم، حضرت علی النقی علیه‏السلام ، درباره پارسایی و پرهیزگاری و دوری از آن‏چه ناخشنودی حضرت حق را در پی خواهد داشت، فرمودند: «هر که از خداوند بپرهیز، از او بپرهیزند و هر که خدا را فرمان برد، اطاعت شود و هر که مطیع خداست، از خشم مخلوق باکی ندارد و هر که خداوند را به خشم آورد، باید یقین کند که به خشم بندگان او گرفتار می‏شود».
و به راستی چه سعادت‏مند خواهد بود کسی که نعمت زندگی را صرف بندگی کند و تمام کوشش او، کسب خشنودی حضرت حق باشد.
 

خداوند؛ برتر از توصیف


شناخت خداوند، در بالاترین درجه آن، از آنِ بندگان برگزیده او و انسان‏های کاملی است که در خاندان وحی و اعجاز و کرامت رشد یافته‏اند. حضرت امام هادی علیه‏السلام ، در وصف خداوند فرمودند: «به راستی، خداوند وصف نشود، جز بدان‏چه خود را وصف کرده است؛ کجا وصف شود آن که حواس، از درکش عاجزند و اوهام، بدو نرسند و تصورات، به کُنه او پی نبرند و در دیده‏ها نگنجد. در نزدیکی‏اش، دور است و در دوری‏اش، نزدیک؛ چگونگی را پدید آورده، بی‏آن که گفته شود خود او چگونه است و مکان را آفریده، بی‏آن که خود مکانی داشته باشد. او از چگونگی و مکان برکنار است، یکتا و یگانه است، شکوه و ابهت‏اش بزرگ و نام‏هایش پاک است».
 

یکی از آفت‏های دانش ‏پژوهی


جویای دانش، تا زمانی که ندانسته‏های خود را بیش‏تر از دانسته‏هایش بداند، درک کرده و به این حقیقت رسیده باشد که هر آن چه آموخته، قطره‏ای از اقیانوس دانش است، در مسیر رشد و بالندگی قرار گرفته است؛ ولی اگر توجه به آموخته‏ها کرده و آن را بسیار انگارد، دچار آفت علمی شده و از پیشرفت‏های بعدی، باز می‏ماند. امام هادی علیه‏السلام در تبیین این آفت، می‏فرمایند: «خودبینی، انسان را از دانش‏جویی باز می‏دارد و به تکبر و خودخواهی جاهلانه فرا می‏خواند».
 

پی نوشت
کتاب‏شناسی امام هادی علیه‏السلام
1. ارفع، سیدکاظم، امام علی النقی علیه‏السلام ، فیض کاشانی، تهران، 1370.
2. رفیعی، علی، تحلیلی از تاریخ دوران دهمین خورشید امامت، امام هادی علیه‏السلام ، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1370.
3. سازمان تبلیغات اسلامی، امام هادی علیه‏السلام ، ترجمه: واحد تدوین و ترجمه، تهران، 1368.
4. سحاب، ابوالقاسم، زندگانی حضرت امام علی النقی علیه‏السلام ، اسلامیه، تهران، 1375ق.
5. شریف قرشی، باقر، زندگانی امام علی الهادی علیه‏السلام ، ترجمه: سید حسن اسلامی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1371.
6. شیرازی، رضا، دهمین ستاره (داستان زندگی امام هادی علیه‏السلام )، پیام آزادی، تهران، 1373.
7. عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم، زندگانی پیشوای دهم، امام هادی، نسل جوان، قم، 1357.
8. عمادزاده، حسین، زندگانی حضرت امام علی النقی الهادی علیه‏السلام ، شرکت سهامی طبع کتاب، تهران، 1341.
9. کمپانی، فضل اللّه‏، حضرت امام علی النقی علیه‏السلام ، مفید، تهران، 1360.
10. گروه نویسندگان، پیشوای دهم، حضرت امام‏علی‏بن‏محمدالهادی علیه‏السلام ، موسسه در راه‏حق، قم، 1371.
11. گروه نویسندگان، تحلیلی از زندگانی امام علی النقی علیه‏السلام ، موسسه احیا و نشر میراث اسلامی، قم، 1359
12. مدرسی، سیدمحمدتقی، زندگی و سیمای حضرت امام هادی علیه‏السلام ، ترجمه: محمد صادق شریعت، انصارالحسین، تهران، 1370.
13. نجفی، محمدجواد، ستارگان درخشان، اسلامیه، تهران، ج 12، 1361.


  • آخرین ویرایش:-

شهادت ثالثه در اذان و اقامه چه حكمی دارد؟ (برگرفته از رساله هاى عملیه)
 

 
آیه الله سید علی سیستانی

مسأله ۹٠۵ ـ «أَشْهَدُ أنَّ عَلِیّاً وَلیُّ اللّه‏ِ» جزء اذان و اقامه نیست ، و لى خوب است بعد از «أَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّه‏َ» به قصد قربت گفته شود .


آیه الله مكارم شیرازی

مسأله 843ـ «اَشْهَدُ أَنَّ عَلِیَّاً وَلِىُّ اللّهِ» (یعنى گواهى مى دهم که على ولىّ خدا بر همه خلق است) جزء اذان و اقامه نیست، ولى خوب است بعد از «اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ» به قصد تبرّک گفته شود، لکن به صورتى که معلوم شود جزء آن نیست.


آیه الله سید صادق شیرازی

مسأله 1000: « أشْهَدُ أنَّ عَلِیاً وَلىُّ اللّه » جزو اذان و اقامه است. و در بعضى از روایات به آن اشاره شده است.
 
استفتاء شماره 161: شهادت ثالثه جزء اذان و اقامه است به این معنی که بدون آن اذان و اقامه ناقص است.

 
مرحوم آیه الله امام خمینی

٩١٩ "اشهد ان علیا ولى الله" جزو اذان و اقامه نیست، ولى خوب است بعداز "اشهد ان محمدا رسول الله" به قصد قربت گفته شود.


آیه الله سید صادق روحانی

مسأله 925 ـ مستحب است گفتن اشهد ان امیر المؤمنین علیا ولی الله یا اشهد ان علیا امیرالمؤمنین وولی الله در اذان و اقامه، بعد از اشهد ان محمدا رسول الله، بلكه چون در این ازمنه این جمله جزء شعائر مذهب تشیع مى باشد و بعضى از فقهاء احتمال وجوب آن را داده اند، ترك نشود


 
آیه الله علوی گرگانی

مسأله 928- «أشْهَدُ أنَّ عَلِیَّاً وَلِیُ اللّهِ» جزء اذان واقامه نیست، ولی خوب است بعد از «أشْهَدُ‌أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّه»، به قصد قربت گفته شود.


آیه الله مظاهری

مسئله 729- «أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِىُّ اللَّهِ» جزو اذان و اقامه نیست ولى مستحب است بعد از «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَداً رَسُولُ اللَّهِ»، دو مرتبه گفته شود (مستحب در مستحب)، لكن چون فعلاً شعار شیعه است، باید گفته شود.

آیه الله وحید خراسانی

مسأله ۹۲۸ ـ اَشْهَدُ اَنَّ عَلِیا وَلِی اللّهِ» جزء اذان و اقامه نیست ، ولى چون ولایت آن حضرت مكمّل دین است ، شهادت به آن در هر حال و از جمله بعد از «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمُّداً رَسُولُ اللّهِ» از أفضل قُربات است.


آیه الله مجتبى تهرانى

مسأله 919- وَ اَشْهَدُ اَنَّ عَلِیّا وَلِىُّ اللّه‏ جزء اذان و اقامه نیست؛ ولى خوبست بعد از اشهد ان محمدا رسول اللّه‏، به قصد قربت گفته شود.


آیه الله تقی مدرسی

استفتاء شماره 153
فقها گفته اند كه شهادت سوم (اشهد ان علیاً ولی الله) جزء اذان و اقامه نیست ولی شهادت به رسالت حضرت ختمى مرتبت را كامل مى كند و امروزه شعار شیعیان شده است. بنابراین اولى آن است كه به قصد رجاء مطلوبیت گفته شود.


آیه الله سید محمد حسینی شاهرودی

مسأله 928) أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِىُّ اللّه جزء اذان و اقامه نیست. ولى خوبست بعد از أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ، به قصد قربت گفته شود


آیه الله عبدالكریم موسوی اردبیلی

پاسخ : گفتن شهادت ثالثه در اذان و اقامه، به عنوان جزئیت جایز نیست؛ ولى گفتن در اذان و اقامه، به قصد قربت مطلقه، خوب است.


آیه الله سبحانی

مسأله 775)أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِىُّ اللّه جزو اذان و اقامه نیست ولى خوب است بعد از أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ، به قصد قربت مطلقه و زینت اذان و اقامه گفته شود.


آیه الله صافی گلپایگانی

مسأله928.  «أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ الله»جزو اذان و اقامه نیست، ولی خوب است بعد از «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ الله»، به قصد قربت گفته شود.


آیه الله خامنه ای

س 456: گفتن «أشهد أنّ علیاً ولی الله» به عنوان شعار تشیع خوب و مهم است و باید به قصد قربت مطلقه گفته شود، ولى جزو اذان و اقامه نیست.

 
آیه الله نوری همدانی

(مساله 920) اشهدً انّ علیاً ولیً اللهِ جزء اذان و اقامه نیست ولی خوب است بعد از اشهدً انّ محمداً رسولُ‌ اللهِ، به قصد قربت گفته شود. و چون در امثال زمان ما، شعا ر تشیع محسوب می شود در هر جا که اظهار این شعار مستحسن و لازم باشد، گفتن آن هم مستحسن و لازم است.


مرحوم آیه الله بروجردی

مسأله 928- «اَشْهَدُ اَنَّ عَلِیاً وَلِی اللهِ» جزء اذان و اقامه نیست، ولی خوب است بعد از «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رسُولُ اللهِ» به قصد قربت گفته شود.


مرحوم آیه الله سید محمد شیرازی

مسأله 1000: (أشْهَدُ أنَّ عَلِیاً وَلیُّ الله) جزو اذان و اقامه است. و در روایاتى به آن اشاره شده كه در (الفقه) بیان نموده ایم.


مرحوم آیه الله بهجت

اذان و اقامه مسأله« 36 » بعید نیست مستحب بودن اقرار به ولایت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیه السلام در اذان مستحبى، در صورتى كه به نیّت مطلوب بودن گفته شود ، به عبارات مختلفى كه در « نهایه » و « فقیه » و « احتجاج » نقل شده است كه « اَنَّ عَلِیّا وَلِىُّ اللّه » و یا « عَلِىٌّ اَمیرُ المُؤمِنین » و یا به عبارت « اَشْهَدُ اَنَّ عَلِیّا وَلِىُّ اللّه » باشد ، و اما اقرار به ولایت اگر چه در غیر اذان باشد خوب است ، پس احتیاج به دلیل مخصوص ندارد؛ و كاملترین عبارتى كه در اینجا گفته مى شود آن است كه اقرار به خلیفه بودن یا وصى بودن حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و ائمه طاهرین علیهم السلام در آن باشد.


مرحوم آیه الله میرزا جواد تبریزی

مـسـالـه 928 : اشهد ان علیا ولى اللّه جزو اذان و اقامه نیست , ولى خوب است بعد از اشهد ان محمدا رسول اللّه به قصد قربت گفته شود.


مرحوم آیه الله فاضل لنكرانی

رسال عملیه صفحه 156: اَشْهَدُ اَنَّ عَلیَّاً وَلىُّ اللهِ جزو اذان و اقامه نیست ولى خوب است بعد از اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رسُولُ اللهِ به قصد قربت گفته شود


  • آخرین ویرایش:-

حکم شهادت بر ولایت در اذان و اقامه علاوه بر اینکه از از نظر فقهی لزوم آن ثابت و مسجل است ـ که در محل خود بیان شده است ـ شعار شیعه گردیده و حذف و یا هرگونه خدشه در لزوم بیان آن در حکم تخریب مسجد و مراقد مشرفه ائمه اطهار بوده وحرام است و به حکم : ((وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعی فی خَرابِها)) بایستی با این گونه اظهار نظرها به شدت برخورد گردد

به گزارش خبرنگار «شیعه نیوز» در پی اظهار نظر غیر کارشناسانه در خصوص شهادت بر ولایت در اذان و اقامه ،  آیت الله سید محمد باقر شیرازی مدّ ظلّه با ابراز تأسف شدید از طرح این گونه مسائل در دنیای امروز که دشمنان در پی بدست آوردن مطالبی در پیشبرد اهداف شوم خود هستند فرمودند: حکم شهادت بر ولایت در اذان و اقامه علاوه بر اینکه از از نظر فقهی لزوم آن ثابت و مسجل است ـ که در محل خود بیان شده است ـ شعار شیعه گردیده و حذف و یا هرگونه خدشه در لزوم بیان آن در حکم تخریب مسجد و مراقد مشرفه ائمه اطهار بوده وحرام است و به حکم : ((وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعی فی خَرابِها)) بایستی با این گونه اظهار نظرها به شدت برخورد گردد.

معظم له همچنین فرمودند: بایستی علاوه بر خورد با شخص اظهار کننده این مطلب، با کلیه عواملی که  در بیان و پخش آن نقشی داشته اند به شدت برخورد شود همانگونه که مرحوم امام(رحمه الله علیه) هم در خصوص قضیه ای مشابه (حضرت زهرا سلام الله علیها) عمل نمودند تا کسی اجازه این گونه جسارتها را به ساحت تشیع نداشته باشد


  • آخرین ویرایش:-

در این میان مجری برنامه اظهار داشت بیننده ای سوالی را با این عنوان مطرح کرده که آیا در مذهب تشیع بدعتی وارد شده و پرسیده آیا گفتن (اشهدان علی ولی الله) در اذان بوده است!؟ که مجری برنامه در اقدامی غیر کارشناسی و خلاف اصول و با وجود کارشناس در برنامه ، پاسخ می دهد: آری این نیز بدعتی است که از زمان صفویه وارد اذان شده!

شبکه استانی قم در برنامه زنده به موضوع بدعتها در اسلام پرداخت و در این برنامه به بدعتهایی که در اسلام وارد شده اشاره شد. در این میان مجری برنامه اظهار داشت بیننده ای سوالی را با این عنوان مطرح کرده که آیا در مذهب تشیع بدعتی وارد شده و آیا گفتن (اشهد ان علی ولی الله) در اذان بوده است یا نه!؟ که مجری برنامه در اقدامی غیر کارشناسی و خلاف اصول و با وجود این که کارشناس در برنامه حضور داشته ، پاسخ می دهد: آری این نیز بدعتی است که از زمان صفویه وارد اذان شده و متأسفانه کارشناس برنامه که از طلاب علوم دینی حوزه علمیه قم میباشد نیز این مطلب را تأئید نموده و موضوع شهادتین را بدعتی وارد شده در تشیع از دوران صفویه دانست.

پس از این برنامه و اقدام سخیف این مجری که از شبکه کریمه اهل بیت(سلام الله علیها) پخش شد موجی از اعتراض شهر مقدس قم را فرا گرفته است و مردم از اظهارات غیر کارشناسانه و ضعف مدیریتی شبکه استانی نور بشدت خشمگین هستند. بیان این موضوع در شب عرفه و پخش زنده آن، اقدام قابل تاملی است که مسئولین شبکه قم میبایست هر چه سریعتر به آن پاسخ دهند.


جوابیه صدا و سیمای مرکز قم

باسمه تعالی


«روشنایی »عنوان برنامه ای ترکیبی است که هر هفته شنبه هاساعت 22:00 به صورت زنده از سیمای مرکز قم پخش می شود.

اجرای آن برعهده حجت الاسلام متوسل ازطلاب درس خارج حوزه علمیه قم وتهیه کنندگی آن برعهده حجت الاسلام بابایی طلبه درس خارج حوزه علمیه قم است و موضوعات معارفی بامحوریت پاسخگویی به شبهات در آن به صورت کارشناسی مطرح می شود .
موضوع «راهکارهای تقویت وحدت اسلامی»با کارشناسی حجت الاسلام والمسلمین استاد دکتر بطحایی گلپایگانی از اساتیددرس خارج حوزه علمیه قم در چند جلسه دنبال شده است. موضوع این هفته برنامه «بیان موانع و ایجاد و تقویت وحدت دینی در بین مسلمانان» بودکه از بدعت های موجود در میان اهل سنت سخن گفت.
استاد بطحایی گلپایگانی در این برنامه پس از ذکر موارد بدعت در میان اهل سنت ازجمله نمازتراویح وتکتف به بیان توضیحاتی در این باره پرداخت.

پس از بیانات استاد بطحایی طبق روال برنامه، در یک ربع آخر برنامه به طرح سئوالات بینندگان پرداخته شد .
از جمله سئوالات مطرح شده توسط یکی از بینندگان محترم این بود که آیا همانگونه که در اهل سنت بدعت هایی پدید آمده آیا در میان شیعیان نیز اضافه کردن شهادت به ولایت امیرالمومنین حضرت علی (ع)در اذان و اقامه از مصادیق بدعت محسوب می شود؟و آیا این عمل کاری است که از زمان صفویه رایج شده است؟

استاد در جواب فرمودند آوردن شهادت به ولایت امیرمومنان حضرت علی علیه السلام، آغازش از زمان صفویه نیست بلکه خود یک حکایت تاریخی دارد که به صورت عمومی ابتداء از جانب گروهی از مفوضه مطرح شده و آنان برای ترمیم موقعیت متزلزل خود چنین چیزی را مطرح کردند ولی پس از آن همه شیعیان این شهادت را پسندیدند و شهادت به ولایت امیرمومنان حضرت علی علیه السلام را به عنوان شعاری مقدس در برابر سب و اهانت هواداران و پیروان معاویه دانستند .یعنی شیعیان چون که دیدند علی علیه السلام به شدت مورد ظلم قرار گرفته اند و بر منابر و در قنوت نمازها مورد سب قرار می گیرند، شهادت به ولایت آن حضرت را به عنوان شعاری مقدس در اذان و اقامه خود آوردند و امروزه هم در سیره مومنان مرسوم شده است .

ولکن مطلبی که در اینجا تمامی فقهای ما بدون استثناء بدان اشاره کرده اند این است که ادای شهادت به ولایت آن حضرت در اذان، از باب استحباب و مطلوبیت وتیمن وتبرک است و فقها براین نکته اتفاق دارند که اگر کسی این بخش را بعنوان جزء شرعی اذان، در اذان و و اقامه بگوید این تشریع بوده وجایز نمی باشد.

لازم به ذکر است برخی از بینندگان محترم که مطمئنا تمام برنامه را ندیده اند، به خاطر دغدغه پاک شیعی خود، این شبهه پدید آمده که این برنامه اعلام کرده مطلق بردن نام امیرمومنان حضرت علی علیه السلام در اذان بدعت و غیرجایز است در حالی که حقیقت غیراز این است .در این برنامه مکرر بیان شده که شهادت به ولایت آن حضرت شعار شیعه است و در مقابل مظلومیت حضرت علی علیه السلام در اذان جای گرفته و مطلوب و مستحب است .

برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به کتب فقهی از جمله:
- توضیح المسایل حضرت امام خمینی (ره) ص 148مساله919
- رساله آیت ا...العظمی گلپایگانی ص157مساله 928
- رساله سایر مراجع معظم در باب اذان
- عروه الوثقی ج1ص193فصل اذان
- ریاض المسایل ج3 ص97
- من لایحضره الفقیه ج2ص290
- ترجمه شرح لمعه دمشقیه باب اذان
- و دهها منبع فقهی دیگر در این باب
- وبه متن کامل گفتگودروب سایت مرکز قم به نشانی qom.irib.com مراجعه شود.
 
 
پاسخ شیعه نیوز

باسمه تعالی

شب گذشته، پس از بازبینی مجدد برنامه شب عرفه در حضور برخی از مدیران صدا و سیمای مركز قم و جمعی از فضلای حوزه علمیه، مشخص گردید مجری برنامه با طرح سوالی از طرف بیننده ای كه اصرار داشته نامش برده نشود از كارشناس برنامه می پرسد: "آیا اشهد ان علی (علیه السلام) ولی الله در اذان بوده یا بدعت شیعیان است؟" كه متاسفانه كارشناس برنامه مطالبی بیان نمودند كه ترجیح میدهیم بدان اشاره ننماییم.

شایسته است مدیریت صدا و سیمای مركز قم برای تنویر افكار عمومی و رفع برخی ابهامات و به جای متهم نمودن شیعه نیوز به درج اخبار غیر صحیح، فیلم آن برنامه را در دسترس مخاطبین قرار دهد.

شایان ذكر است با توجه به اعتراض شمار زیادی از هموطنان به پخش این برنامه، اشتباهات صورت گرفته را نمی توان نادیده گرفت.

با احترام
مسعود بحرینی
مدیر مسوول سایت خبری تحلیلی شیعه نیوز


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 19 آبان 1390

به نقل از جهان، موضوع مذاکره و بهبود روابط با دولت سعودی عربستان در هفته های اخیر و در پی اتهام زنی آمریکا به ایران و مرگ ولیعهد "ملک عبدالله" بار دیگر در محافل سیاسی و رسانه ای مطرح شده است.

اخیرا یکی از مسئولان ارشد دستگاه دیپلماسی کشور برای گرفتن مهر تایید بر رویکرد دولت نزد یکی از مراجع بزرگ تقلید رفته است.

این مقام بلندپایه وزارت خارجه در این دیدار حدود یک ساعت و ۴۰ دقیقه درباره اهمیت روابط ایران و عربستان و جایگاه ۲ کشور در منطقه و ... توضیح می دهد تا این مرجع عالیقدر را با رویکرد دولت در قبال ریاض همراه کند.

وی اما در پایان توضیحاتش فقط یک جمله "چهار کلمه"ای از این مرجع تقلید شنیده است.

ایشان در پاسخ به اظهارات و درخواست مقام دیپلماتیک دولت، به صراحت و تنها در یک جمله تاکید کرده است:

"سر خون معامله نکنید.‬"


  • آخرین ویرایش:-

به نقل از رسا، حضرت آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به پیامدهای ناگوار تعیین مهریه سنگین برای خانواده ها و اجتماع، از قوای قضاییه و مقننه درخواست کرد نسبت به اصلاح سه قانون در این ارتباط اقدام کنند.

حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید، در درس خارج فقه خود که روز چهارشنبه با حضور طلاب و روحانیان در مسجد اعظم قم برگزار شد، سالروز شهادت امام محمد باقر(ع) را تسلیت گفت.

وی در ادامه با اشاره به حدیث اخلاقی، ایمان را از اسلام و یقین را از ایمان افضل و برتر دانست و بیان داشت: ایمان اگر شهودی شد از وسوسه ها خبری نخواهد بود و در آیات و روایات به مراحل ایمان شهودی اشاره شده است و انسان باید به جایی برسد که خودخواهی و منیت در او جایی نداشته باشد.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در ادامه گفت: خبری در رسانه ها و مطبوعات منتشر شده بود مبنی بر اینکه که هر روز شش نفر از جوانان به دلیل عدم توانایی در پرداخت مهریه به زندان می افتند، من این مساله را می گویم امیدوارم به گوش مسؤولان برسد و فکری بکنند.

وی تاکید کرد: متاسفانه در جامعه مهریه های بسیار سنگین درنظر گرفته می شود و با این توجیه که چه کسی گرفته و چه کسی داده و اینکه آبروی خانوادگی ما در معرض خطر است، دست به این کار می زنند و همین مساله نیز مشکلاتی را دامن گیر خانواده ها و جامعه کرده است.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی اضافه کرد: برخی برای تعیین مهریه می گویند به سال تولد دختر در نظر بگیرید و اندکی از مدت زندگی مشترک آنها نمی گذرد که مشکلات شروع می شود و زوج به دلیل عدم توانایی در پرداخت مهریه راهی زندان می شود.

وی خواستار تلاش مسؤولان قضایی و نمایندگان مجلس برای حذف سه قانون خلاف شرع در این خصوص شد و با مضحک توصیف کردن این مساله ابراز داشت: اسلام حرف غیر منطقی نمی زند، با این حرف ها آبروی اسلام می رود.

این مرجع تقلید یادآورشد: اگر کسی بدهکار بود او را زندان نمی اندازند، اعسار نباید ثابت شود، یسار باید ثابت شود، این خلاف شرع بین است که زندان بیندازند، اصل اولیه اعسار و نداشتن است، شما ثابت کنید توانایی پرداخت دارد و نمی دهد آن وقت زندان بیندازید، متاسفانه در این خصوص بر عکس عمل می شود و این خلاف شرع است و باید اصلاح شود.

وی بیان کرد: قانون دوم خلاف شرع این است که اگر ثابت شد کسی فرد معسر است و گفتند باید ماهی یک سکه به زوجه بدهد، ماه اول که پرداخت کرد زن باید تمکین کند، اما در قانون این گونه نیست.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی بیان داشت: گفتند جلسه ای در این باره گرفته می شود، اما این جلسه باید در قم و پیش مراجع و علما باشد نه در تهران.

این مرجع تقلید یادآور شد: سومین قانون خلاف شرع که باید اصلاح شود این است که شما می گویید در عقد قصد جدی شرط است، آیا جوانی که می گوید این میزان مهریه به طور مثال به سال تولد دختر را می دهم قصد دارد این میزان مهریه را پرداخت کند؟ مشخص است که این جوان قصد جدی ندارد که این میزان مهریه را پرداخت کند و همین که می گویند چه کسی داده و چه کسی گرفته شاهدی بر همین مدعا است.

وی گفت: ما راهی را پیشنهاد کرده ایم که به هیچ قانونی هم صدمه نمی زند و آن این است که طرحی تصویب شود که اگر مهریه ها از یک میزان بیشتر شد دفاتر ثبت نکنند و این مساله در بخشنامه به دفاتر ابلاغ شود، البته میزان آن را می توانند بنشینند و بنویسند


  • آخرین ویرایش:-

«رُوی إنّ لیلة عرفة یستجاب فیها ما دعا من خیر و للعامل فیها بطاعة الله تعالى أجر سبعین و مائة سنة».

در روایتی نقل شده است که شب عرفه هر دعای خیری که انسان بکند، به اجابت می‌رسد و برای کسی که در شب عرفه اطاعت الهی را بکند و اعمال صالحه انجام دهد، معادل صد و هفتاد سال اطاعت و عبادت است؛ یعنی از نظر پاداش چنین چیزی به او داده می‏‌شود.

اعمال صالح برابر صدوهفتاد سال عبادت است

این روایت، شکوه شب عرفه را می‌رساند. به حسب ظاهر، امشب شب عرفه است؛ بنابراین، می‏‌خواهم این مطلب را به دوستان عرض کنم که امشب را قدر بدانید! نخستین مسأله‏‌ای که در امشب بر آن تأکید شده، «دعا کردن» است و در روایت دارد: دعا کنید! دعای خیر کنید! و بدانید که این دعاها به اجابت می‌رسد.
مقیّد باشید که امشب، مشغول غیر عبادت نباشید!

مطلب دیگر اینکه مقیّد باشید که امشب مشغول به غیر عبادت نشوید! کاری کنید که اشتغالات کنار برود تا بتوانید به سوی عبادات و صالحات بروید! وقتی چنین معادل‌ه‏ایی هست که عبادت امشب مانند عبادت صد و هفتاد ساله است، خیلی انسان باید مراقبت و جدیّت داشته باشد. این خیلی قابل توجه است، چون امشب یکی از بزرگترین فرصت‌هایی است که ما داریم.

اثر دعا برای دیگران و پشت سر آنها

درباره دعا کردن هم بگویم که در روایتی از امام باقر ـ علیه السلام ـ آمده است که حضرت فرمودند: «أسرع الدعا نُجحاً للإجابة دعاء الأخ لأخیه بظهر الغیب»؛ سریعترین دعایی که به هدف اجابت می‏‌رسد، دعایی است که یک برادر مؤمن، برای برادر مؤمن دیگرش می‏‌کند و پشت سر او برایش از خدا خیر می‏‌خواهد؛ نه در حضورش. یعنی هر کس برای دیگری دعا کند، به سرعت به اجابت می‌رسد. «فیقول له ملک موکّل به لبّیک»؛ وقتی این شخص شروع می‏‌کند به دعا کردن برای برادر مؤمنش و پشت سر او، آن فرشته‏‌ای که برای گرفتن دعاها موکّل شده است، جواب می‏‌دهد: بله! «و لک مثلاه» یعنی این چیزی که برای برادرت خواستی، برای خودت دو برابرش برآورده شد؛ یعنی همین که برای دیگری خیر خواستی و دعایش کردی، برای خودت دو برابرش منظور و مستجاب می‏‌شود.

امشب را قدر بدانید!

از غروب شب عرفه تا غروب روز عرفه زمان بسیار بزرگی است. این را گفتم تا امشب که به حسب ظاهر شب عرفه است و موقعیت بسیار خوبی است، هم دعا کنید و هم به اعمال صالحه مشغول شوید! این را هم بدانید که دعاهایی که می‌‏کنید اگر برای دیگران باشد، چیز بیشتری نصیبتان می‌‏شود.
خدا کند یکی از آن کسانی که شما دعا می‏‌کنید من باشم...

روز عرفه، روز درخواست از خداوند

«رُوی عن رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم قال: أوحی الله تعالی إلی بعض أنبیائه لَو أَنَّ أَهلَ سَبعِ سَمَاوَاتٍ وَ أَرَضِینَ سَأَلُونِی جَمیعاً فَأَعطَیتُ کُلَّ وَاحِدٍ مِنهُم مَسْأَلَتَهُ مَا نَقَصَ ذَلِکَ مِن مُلکِی مِثْلَ جَنَاحِ بَعُوضَةٍ وَ کَیفَ یَنقُصُ مُلکٌ أَنا قَیِّمُه‏».

از خدا چیزی کم نمی‏‌شود، حتّی اگر...

در روایتی است که از پیغمبر اکرم نقل شده است که خداوند وحی فرستاد به برخی از پیامبرانش که این متن وحی الهی است که بر فرض که اهل هفت آسمان و تمام زمین، همگی از من درخواست کنند و به هرکدام هرچه که خواستند را بدهم، از خزانه، حکومت و فضل الهی ذره‏‌ای کاسته نمی‌شود؛ حتی مثل یک بال پشه هم از خزانه من کم نمی‌شود؛ بنابراین، چگونه ممکن است که از فضل الهی کاسته شود، در حالی که من سردمدار آن هستم؟!

روز امید خوشبختی برای همه

روایتی دیگری از زین العابدین ـ صلوات الله علیه ـ آمده که محدث قمی هم آن را در مفاتیح نقل کرده است؛ در آن روایت آمده است که روز عرفه بود و حضرت دیدند که سائلی دارد از مردم، یعنی غیر خدا، درخواست می‌کند. حضرت به او فرمود: وای بر تو! در چنین روزی از غیر خدا تقاضا و درخواست می‌کنی!؟ و حال آنکه امید می‌رود در چنین روزی فضل الهی شامل طفل‌هایی شود که در رحم مادر هستند. امید است که اینها خوشبخت و سعادتمند شوند.

روز عرفه، روز دعا و درخواست

«رُوِیَ عَنِ البَاقِرِ عَلَیهِ‏السَّلَامُ قَالَ إِنَّ یَوْمَ عَرَفَةَ یَوْمُ دُعَاءٍ وَ مَسْأَلَةٍ». یکی از آن مقاطعی که این اسلحه بُردش بیشتر است و در اجابت سرعت دارد، ‌روز عرفه است. حتّی تعبیر امام باقر ـ علیه‏السلام ـ این است که اصلاً‌ روز عرفه، روز دعا و درخواست از خداوند است. یعنی در این مقطع زمانی بخصوص سرعت اجابت دعا بیشتر است.

تنها امید جاماندگان

«مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ إِلَى قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ»؛ حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمودند: اگر کسی در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگیرد، غفران برای او نیست، مگر آنکه عرفه را درک کند.

از این روایت دو مطلب به دست می‏‌آید: یکی، عظمت ماه مبارک رمضان از نظر گسترش مغفرت الهی است که همه را در بر می‌گیرد. دوم، عظمت عرفه است. در ماه مبارک رمضان، زمان مطرح است. امکان دارد برای عرفه هم زمان مطرح باشد؛ یعنی روز خاص و هم مکان مورد نظر باشد که آن زمین عرفات است، ولی مسلّماً زمان در اهمیت موضوع دخالت دارد که روز عرفه است. از لحاظ قید زمان، اگر کسی در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگرفت، مسلّماً اگر در روز عرفه از خداوند طلب مغفرت کند مورد مغفرت الهی قرار خواهد گرفت.

فضیلت زوّار امام حسین در عرفه

مسأله مهم در روز عرفه زیارت امام حسین ـ علیه‏السلام ـ است که در حدیث آمده: خداوند پیش از آنکه به سرزمین عرفات نظر کند، به زایرین امام حسین ـ علیه‏السلام ـ نظر می‌افکند و این نظر افکندن در زمان‌های حساس و سرنوشت‌ساز مانند شب قدر، عید فطر، عید قربان و عید غدیر است که افضل اعمال در این زمان‌ها زیارت امام حسین (ع) است.

این روز را از دست ندهید!

هر لحظه‌ای از لحظات امروز برای ما گرانبهاست، به ویژه برای دعا و درخواست از خداوند. این فرصت بهترین فرصت است. پس این فرصت را از دست ندهید، به ویژه از ظهر تا هنگام غروب را که در روایات وارد شده است. می‏‌خواستم به دوستان سفارش کنم که این چند ساعت را غنیمت بشمارید. بدانید اگر می‏‌خواهید مشکلاتتان را حل کنید ـ‏ که همه ما ‏مشکل داریم‏ ـ بیایید ‌این چند ساعت را درِ خانه خدا بروید و از او بخواهید، چه حاجت‏‌های مادی را و چه معنوی را، همه را از او بخواهید، چون امروز بُردِ دعا خیلی زیاد است، به ویژه درباره دیگران اگر دعا کنید، ما در روایت داریم که خدا چند هزار برابر به شما می‌دهد.

از همه شما التماس دعا دارم؛ من را هم فراموش نکنید و دعا کنید.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 13 آبان 1390  12:25 ق.ظ

سالروز شهادت پنجمین نور هدایت

شکافنده علوم آل محمد

حضرت امام محمد باقر علیه السلام

بر همه ی شیعیان جهان تسلیت باد


  • آخرین ویرایش:جمعه 13 آبان 1390
جمعه 13 آبان 1390  12:10 ق.ظ

تاکیدمقامات عربستان

بر آمادگی کامل نهادهای مسئول

برای برگزاری مناسک حج به بهترین شکل

 

به نقل از عکاظ، وزیر حج عربستان گفت عربستان تمام امکانات انسانی و تجهیزاتی خود را برای خدمت به حجاج به کار گرفته است.

فواد بن عبدالسلام الفارسی گفت عربستان تمام امکانات انسانی و تجهیزاتی خود را بر اساس طرح راهبردی گسترده و فراگیر با در نظر گرفتن تمام مسائلی که سبب تسهیل مناسک حج می شود به خدمت گرفته است.


الفارسی در جریان افتتاح همایش سالیانه بزرگ حج در مکه مکرمه بر قرار گرفتن تمام امکانات در خدمت حجاج تاکید کرد.
همچنین شیخ عبدالعزیز بن عبدالله آل الشیخ مفتی عربستان و رئیس شورای علمای ارشد عربستان هم گفت 

مقامات دفاع شهری عربستان در حج امسال اعلام کردند دفاع شهری برای اولین بارامسال از هواپیما در انتقال تصاویر هوایی از مشاعر مقدسه به اتاق عملیات از طریق دوربینهای حرارتی استفاده می کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، مسئولان عربستان گفته اند با تغییرات در وضعیت مکه مکرمه و تغییر شیوه های حمل و نقل طی سالهای آینده، شرایط رسیدن به مسجدالحرام آسان تر خواهد شد
از سوی دیگر القرنی از به کارگیری فناوری های پیشرفته برای کنترل و مقایسه میزان آلودگی در شبکه تونلهای مکه مکرمه  و همچنین مکانهای بسیار شلوغ با استفاده از تلفنهای هوشمند( آی پد) خبر داد.
انتظار می رود تعداد حجاج در موسم حج امسال به حدود سه میلیون نفر از سرتاسر جهان برسد


  • آخرین ویرایش:-

به نقل از مهر، مراسم بزرگداشت روز حافظ،  (19 مهر) در حالی در جوار آرامگاه این شاعر بزرگ برگزار شد که احمدی‌نژاد از وی به عنوان دلسوخته امام عصر یاد کرد و یک دو بیتی از خود به صاحب‌الزمان (عج) تقدیم کرد.

مراسم بزرگداشت حافظ  با حضور دکتر محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور، وزرای علوم و ارشاد و نمایندگانی از مجلس و قوه قضائیه بر سر آرامگاه این شاعر بزرگ ایرانی در شیراز برگزار شد که با حاشیه‌هایی همراه بود.

* این مراسم که قرار بود ساعت 19 آغاز به کار کند با یک ساعت تاخیر و به محض حضور رئیس جمهور در آرامگاه حافظ آغاز شد.

* در ابتدای این مراسم، گروهی متشکل از کودکان شیرازی به صورت آوازخوانی به اجرای برخی از غزل‌های حافظ و همچنین برخی سرودهای حماسی پرداختند و در پایان هر کدام از کودکان این جمع چهل نفره شاخه گلی روی مزار حافظ گذاشتند که رئیس جمهور از این اقدام آنها قدردانی کرد.

* در ادامه این مراسم، همچنین یک گروه چهارنفره از دختران 7 تا 9 ساله شیرازی با اجرای اسماعیل آذر، شاعر و مجری برنامه مشاعره شبکه چهارم سیما به مشاعره با یکدیگر پرداختند که مهارت آنها در این فن بیان تعجب رئیس جمهور و تشویق حاضران را در پی داشت.

* یکی از شاعران خارجی که در مراسم بزرگداشت حافظ به شعرخوانی پرداخت «بالرام شوکلا» از هند بود که غزلی از حافظ را با مطلع «آنکه رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد/ صبر و آرام تواند به من مسکین داد» که به زبان سانسکریت برگردانده بود، با آوازی به سبک هندی قرائت کرد که این اقدام او تشویق‌های پیاپی سفیر هند را که در مراسم حاضر بود به دنبال داشت. شوکلا پس از شعرخوانی خود دقایقی را هم به گفتگو با رئیس جمهور کشورمان پرداخت.

* دکتر احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور که آخرین سخنران مراسم بزرگداشت حافظ بود، نطق خود را با یک دوبیتی که خود آن را برای امام زمان (عج) سروده و به ایشان تقدیم کرده است، به پایان برد.

دوبیتی رئیس جمهور از این قرار است:

پیچ و تاب عالم از گیسوی توست
وز کمال دلکش ابروی توست

جلوه یزدان نشد از ماه و مهر
بلکه از خال رخ نیکوی توست


  • آخرین ویرایش:-

روز سه شنبه 19 مهر بعد از نماز ظهر و عصر، در خیابان ارم قم (مقابل حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام) تجمع کوچکی از طلاب و مردم در مقابل پاسگاه نیروی انتظامی صورت گرفت.

جریان از این قرار بود که یک سرباز، جلوی طلبه موتورسواری را می‏گیرد تا کارت موتورش را ببیند. ولی راکب موتور کارت را همراه نداشت. در نتیجه جر و بحث کوچکی بینشان در می‎گیرد ؛ اما سرباز با کمال تعجب از باتوم استفاده می‏کند و طلبه از ناحیه سر زخمی می‏شود.

حدود چهل پنجاه نفر از مردم و طلاب ـ که تعدادی از شهروندان مسن هم بینشان بود ـ این صحنه را می‏بینند و پس از برخورد با سرباز، جلوی پاسگاه حرم تجمع میکنند. جالب اینکه همه به هم می‏گفتند: "باید اینجا بایستیم تا به نتیجه برسیم. چرا نیروی انتظامی این برخوردهای تند را با طلبه و غیر طلبه دارد؟ چرا اینقدر به موتورسواران توهین می‏کنند؟"


جالب‏تر اینکه مردم تأکید می‏کردند: "اگر از اینجا برویم ممکن است طلبه را به عنوان مجرم به دادگاه ببرند!".

پس از مدتی یک سرهنگ نیروی انتظامی آمد و با تندی به مردم گفت: "شما چه کاره این مضروب هستید؟" همه گفتند: "ما شاهد ماجرا هستیم و از اینجا نمی‏رویم".

در نتیجه جر و بحث زیادی بین طلاب و ستوان و سرهنگ و استوار و سرباز و ... رخ داد. در اینجا بود که نیروی انتظامی مجبور شد کوتاه بیاید و چهار نفر از مردم را به عنوان شاهد به داخل پاسگاه ببرد. ولی باز بقیه مردم ایستادند و نرفتند تا نتیجه‏ای که دنبالش بودند را بگیرند.

البته همه حاضران اذعان داشتند که موتور سوار خلاف کرده و کارت همراهش نبوده است؛ ولی اعتراض داشتند که گاز اشک‏آور و باتوم جریمه اینگونه جرم‏ها نیست.

بهرحال ماجرا خاتمه یافت و شاید از این به بعد در خیابان ارم قم و اطراف حرم مطهر شاهد تندی‏ها و بداخلاقی‏های برخی مأموران نیروی انتظامی با مردم ـ موتورسوار و غیر موتورسوار، متخلف و غیرمتخلف، و طلبه و غیر طلبه ـ نباشیم. اما در شهرها و خیابان ها و کوچه‏های دیگر چطور؟!

یادمان باشد که حدود یک سال پیش، یک جوان که از برخورد تند مأموران پلیس به تنگ آمده بود در "تونس" خود را سوزاند ؛ و جهان را به آتش کشید.


  • آخرین ویرایش:-

مرحوم آیت‌الله بهاءالدینی بسیار به آن معتقد بودند. هنگامی که ایشان در بیمارستان بستری بودند، به اتفاقی جمعی از دوستان به بیمارستان رفته و حدیث کساء را برای شفای ایشان خواندیم و ایشان شفا یافتند.

به گزارش شیعه آنلاین، آیت الله «محمد محمدی ری شهری» وزیر پیشین اطلاعات جمهوری اسلامی ایران طی گفتگویی که در شماره ٢١٢ مجله کیهان فرهنگی منتشر شد، در مورد صحت سند «حدیث کساء» گفت: «ببینید! حدیث کساء از احادیث صحیحه است که حضرت رسول (ص) عبای خیبری را بر سر اهل بیت (ع) انداختند و آیه تطهیر نازل شد. این حدیث صحیح را شیعه و سنی هر دو نقل کرده اند و شکی هم در آن نیست. ولی این متنی که به عنوان حدیث کساء در مفاتیح آمده است، هم از نظر متن و هم از نظر سند، اشکال دارد.

«ری شهری» افزود: اصولاً به آن صورت، تا 200 سال پیش در هیچ کتابی نیست، حتی علامه مجلسی که احادیث ضعیف را هم ضبط کرده، آن را در کتاب بحار الانوار نیاورده، اصولا بسیاری از احادیث عرفانی هست که بعد از قرن ششم وارد جامعه اسلامی شده، یعنی تا سال 600 هجری در هیچ و مأخذی نیست، بعداً به کتب حدیثی وارد شده است. حدیث کساء به اتفاق شیعه و سنی در خانه «ام سلمه» بوده، ولی روایت جدید می گوید در خانه حضرت فاطمه (س) بوده! اتفاقاً مهم این است که حدیث کساء درخانه «ام سلمه» باشد و پیامبر (ص) ام سلمه را راه ندهد. مهم این است که اعلام شود ازواج پیامبر (ص) جزء اهل بیت نیستند.

در همین راستا خبرنگار ما با هدف بررسی دقیق تر این موضوع نظر برخی مراجع تقلید و علمای سرشناس را گردآوری کرده و جویا شد که پاسخ آنان در مورد حدیث کساء به شرح ذیل بوده است:

حضرت آیت‌الله بهجت: برای شفای مریض حدیث کساء را مکررا بخوانید و هنگام خواندن در مجلس عود روشن کنید. (گوهرهای حکیمانه، ص 13)

حضرت آیت‌الله میرزا جواد تبریزی: برای درخواست حاجت حدیث کساء را بخوانید. (مجله افق حوزه، ش 205؛ ماهنامه موعود، ش 107)

حضرت آیت‌الله لطف‌الله صافی: با توجه به این که حدیث کساء مشتمل بر فضایل اهل بیت است، خواندن آن مستحب بوده و توصیه می‌شود. (استفتاء شخصی)

حضرت آیت‌الله شبیری زنجانی: اگرچه گفته شود سند صحیحی ندارد، اما محتوای درستی دارد و برکات آن به تجربه ثابت شده است. (استفتاء شخصی)

حضرت آیت‌الله سیدعلی گلپایگانی: برای فرزنددار شدن از شب مجامعت تا مشخص شدن بارداری هر شب حدیث کساء را بخوانید. (توصیه به نگارنده در تاریخ یکشنبه 20/2/89 قبل از نماز مغرب در بیت ایشان)

حضرت آیت‌الله وحید خراسانی: خواندن حدیث کساء توصیه می‌شود. (استفتاء شخصی)

حضرت آیت‌الله سید صادق شیرازی: خواندن حدیث کساء توصیه می‌شود. (استفتاء شخصی)

حضرت آیت‌الله سیدصادق روحانی: اولا سند حدیث در نهایت اعتبار است. ثانیا مضمون و محتواى حدیث شریف عالى و سرشار از فضیلت‏ها و کمالات محمّد و آل محمّد (ع) است، که در روایات بى‏شمار و معتبرى این مضامین و مفاهیم رسیده است؛ بنا بر این، در محتوا و مضامین حدیث شریف و دلالت آن، چیزى براى تردید به نظر نمى‏رسد.

آیت الله جاودان: اگرچه متن آن از نظر عقیدتی قابل احتجاج نیست، اما مطالب آن صحیح است و از آن حوائجی گرفته‌ایم. لذا خواندن آن توصیه می‌شود. (نظر ایشان از قول یکی از شاگردان)

آیت‌الله شیخ جواد کربلائی: خواندن حدیث کساء برای رفع حاجت و شفای بیمار خوب است. (استفتاء شخصی)

آیت‌الله آقارضی شیرازی: اگرچه سند درستی ندارد، اما چون مطالب آن درست است، خواندن آن را برای گرفتن حاجت و شفای مریض توصیه می‌کنیم.

آیت‌الله محمدتقی شریعتمدار: حدیث کساء آخر مفاتیح را قبول داریم.

حضرت آیت‌الله بهاءالدینی: برای رهایی از مشکلات راه‌هایی است که بهترین آنها را خود ما حس کرده‌ایم و به کمک آنها به حاجت‌هایمان رسیده‌ایم که چهار چیز است: نذر کردن گوسفند برای فقرا، خواندن حدیث کساء به طور پی در پی، پرداختن صدقه و ختم صلوات (آیت بصیرت، ص ۶۸). آنگاه که هواپیماهای دشمن شهرهای ایران را بمباران می‌کرد، امام جمعه درود خدمت آقا (آیت‌الله بهاءالدینی) رسیده، حملات بسیار دشمن را مطرح کرد. آقا دستور قرائت «حدیث کساء» را می‌فرمایند. چندی بعد خبر آوردند که هواپیماها می‌آیند و تنها شهر را دور زده، از منطقه خارج می‌شوند. تا این که یک روز هواپیمای دشمن هنگام حمله به شهرستان بروجرد مورد اصابت نیروهای اسلام قرار می‌گیرد. خلبان هواپیما با چتر خود را نجات می دهد و پس از اسارت می‌گوید: « مأموریت من انهدام کارخانه سیمان درود بود، ولی وقتی نزدیک شهرستان می‌شدم هر چه نگاه به پایین می‌انداختم جز آب چیز دیگری از مردم و یا کارخانه نمی‌دیدم». (آیت بصیرت، ص 122)

حضرت آیت‌الله مبشر کاشانی: چون از آن به کرات اثر دیده شده است، در اعتبار آن تردیدی نیست. مرحوم آیت‌الله بهاءالدینی بسیار به آن معتقد بودند. هنگامی که ایشان در بیمارستان بستری بودند، به اتفاقی جمعی از دوستان به بیمارستان رفته و حدیث کساء را برای شفای ایشان خواندیم و ایشان شفا یافتند. (استفتاء شخصی
)


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :21  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها