تبلیغات
ما محبین اهل بیت رسول الله هستیم
سالروز میلاد پر خیر و برکت و سراسر نور
بنت النبی، زوج الوصی، ام الأئمه الاطهار
انسیه، حوریه، زکیه، طاهره، راضیه، مرضیه، ام ابیها
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
بر همه شیعیان جهان و دوستداران آن حضرت
و محبین امیرالمومنین علیه السلام مبارک باد
سالروز میلاد بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران
الامام روح الله الموسوی الخمینی
بر همه آزادگان جهان مبارک
روز مادر بر همه مادران مبارک
2 ـ دختر گرامیرسول خدا علاوه بر سختی های شعب ابی طالب با رنجها و دردهای
دیگری نیز روبرو شد هنوز پنج بهار از عمر او نگذشته بود كه مادر گرامیخود حضرت
خدیجه را از دست داد. مادری كه برای دختر حصن و حصین و دژ محكمیبود و در عین
حال برای شوهر خود نیز، زن با وفا و فداكاری بود. ممكن است این نوع سختی ها به
ظاهر بلا و گرفتاری شمرده شود امّا از دیدة عرفانی نوعی رحمت بشمار آید. ای كاش
گرفتاری ظاهری او تنها مرگ مادرش بود ولی چند روزی از مصیبت مادر نگذشته بود كه
عموی پدر بزرگوار خود ابو طالب را نیز از دست داد و مصیبتی بر مصیبتی افزوده
شد.
3 ـ رسول گرامی(ص) در سال سیزدهم بعثت، مكه را به عزم اقامت در مدینه ترك گفت
به هنگام ترك مكه، به علی(ع) دستور داد كه پس از وی «فواطم» را همراه خود به
مدینه بیاورد و یكی از آن فواطم، فاطمه دختر گرامیپیامبر(ص) بود. فاطمه همراه
دو فاطمة دیگر بنام، فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی(ع)، فاطمه بنت زبیر، مكه را
به عزم مدینه ترك گفتند بار دیگر دختر پیامبر در كنار پدر قرار گرفت و در رنج و
غم او شركت جست، همچنان كه در مكه نیز شریك غم او بود چنان كه مورخان
مینویسند: پیامبر در مسجد الحرام در حال سجده بود یكی از مشركان بچه دان شتری
را بر پشت پیامبر افكند لباس او را آلوده ساخت، دختر گرامیپیامبر در گوشة مسجد
نشسته بود دوان دوان به كمك پدر شتافت و با آبی كه همراه داشت آلودگی از جامه
او پاك كرد. نتیجه میگیریم: زهرای اطهر پیوسته در كنار پدر و انقلاب آسمانی او
قرار داشت و پدر را تأیید و او را كمك میكرد. و بر ایمان و تقوای خود
میافزود. و هرگز راحت طلبی را بر هدف مقدم نمیداشت، این نه تنها محیط مكه است
كه به كمك پدر میشتابد، در جنگ اُحد كه در مدینه رخ داد نیز چنین كاری را
انجام داد و با آوردن آبی چهرة پدر را شستشو داد و او را نوازش كرد.
4 ـ خواستگاری علی(ع) از زهرا (س)، عقدی كه بسته شد، جهیزیه ای كه همراه خود به
خانه بخت برد همگی از نكات آموزندة زندگی اوست. او به دنبال یك انسان كامل بود
كه با روح و روان او همسو باشد نه بدنبال انسان ثروتمندی كه از نظر روحی كاملاً
با او بیگانه باشد، وقتی عبد الرحمان بن عوف و امثال او از زهرا (س) خواستگاری
به عمل آوردند دخت گرامیپیامبر به هیچ یك پاسخ مثبت نگفت. برخی از خواستگاران
به رسول خدا گفتند من طلاها و نقرهها را آنچنان میچینم ك طرف مقابل، بنده را
نمیبیند مع الوصف زهرای اطهر (س) به هیچ یك رضایت نداد، زیرا او نمیخواست با
طلا و نقره همبستر شود. او برای همسری، انسانی را میخواست كه در اتاق محقری با
اثاثیه ای بسیار كم امّا دلی پر از ایمان و تقوا زندگی كند.
5 ـ همسر بودن زهرا نسبت به علی مانع از آن نبود كه پیوسته با او مؤدبانه سخن
بگوید یك بار هم در طول زندگی همسر را به نام فرزند ابو طالب صدا نكرد، بلكه
صدای همسر پیوسته با ادب مناسب و آهنگ مناسبتر بود به گونه ای كه به كانون
زندگی حرارت و گرمی میبخشید، فقط یك بار در یك جریان سیاسی كه حق وی را غصب
كردند و علی خانه نشین شده بودـ فقط در این یك بار ـ او را فرزند ابو طالب
خواند و گفت چرا در خانه نشسته ای و مانند كودكی در رحم، زانوهای غم را در بغل
گرفته ای.
6 ـ دخت گرامیپیامبر نزد پدر آموزش میدید و از علوم و آگاهیهای پدر بهره
میگرفت او نه تنها كارهای خانه را انجام میداد بلكه هنگامیكه پدر بزرگوارش
وارد خانه میشد از او مسایلی میآموخت و همگی در صحیفه ای ضبط میشد كه بعدها
به نام «مصحف زهرا(ص)» معروف گشت و این صحیفه در نزد امامان مانند حضرت باقر و
صادق(ع) موجود بود كه به آن مراجعه میكردند و جریانهایی را پیشگویی میكردند.
7 ـ در كنار كارخانه و آموزشهای علمیو فكری، عبادت زهرا (س) مورد توجه
پیامبر(ص) بود او بسان حضرت مریم(ع) در محراب عبادت میایستاد و نور عبادت او
خانه را روشن میساخت حالا این چه نوری بود كه محیط زندگی را روشن میساخت برای
ما روشن نیست.
8 ـ فصاحت و بلاغت حضرت زهرا از خطبه یادگاری او مُبان و آشكار است خطبه ای كه
مهاجر و انصار را متأثر كرد، تاریخ زندگی عرب را تشریح نمود، خدمات پدرش را در
بالا بردن تمدن آنان به رخ آنان كشید، سپس از عملكرد آنان پس از در گذشت پیامبر
سخت انتقاد كرد بالأخص محرومیت خود را از ارث پدر به رخ خلافت كشید كه چگونه او
را از حق واقعی او محروم ساختهاند. در این خطبه یك جهان تاریخ، یك دنیا نكات
آموزنده است ، نكته قابل توجه آنجاست كه او این خطبه را ارتجالاً و بدون مقدمه
ایراد كرد، بدون آنكه كوچكترین یاد داشتی در اختیار داشته باشد، و از دختر
گرامیپیامبر جز این انتظار نبود.
آیة الله جعفر سبحانی،سیمای فرزانگان ج 1


یزید پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) پیش از
آنکه به عذاب آخرت مبتلا شود، در دنیا به درد بی درمانی معذّب گردید. یکی از
اطبای یهودی را برای معالجه طلب کرد. طبیب نگاهی به یزید کرد و از روی تعجّب
انگشت حیرت به دندان گزید. سپس با تدبیر ویژه ای چند عقرب از گلوی او بیرون
کشید و گفت:
ما در کتب آسمانی دیده ایم و از علما شنیده ایم که
هیچ کس به این بیماری مبتلا نمی شود مگر آن که قاتل پسر پیغمبر باشد، بگو چه
گناهی را کرده ای که به این بیماری گرفتار شده ای؟!
یزید از خجالت سر را به زیر افکند و پس از لحظاتی
گفت: من حسین بن علی را کشته ام. یهودی انگشت سبابه خود را بلند کرد و گفت: «
أشهَدُ أن لا إله إلّا الله و أشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسول الله ».
طبیب مسلمان شد و از جای برخاست و به منزل خود رفت،
برادر خود را به دین اسلام دعوت کرد، قبول نکرد ولی همسر او و خویشانش
پذیرفتند.

همسر برادرش نیز اسلام را قبول کرد و اسلامش را از
شوهر مخفی داشت.
در همسایگی آن ها، یکی از شیعیان خالص بودکه اکثر
روزها مجلس تعزیه داری حضرت سید الشهدا (علیه السلام) برپا می کرد، آن زن تازه
مسلمان در آن مجلس شرکت می نمود و بر مصایب اهل بیت عصمت و طهارت می گریست.
بعضی از یهودیان جریان زن را به شوهرش اطلاع دادند، یهودی گفت: امروز او را
امتحان می کنم، لذا به خانه رفت و به همسرش گفت: امشب هفتاد نفر یهودی مهمان ما
خواهند بود، شرایط میزبانی را آماده و انواع خوردنی ها را جهت پذیرایی مهیا کن!
بانوی تازه مسلمان خواست مشغول غذا پختن شود، صدای
ذکر مصیبت حضرت سید الشهداء ( علیه السلام ) را شنید، فوراً به مجلس عزا رفت و
در عزای آن حضرت گریه زیادی کرد. وقتی به خود آمد، سخن شوهر به یادش آمد، ولی
وقت تنگ شده بود. متوسل به فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) شد و به سوی خانه
آمد، وقتی به خانه رسید دید بانوانی سیاه پوش جمع شده و هریک با چشم گریان
مشغول خدمت می باشند و لحظه ای استراحت ندارند!
در میان بانوان خانم بلند بالایی را دید در مطبخ
مشغول پختن غذاست و بانوی مجلله ای را دیدکه پیراهن خون آلودی در کنارش گذاشته
است! زن تازه مسلمان عرض کرد: ای بانوی گرامی! شما کیستید که با قدوم خود این
کاشانه را مزین فرموده و لوازم میهمانی را مهیا کرده اید؟
آن بانوی مجلله فرمود: چون تو عزاداری فرزند غریب و
شهیدم را بر کار خانه ات مقدم داشتی ، بر فاطمه لازم شد که تو را یاری کند، تا
با نکوهش شوهر خود روبرو نگردی و پس از این بیشتر به عزا خانه فرزندم بروی.
بانوی تازه مسلمان عرض کرد: ای بانو! خانمی را در
مطبخ می بینم که مشغول غذا پختن و بیش از همه بی قرار است، او کیست؟
فرمود: نزد او برو و از خودش بپرس. بانوی تازه
مسلمان رفت و پای او را بوسه داد و نامش را از او سوال کرد؟
فرمود: من زینب خواهر امام حسینم.
در همین زمان زنان یهودیبا هفتاد مهمان وارد شدند.
وقتی که یهودیها خانه را در کمال آراستگی و نور افشانی دیدند و بوی خوش غذاها
به مشام شان رسید و در جریان واقعه قرار گرفتند همه مسلمان شدند.
تحفة الذاکرین و اسرار الشهادة، ص75
آیت الله آقای سید ابوالقاسم موسوی خوئی در نیمه ماه رجب 1317 هـ ق در شهر خوی ـ در آذربایجان غربی ـ در یک خانه علم و تقوا، فضیلت و روحانیت به دنیا آمد. پدر بزرگوارش مرحوم آیت الله آقا سید علی اکبر خوئی از علمای برجسته و از شاگردان مرحوم آیت الله مامقانی در نجف بود که پس از فراغت از تحصیل به زادگاه خود بازگشته و به ارشاد مردم و تبلیغ دین اشتغال داشت، ولی پس از آغاز حرکت مشروطیت زادگاه خود را به عزم سکونت در نجف ترک گفت و پس از دو سال آیت الله خوئی به همراه برادر خود در نجف به پدر پیوست و در آنجا اقامت گزید.
آیت الله خوئی به هنگام ورود به نجف سیزده سال بیشتر نداشت و در مدت کوتاهی آموزش ادبیات عرب و منطق و سطوح عالی را به پایان رساند و در حدود بیست سالگی شایستگی آن را یافت که در درس خارج استاد بزرگ حوزه نجف یعنی مرحوم آیت الله شیخ الشریعه اصفهانی، حاضر شود و به همین دلیل وی را در سال 1338 هجری قمری، در جرگۀ شاگردان آن مرد بزرگ می بینیم.
آیت الله خوئی از اساتید و مشایخ بزرگ خود در فقه و اصول در کتاب «معجم رجال الحدیث» ـ که ترجمه کامل آن در صفحات پیشین گذشت ـ چنین یاد می کند:
من در نزد اساتید و مشایخ زیادی علم و دانش فرا گرفته ام ولی در میان آنها پنج نفر را نام می برم که عبارتند از:
1-آیت الله شیخ فتح الله معروف به شیخ الشریعه اصفهانی (متوفی 1338 هـ ق).
2-آیت الله شیخ مهدی مازندرانی
3-آیت الله شیخ ضیاء الدین عراقی (1289 ـ 1361).
4-آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی معروف به کمپانی (1296 ـ 1361).
5-آیت الله شیخ محمد حسین نائینی (1273 ـ 1355).
من از دو استاد اخیر بیش از همه استفاده کرده ام. نه تنها در درس آن دو حاضر می شدم بلکه درس آنان را برای دیگران تقریر می نمودم و در جلسه تقریر، گروهی از فضلا شرکت می کردند. مرحوم نائینی آخرین استاد من است که تا آخر عمر ملازم محضر او بودم و از وی اجازه روایت نیز دریافت کرده ام. او به من اجازه داد که کتب اربعه را از ایشان نقل کنم که ایشان نیز از شیخ خود محدث نوری (1254 ـ 1320) و او از شیخ انصاری نقل می کرده اند و طریق شیخ انصاری در نقل روایات واضح است.
دیگر اساتید
علاوه بر اساتید و مشایخ در فقه و اصول، آیت الله خوئی در نزد مشایخ و اساتید دیگری به تلمذ علوم و فنون دیگر اسلامی پرداخته است که به نام چند نفر از آنها اشاره می کنیم:
1ـ آیت الله شیخ محمد جواد بلاغی (1282 ـ 1352 هـ) وی استاد علم کلام عقاید و تفسیر بود و در عصر خود در حوزه نجف اشرف بی نظیر به حساب می آمد. آثار علمی ایشان در پاسخ مسیحیان و مادیگرایان همچنان مورد استفاده اهل تحقیق است و مرحوم آیت الله خوئی در علم کلام و عقاید و تفسیر، از شاگردان برجسته این استاد بزرگ به شمار می روند.
2ـ آیت الله سید ابوتراب خوانساری. وی در علم رجال و درایه تبحر خاصی داشت و در حوزه علمیه نجف، طلیعه دار این علم به شمار می رفت و یکی از اساتید مرحوم آیت الله خوئی در این رشته از علوم اسلامی است.
3ـ آیت الله سید ابوالقاسم خوانساری که ریاضی دان عصر خود بود و در ریاضیات عالی، استاد آیت الله خوئی محسوب می شود.
4ـ آیت الله سید حسین بادکوبه ای که استاد بلامنازع فلسفه و عرفان در نجف اشرف بود و آیت الله خوئی دو رشته مزبور را در نزد وی آموخته است.
5ـ آیت الله سید علی قاضی. عارف و سالک عصر، که شاگردان ممتازی را پرورش داد و بی شک نقش عمده و اساسی در مراحل سیر و سلوک آیت الله خوئی به عهده داشت...
... در اینجا باید گفت که آیت الله خوئی وقتی وارد نجف اشرف شد در واقع یک نوجوان 14 ساله بود که به خواندن مقدمات و سطوح پرداخت ولی از همان آغاز، نبوغ و ذکاوت در سیمای وی آشکار بود و در محافل علمی حوزه، این نوجوان به عنوان یک طلبه فاضل، خوش فهم، تلاشگر و کوشا، جلوه نمود و به حسن شهرت و فوق العاده بودن، معروف شد. به نوشته استاد سبحانی: او از سه قوه و استعداد روحی فوق العاده برخوردار بود که کمتر این سه قوه در یک فرد جمع می شوند:
1-فهم و هوش و دریافتن مطالب به صورت صحیح.
2-حفظ و ضبط مطالب بدون آنکه با مرور زمان فراموش شود.
3-تصرف و موشکافی در مطالب و در نتیجه: نوآوری.1
مرحوم آیت الله خوئی از دوران جوانی به نبوغ و استعداد فوق العاده و حفظ و ضبط و تصرف و ابتکار و نوآوری معروف بود و همین سه عامل بود که در سنین سی سالگی او را جزء مدرسان «خارج» ساخت تا آنجا که شاگردان آن مرحوم می گویند: وی از سال 1350 هـ ق بحث خارج را آغاز نمود که در آن گروهی از فضلا شرکت می کردند. و این حکایت از این دارد که آن مرحوم چه اندازه جودت فهم و استعداد عالی داشته و چه قدر در تحصیل علم و دانش ساعی و کوشا بوده که توانسته است در جوانی به درجه رفیع اجتهاد مطلق نایل شود و بر عالیترین کرسی تدریس حوزه علمیه نجف، تکیه بزند.
بی مناسبت نیست در اینجا اشاره شود که دوران تحصیل آیت الله خوئی، همراه با رفاه و آسایش و تأمین وسائل زندگی مختصر مادی طلبگی نبوده بلکه ایشان، مانند دیگر طلاب و محصلین حوزه های علمیه، و مراجع عظام، دوران طلبگی و تحصیل را با سختی و عسرت گذرانیده و حتی با قبول «نماز استیجاری» و یا انجام «زیارت نیابتی» هزینه تحصیل و زندگی خود را تأمین می کرده است.
در میان اسناد خانوادگی ما، سندی از هفتاد و دو سال پیش ـ یعنی در همان اوج شکوفائی تحصیل و تدریس و اجتهاد آیت الله خوئی ـ وجود دارد که نشان می دهد که ایشان با قبول انجام زیارت، بخشی از هزینه تحصیل خود را تأمین می کرده است... قبوض موجود از مرحوم آیت الله ممقانی و سپس از طلاب فاضل آن دوران، نشان می دهد که علیرغم ادعاهای دشمنان یا معاندان، تحصیل علوم اسلامی هیچگاه با رفاه و منظورهای مادی و دنیوی همراه نبوده است...
بهرحال: آیت الله خوئی از همان زمان جوانی کرسی تدریس خارج را در حوزه علمیه نجف در اختیار داشت و تا این اواخر هم، علیرغم اشتغالات مرجعیت، همچنان کار اصلی او تدریس، تألیف و تربیت شاگردان برجسته در علوم اسلامی، بوده است.
ویژگی ها و آثار علمی
هر مرجعی در زندگی خویش ویژگی هایی دارد و این مرجع عالیقدر، علاقه بیشتری به تدریس و تألیف و تربیت استاد و فقیه داشته است، از این جهت می بینیم که در این مدت 70 سال (1340 ـ 1410 هـ ق) که قدرت و توانائی تدریس داشت، صدها مجتهد مطلق و استاد ارزنده که هر یک می تواند حوزه فقهی شیعه را اداره نماید، در حوزه خود پرورش داد و هم اکنون عده ای از آنان در نجف و بلاد عراق و ایران و لبنان و پاکستان و کشورهای دیگر عهده دار وظائف سنگین هستند و برخی از آنان چون شهید آیت الله سید محمد باقر صدر به درجه رفیع شهادت نایل آمدند و غالب آنان دروس استاد خویش را به رشته تحریر در آورده اند که شرایط حاکم بر عراق اجازه طبع اغلب آنها را نداده است. اما در عین حال، در قلمرو «اصول» و «فقه» از این استاد بزرگ آثار زیادی چه به قلم خویش و چه به قلم شاگردانش منتشر شده که بدون اغراق باید گفت که در تاریخ مرجعیت شیعه بی نظیر است.
آیت الله خامنه ای، مقام محترم رهبری، در اشاره به این ویژگی مرحوم آیت الله خوئی می گویند:
«باید یاد نیکی از عالم بزرگوار و مرجع عظیم الشأنی که اخیراً رحلت کردند یعنی مرحوم آیت الله آقای خویی بکنیم، ما به ایشان نه از دید یک مرجع، بلکه از دید یک محقق، مؤلف و مدرس موفق نگاه می کنیم. آنچه که درباره این بزرگوار و امثال ایشان غالباً بعد از وفات صحبت می شود، جنبه های مربوط به مرجعیت این بزرگواران است، در حالی که آنچه در زندگی این افراد و شخصیت های برجسته، اهم است خصوصیاتی است که مستقیماً به مرجعیت آنها، مربوط نیست بلکه می شود گفت مرجعیت آنها ناشی از آن خصوصیات است و آن همان جنبۀ علمی، تحقیقی تدریسی و کار موفق و پیگیر آنان در این زمینه است. اگر شما به زندگی این بزرگوار نگاه کنید می بینید حداقل در سه رشته علمی و درس مهم، دارای فرآورده های تحقیقی هستند که یکی فقه، دیگری اصول و سومی رجال است. این همه کتاب های فقهی و اصولی که شاگردان ایشان نوشته اند، همه از کلمات ایشان است و شما به این ها اضافه کنید آنچه را که از قلم خود ایشان مستقیماً صادر شده است. کتاب بزرگ کم نظیر رجالی ایشان که ظاهراً آن را در سال های اواخر عمرشان نوشته اند ـ چون ذکر می کنند که من این کتاب را با اشتغال زیاد و در دوران پیری می نویسم ـ یک فرآورده علمی عظیم است. حال شما ببینید یک عالمی که این مقدار فرآورده علمی دارد چقدر می تواند تأثیر در حوزه های علمی نه فقط در زمان خود، بلکه حتی بعد از زمان خود بگذارد.»
اینک، ما در این فرصت کوتاه، به بررسی اجمالی بخشی از آثار گرانبها، تقریرات و تألیفات ارزشمند این مرجع بزرگوار می پردازیم:
1ـ التنقیح: تقریر استاد، شیخ علی غروی تبریزی، از دروس آیت الله خوئی است که تاکنون 9 جلد از آن ـ در مباحث اجتهاد، تقلید، طهارت و صلاة ـ به طبع رسیده است.
2 ـ مستند العروة الوثقی: نگارش استاد حاج شیخ مرتضی بروجردی.
این کتاب نیز تقریرات استاد اعظم آیت الله خوئی به موازات کتاب «التنقیح» است، ولی چون مباحث مربوط به اجتهاد و تقلید و طهارت در کتاب «التنقیح» آمده است، وی انتشار تقریرات خود را از کتاب «صلاة» آغاز نموده و تاکنون 5 جلد آن را منتشر ساخته و همچنین مباحث مربوط به «صوم» را در دو جلد و «اجاره» را در یک جلد منتشر کرده است.
3ـ معتمد العروة الوثقی: نگارش استاد سید رضا خلخالی.
این عالم بزرگوار که هم اکنون در زندان بعثی ها به سر می برد، مباحث استاد خود را در رابطه با مسائل «حج» در 5 مجلد منتشر نموده است.
4 ـ مبانی العروة الوثقی: از فرزند دانشمند آن فقید سعید آقا سید محمد تقی است که درس های فقهی والد خود را درباره «نکاح»، «مساقات»، «مضاربه»، «مزارعه»، «غصب» و... در چهار جلد به نام فوق، منتشر ساخته است.
5 ـ فقه الشیعه: از سید مهدی خلخالی. این مرد دانشمند نیز تقریرات درس استاد خود را در مباحث مربوط به «اجتهاد و تقلید و طهارت» و... در 5 جلد منتشر ساخته است.
6 ـ منهاج الصالحین: یک دوره متن فقهی است که به قلم خود آیت الله خوئی است و تاکنون چندین بار در دو مجلد، به زیور طبع آراسته شده است.
7 ـ تکملة المنهاج: این کتاب حاوی مسائلی است که در منهاج الصالحین نیامده است.
8 ـ مبانی التکملة: در این کتاب، مسائل «تکمله المنهاج» به صورت استدلالی مطرح شده و قسمتی از احکام مربوط به «حدود و دیات و قضا و شهادات» که متن آنها در منهاج الصالحین نیست، نقل شده است.
9 ـ حاشیه العروة الوثقی: در این کتاب حواشی معظم له، به طور مستقل با متن عروه الوثقی، چاپ شده است.
10 ـ مصباح الفقاهه: در احکام مکاسب و بیع و خیارات، نگارش استاد شیخ محمد علی توحیدی در 7 جلد که تاکنون سه جلد آن چاپ شده است ـ مرحوم توحیدی در ماه مبارک رمضان 1395 هـ در قم به رحمت حق پیوست ـ
11 ـ فقه العترة: در دو جلد.
12 ـ تحریر العروة.
13 ـ محاضرات فی الفقه الجعفری: در دو جلد.
14 ـ الدرر الغوالی فی فروع العلم الاجمالی: نگارش حاج آقا رضا لطفی که در سال 1368 در تهران به طبع رسیده است.
15 ـ الرأی السدید فی الاجتهاد و التقلید.
16 ـ رسالة فی تحقیق الکر.
17 ـ رسالة فی حکم اوانی الذهب.
البته ما در اینجا، تنها به بخشی از کتب فقهی که به قلم خود استاد بزرگ یا به خامه اصحاب درس ایشان تحریر یافته، اشاره کردیم و یک نظر کوتاه بر این فهرست، ما را با عظمت خدمت و شدت علاقه ایشان به فقه و تربیت فقیه، آشنا می سازد. مجلدات چاپ شده از آثار ایشان بالغ بر 50 جلد می باشد و اگر ما فهرست کتاب هایی را که پیرامون فقه به قلم خود این فقیه نوشته شده یا به وسیله شاگردان او نگارش یافته اما تاکنون به زیور طبع آراسته نشده، بر این رقم بیفزاییم، فکر و اندیشه از عظمت کار او به شگفت در خواهد آمد!.
***
... البته در قلمرو مسائل فقهی بالغ بر 50 اثر از آن مرجع بزرگ منتشر شده است ولی در مباحث اصول نیز آثار زیادی از آن استاد بزرگ به یادگار مانده است... و آن بزرگوار در علم اصول نادره دوران بود. اسامی بعضی از آن آثار به قرار ذیل است:
1 ـ اجود التقریرات، در دو جلد، مرحوم آیت الله خویی در این کتاب دروس استاد خویش مرحوم علامه نائینی را در علم اصول به رشته تحریر درآورده و هر دو جلد آن به نظر استاد رسیده و در بیروت چاپ شده است و اخیراً جلد اول آن با یک رشته تعلیقات از مؤلف، در تهران تجدید چاپ گردیده است.
2 ـ محاضرات فی اصول الفقه، نگارش شیخ محمد اسحاق فیاض. این کتاب یک دوره تقریرات درس اصول استاد فقید است که تاکنون تنها از آن 5 جلد انتشار یافته است و مسائل عقلی علم اصول به صورت مخطوط باقی است.
3 ـ مصباح الاصول، نگارش سید سرور بهسودی که مباحث عقلی را در سه جلد منتشر نموده است. (از سرنوشت مؤلف این کتاب مدتی است خبری نیست گویا به وسیلۀ دژخیمان نظام پیشین افغانستان به شهادت رسیده است)؟
4 ـ مبانی الاستنباط، در 4 جلد، حاوی مباحث عقلی، نگارش و تقریر استاد حاج سید ابوالقاسم کوکبی تبریزی است.
5 ـ مصابیح الاصول در یک مجلد، نگارش سید علاءالدین بحرالعلوم است که قسمتی از مباحث الفاظ در آن آمده است و اجزاء دیگر آن به صورت خطی باقی است.
6 ـ دراسات فی الاصول العملیه، در یک جلد، تألیف سید علی شاهرودی.
7 ـ جواهر الاصول، در یک جلد.
آیت الله فقید در معجم الرجال الحدیث از این دو کتاب نام برده است.
تا اینجا ما با بخشی از آثار به جا مانده از آن استاد بزرگ در علم اصول آشنا شدیم، و هرگاه اسامی آنچه که از خود آن فقید یا از شاگردانش نگارش یافته و منتشر نشده است بر آن بیفزاییم، عظمت کار ایشان در بسط این علم بیشتر جلوه می کند.
آثار دیگر
1 ـ البیان فی تفسیر القرآن و: نفحات الاعجاز
در تاریخ مرجعیت شیعه، افراد معدودی را می بینیم که در عین تبحر در فقه و اصول، در دیگر فنون اسلامی نیز متخصص بوده اند مثلاً شیخ بزرگوار شیعه مرحوم مفید، در حالی که فقه شیعه را به صورت جالب تنظیم کرد و پایه های آن را از نظر اجتهاد استوار ساخت، در قلمرو کلام متکلمی بی نظیر و در میدان حدیث، محدث ماهر و در عرصه تاریخ، مورخ توانائی است و کتاب های او در رشته های مختلف نشانه نبوغ و جامعیت اوست و در عین حال، زعامت شیعه را بر عهده داشت.
این نمونه از مراجع، در تاریخ شیعه کم نبوده اند و نمونه های دیگری به چشم می خورند. در عصر ما آیت الله آقای خویی، در حالی که متخصص فقه و اصول بود و متجاوز از نیم قرن کرسی تدریس این دو رشته را در حوزه نجف در اختیار داشت، از دیگر علوم و فنون نیز غفلت نورزیده و دارای اطلاعات وسیع و جامعی بود. در دوران جوانی ایشان که تبلیغات مسیحیان بر ضد اسلام و قرآن در کشورهای عربی در حال افزایش بود کتابی به نام «نفحات الاعجاز» نوشته و از حریم قرآن با قاطعیت کامل، دفاع نموده اند.
مرحوم آیت الله خوئی روزگاری احساس کرد که حوزه نجف، به صورت دانشکده فقه و اصول درآمده و سایر رشته های علوم به خصوص علوم قرآنی و مسائل تفسیری مورد توجه طلاب و فضلا قرار نمی گیرد. بدین جهت در سال 1370 هجری قمری درسی به عنوان تفسیر و علوم قرآن دایر نمود که نخستین اثر آن کتاب «البیان فی تفسیر القرآن» است که به طور مکرر چاپ شده و منتشر گردیده است. این اثر گرانبهای استاد، یکی از مصادر علاقمندان علوم قرآنی و تفسیر است و به حق شایسته بود استاد فقید این تألیف را تا آخر قرآن ادامه دهد. در این جلد هرچند مقدمات علوم قرآن به صورت وسیع مورد بررسی قرار گرفته ولی از تفسیر قرآن تنها به تفسیر سوره مبارکه حمد اکتفاء شده است و از نظر علوم قرآنی در چهار موضوع تحقیق شایان توجهی انجام یافته است:
الف ـ بخش اعجاز قرآن از دیدگاه های مختلف که در نوع خود، کار ابتکاری بوده است و هرچند بخشی از آنها را استاد وی شیخ محمد جواد بلاغی (1282 ـ 1352) در کتاب ارزشمند «آلاء الرحمن» آورده است، ولی شاگرد بافضیلتش بسیاری از آنها را پرورانده و در بخشی نوآوری های زیبائی دارد.
ب ـ مسأله تحریف قرآن! که دشمنان آن را به شیعه نسبت داده اند، استاد از نظر تاریخ جمع آوری قرآن، به این حقیقت رسیده است که در قرآن به هیچ نحو کاستی و فزونی رخ نداده و نمی توانست رخ دهد و به شبهاتی که در این باره معاندان و کوته فکران مطرح می کنند، به خوبی پاسخ داده و سرانجام ثابت نموده است که قرآن در زمان خود پیامبر اکرم جمع آوری شده است.
ج ـ مسأله ناسخ و منسوخ... افراط گران در قرآن به نسخ فراوان قائل شده و از این طریق از عظمت آن کاسته اند، استاد با تبحری که در مسائل تفسیری و فقهی دارند 36 آیه را که در آنها ادعای نسخ شده، مطرح کرده و ثابت نموده اند که نسخ در آنها راه نیافته است.
د ـ مسأله قراءات سبع که توجه بسیاری از قاریان قرآن را به خود مشغول ساخته و به جای امعان نظر و دقت در قرآن به فراگیری اختلاف قراءات پرداخته اند، معظم له ثابت نموده که قراءات سبع، فاقد سند معتبر می باشد.
با توجه به چنین بحث های ابتکاری، شایسته بود که استاد، همین کار علمی را ولو به وسیله شاگردان خود به گونه ای استمرار می بخشید و خود نیز البته به آن علاقه وافر داشت ولی حوادث روزگار اجازه اتمام کار را نداد و خود آن مرحوم نیز از توقف این کار، اظهار تأسف کرده و می گوید: «... الی ان حالت ظروف قاسیه دون ما کنت ارغب فیه من اتمام وکم کنت اوُدّ انتشار هذاالدرس و تطویره»2
2ـ معجم رجال الحدیث
علم رجال، ـ یعنی شناسایی راویان حدیث از نظر وثاقت و اتقان روایت ـ این علم یکی از ارکان اجتهاد است و از زمان ائمه اطهار مورد توجه یاران آنان بوده و کتاب هایی در این باره تألیف کرده اند. حسن بن محبوب (150 ـ 224 هـ ق) که از اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) بود کتابی به نام «المشیخه» نوشته و در اختیار محدثان آن عصر قرار داده است و این علم پیوسته از زمان امامان تا به امروز راه تکامل خود را پیموده و طبق نقل محقق خبیر مرحوم شیخ آقا بزرگ طهرانی در کتاب «مصطفی المقال» قریب (500) اثر رجالی به صورت های مختلف از طرف علمای شیعه نوشته شده است.
دانشمندان رجالی در تنظیم مطالب این علم، یکی از دو راه را پیموده اند:
1 ـ نگارش اسامی رُوات به صورت الفبائی. در این روش فقط انسان راویان و خصوصیات آنها را می شناسد ولی طبقه او در حدیث به روشنی شناخته نمی شود.
2 ـ نگارش رجال به صورت طبقات، در این روش، رجال به صورت طبقات نوشته می شوند، یعنی هر نسل از راویان به عنوان یک طبقه، مورد بررسی قرار می گیرد.
مرحوم آیت الله خوئی کتاب «معجم رجال الحدیث» را در 23 جلد منتشر ساخته و تاکنون دو بار به زیور طبع آراسته شده است و اساس آن را طبقات تشکیل می دهد. او هر چند از روش شیخ طوسی که امام هر عصر را محور طبقه قرار داده، پیروی نکرده و همچنین از اینکه راویان حدیث را از نظر تاریخ وفات طبقه بندی کند، صرف نظر نموده و همه روات را به صورت الفبائی ذکر کرده است، ولی ابتکاری که در آن به خرج داده اینست:
اولاً: همۀ مشایخ و تلامیذ راوی با ذکر محل روایت از قبیل باب و جلد و صفحه را می آورد و از این طریق مراجعه کننده مشایخ و تلامیذ هر راوی را به خوبی می شناسد و ثانیاً تعداد روایت هر راوی را با ذکر جایگاه از نظر کتاب و جلد و باب یادآور شده و انسان از این طریق به مقام علمی راوی واقف می شود و چه بسا راوی حدیث است که بیش از یک حدیث یا چند حدیث انگشت شمار از معصوم نقل نکرده است، ولی در این میان راویانی هم هستند که هزاران حدیث از پیشوایان معصوم نقل کرده اند و مسلماً این نوع از راویان متخصص حدیث بوده اند، در حالی که راویان نوع اول، نقل حدیث برای آنها جنبه اتفاقی داشته است.
و ثالثاً: به اختلاف نسخه ها اشاره کرده و احیاناً اغلاط آنها را هم در ضمن فصلی یادآور شده است و بدین وسیله خدمت بزرگی به کتب حدیث به ویژه کتب اربعه شیعه نموده است... 3
***
اینها، نمونه هایی از کتب و آثار علمی مرحوم آیت الله خوئی است اما اسامی بعضی دیگر از آثار ایشان که هنوز چاپ نشده اند، عبارتند از:
1ـ أضاءة القلوب 2 ـ فقه القرآن علی المذاهب الخمس 3 ـ فهرست جامع الشتات 4 ـ ازاله المحادة عن ملک المنافع المتضاده 5 ـ أثارة العقول 6 ـ قاعدة التجاوز 7 ـ تعارض الاستصحابین 8 ـ رساله فی الخلافه.
آنچه گفته شد قطره ای از دریای وجود علمی آیت الله خوئی است.
البته ضیاء پرتو افکار نوین و پرفروغ وی در آثار نفیس علمی او چون فقه و اصول و تفسیر و رجال خلاصه نمی گردد، بلکه شعاع تجلیات افکار این وحید عصر در تلامذه برجسته و شاگردان مکتب وی بیشتر مشهود است، که آیت الله گلپایگانی به گوشه ای از آن چنین اشاره می کنند:
«... شخصیتی که متجاوز از نیم قرن، خورشیدوار در آسمان عالم اسلام نورافشانی می نمود و در مکتب علم و فقاهت و تربیت او هزاران عالم و مدرس پرورش یافته اند... آیت الله خوئی در عصر حاضر الحق افتخار دنیای اسلام و جهان تشیع و ستاره درخشان علم و فقاهت بودند آثار ممتاز علمی ایشان در فقه و اصول و رجال و تفسیر مورد استفاده علمای اعلام و حوزه های علمیه بوده و خواهد بود...»
و مقام معظم رهبری در پیام ژرف خویش جایگاه تاریخی این رادمرد الهی و بزرگ پرچمدار علوم اهل بیت را اینگونه اشاره دارند:
«این حادثه (رحلت آیت الله خوئی) برای جهان اسلام و مخصوصاً حوزه های علمیه مصیبتی بزرگ است. آن عالم بزرگ بقیۀ سلف صالح و یکی از پرچمداران علوم اسلامی و یکی از مراجع بزرگ تقلید دوران معاصر بود. ایشان در بسیاری از علوم اسلامی رایج در حوزه های علمیه از اساتید مسلم و کم نظیر به حساب می آمد. فقیهی بزرگ و اصولی ای عمیق و مفسری نوآور و رجالی ای صاحب مکتب و متکلمی زبردست بود...»
--------------------------------------------------------------------------------
1 . مکتب اسلام، شماره 6 سال 32، مورخ مهرماه 1371، صفحه 17.
2 . معجم الرجال الحدیث، ج 22، ص 19.
3 . مکتب اسلام، شماره 6 سال 32، مقاله استاد جعفر سبحانی.
منبع : فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر شماره 5
به گزارش «شیعه نیوز»، فرزند فقیه مقدّس، میرزاى تبریزى قدس سره مى گوید: یک روز عدّه اى از فضلا خواهان ملاقات با آقا شدند، آقا فرمودند: عصر تشریف بیاورید! بعد از اینکه به محضر آقا رسیدند در مورد بعضى از تشکیکات در مذهب با ایشان سخن گفتند، در این حال وضعیت آقا دگرگون شد به طورى که بسیار متأثر گردیدند. مرحوم میرزا قدس سره خطاب به فرزند خود فرمودند: »این طلبه ها مى گویند که شخص کذایى در بیروت، فلان حرف ها را در حق حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) زده و در قضیه ى هجوم، تشکیکاتى راه انداخته است. بپرس و ببین قضیه چیست، چرا این حرف ها را زده و چطور جرأت کرده است؟ مگر کسى نیست که جلوى این ها را بگیرد؟« مرحوم میرزا قدس سره به حدّى ناراحت شدند که سخت بیمار شدند و بعد از بررسى و فرستادن فاضل محترم حجت الاسلام شیخ مالک وهبه) حفظه اللَّه (براى نصیحت آن شخص، دیدند که فایده نمى کند، بنابراین ابتدا استفتایى را نوشته، آن گاه در درس خارج فقه خطبه ى آتشینى را ایراد کردند به طورى که حوزه یکپارچه تحت تأثیر قرار گرفت.
ایشان بعد از درس فقه بلافاصله فرمودند:
حال که سخن به اینجا رسید، باید درباره ى موضوعى صحبت کنم که امروزه مورد ابتلاء است. بعضى گمان مى کنند و بعضى هم تعمّد دارند که این تصوّر را ایجاد کنند که همراهى و مماشات با اهل سنّت) که مسلمانند و باید حقوق و اموالشان محترم شمرده شود (به معناى دست برداشتن از اعتقادات شیعه است.
از این رو برخى جاهلانه و بعضى عامدانه و باقصد تحریف عقاید شیعه و گمراه کردن دیگران دست به کار شدند. این اعتقادات، عقایدى است که اصحاب ائمه (علیهم السلام) متحمّل زحماتى شدند ونیز علماى بزرگ، سختى هاى زیادى را در طول زمان براى حفظ این اعتقادات تحمّل کردند. این عقاید، اساس تشیّع است واین گونه افراد منحرف، در صدد انحراف جوانانى هستند که در مورد حقایق مسایل دینى و تاریخ اسلام جستجویى نکرده اند و اطلاعى ندارند و از مبانى و پایه هایى که این مطالب و عقاید حقّه ى مذهب بر آن ها استوار است نیز شناختى ندارند.
این گمراه کنندگان سخنانى مى گویند که جوانان بى اطلاع آن را بپذیرند. به جاى اینکه حقایقى را بیان کنند تا جوانان شیعه آن ها را یاد بگیرند، القاى شبهه مى کنند!
روش ترویج مذهب شیعه بر پایه ى بیان حقایق استوار بوده است و در هر فرصت مناسبى با زبان نرم و با بهترین روش انجام شده است. قضیه ى تشیّع و آنچه را شیعه مى گوید کاملاً واضح است.
رسول خداصلى الله علیه وآله) به اتفاق شیعه و سنّى (فرمود:
»إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض؛ (۳۴) یعنى من دو چیز گرانبها و سنگین را در میان شما به یادگار مى گذارم، قرآن و عترتم (علیهم السلام) که این دو هیچ گاه جدا نخواهند شد تا در روز قیامت کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.«
یکى از ادله ى قاطع شیعه که در آن هیچ خدشه اى نیست و اگر کسى بصیرتى داشته باشد، امکان جهل و نادیده گرفتن آن راندارد، همان چیزى است که مربوط به صدیقه ى شهیده، حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) است) هجوم به خانه ى حضرت علیها السلام) . آن حضرت (علیها السلام) مقام و منزلت رفیعى نزد خدا دارد. مرحوم کلینى (رحمه الله) در »کافى« به سند صحیح نقل مى کند که حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمودند: »… وَ کَانَ جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) یَأْتِیهَا فَیُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِیهَا وَ یُطَیِّبُ نَفْسَهَا وَ یُخْبِرُهَا عَنْ أَبِیهَا وَ مَکَانِهِ وَ یُخْبِرُهَا بِمَا یَکُونُ بَعْدَهَا فِی ذُرِّیَّتِهَا وَ کَانَ عَلِیّ (علیه السلام) یَکْتُبُ ذَلِک…؛ (۳۵) جبرئیل بعد از رسول خداصلى الله علیه وآله بر فاطمه (علیها السلام) نازل مى شد و با او درباره ى حوادثى که بر ذرّیه ى آن حضرت وارد خواهد شد، سخن مى گفت و امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (علیه السلام) آن سخنان را مى نوشت. رسول خداصلى الله علیه وآله سفارشات زیادى در مورد دخترش فرمود، این دختر عزیز بعد از ۷۵ یا ۹۵ روز، بعد از رحلت پدرش به شهادت رسید، حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در شب، غسلش دادند و سپس در همان شب دفنش نمودند. به راستى چرا چنین شد؟
آیه مودّت است که خداوند فرمود: »قُل لاَ أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى« (۳۶) اکثر علماء اهل سنّت معترفند که منظور این آیه اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله است. از جمله: حاکم در مستدرک، ج ۳، ص ۱۷۲؛ هیثمى در مجمع الزوائد، ج ۷، ص ۱۰۳و ج ۹، ص ۱۶۸؛ عمدة القارى، ج ۱۶، ص ۷۱؛ تثبیت الامامة، ص ۲۸؛ المعجم الکبیر، ج ۳، ص ۴۷ و… .
به طور حتم، قدر متیقن آن فاطمه ى زهرا (علیها السلام) است، پس چه شد که آن حضرت را شبانه دفن کردند و قبرش مخفى است؟) صداى گریه ى فضلا و طلّاب به حدّى بود که صدا در گنبد مسجد اعظم مى پیچید) .
این حادثه، نشانه و حجتى است برهمه که بر اساس حکمت انجام شد.
آن مظلومه، چنین وصیّت کرد) مرا شبانه دفن کنید و قبر مرا به کسى اعلام ننمایید (و مولى الموالى، امیر المؤمنین على (علیه السلام) به آن وصیّت عمل کرد »أَوْصَتْ فَاطِمَةُ أَنْ لَا یَعْلَمَ إِذَا مَاتَتْ أَبُو بَکْرٍ وَ لَا عُمَرُ وَ لَا یُصَلِّیَا عَلَیْهَا قَالَ فَدَفَنَهَا عَلِیّ (علیه السلام) لَیْلاً وَ لَمْ یُعْلِمْهُمَا بِذَلِک.« (۳۷) آنگاه که امیرمؤمنان فاطمه، آن بضعه ى اشرف کائنات را در شب با چشمى گریان و غمى گران دفن نمود، قَامَ عَلَى شَفِیرِ الْقَبْرِ وَ ذَلِکَ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ لِأَنَّهُ کَانَ دَفَنَهَا لَیْلاً ثُمَّ أَنْشَأَ یَقُولُ:
لِکُلِّ اجْتِمَاعٍ مِنْ خَلِیلَیْنِ فُرْقَةٌ
وَ کُلُّ الَّذِی دُونَ الْمَمَاتِ قَلِیلٌ
وَ إِنَّ افْتِقَادِی واحد) وَاحِداً (بَعْدَ وَاحِدٍ
دَلِیلٌ عَلَى أَنْ لَا یَدُومَ خَلِیلٌ
سَیُعْرَضُ عَنْ ذِکْرِی وَ تُنْسَى مَوَدَّتِی وَ
یَحْدُثُ بَعْدِی لِلْخَلِیلِ خَلِیل
و این کار به دلیل اقامه ى حجت بر نسل هاى آینده بود تا در این باره فکر کنند که چرا قبر آن حضرت (علیها السلام) مخفى است؟!
مرحوم کلینى (رحمه الله) فقط با سه واسطه از امام هفتم موسى بن جعفر (علیه السلام) به روایت صحیحه روایت مى کند به این ترتیب که از محمد بن یحیى العطّار از عمرکى بن على البوفکى از على بن جعفر برادر امام (علیه السلام) از امام موسى بن جعفر (علیه السلام) روایت مى کند که امام (علیه السلام) فرمود: »إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَة«. (۳۸)
حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) در مواطن مختلف از حقانیت خود دفاع مى کرد تا مقام على بن ابى طالب (علیه السلام) را بیان فرماید: »همسرم جهاد کرد و خدمات بزرگى را تقدیم اسلام نمود« و حق با اوست.
فاطمه علیها السلام، صدیقه ى شهیده است؛ یعنى هم راستگوست و در آنچه مى گوید شک و شبهه اى نیست و هم شهیده ى راه حق است که در ادامه سخنان عرض خواهم کرد.
روایتى را که مرحوم کلینى (رحمه الله) در همین صفحه در حدیث ۳ آورده است ملاحظه کنید که در آن آمده است: مولانا امیرالمؤمنین (علیه السلام) هنگام دفن فاطمه ى زهرا (علیها السلام) صورت خود را به سمت قبر رسول خداصلى الله علیه وآله نموده و عرضه داشت: »َ قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی«؛ یعنى صبر و طاقتم در این مصیبت کم شده است.
على بن ابى طالب (علیه السلام) که در جنگ ها و صحنه هاى مختلف بیست و پنج سال صبر کرد، اما در فقدان فاطمه (علیها السلام) مى گوید: »َ قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی… وَ سَتُنْبِئُکَ ابْنَتُکَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِهَا«.
خوب به آنچه مى گویم توجّه کنید: »هضم« را به »ظلم« تفسیر کرده اند در حالى که هضم در اصل به معناى نقص است؛ یعنى وقتى چیزى را از کسى مى گیرند، این کار نسبت به او ظلم است، و گاهى هم نقص بر حق کسى مى شود مانند »غصب فدک«. در این روایات، هضم، نقص بر خود آن حضرت است) هضمها (نه هضم و نقص حق! وقتى این جمله را ضمیمه کنیم به فرموده ى فرزندش موسى بن جعفر (علیه السلام) که فرمود: »إِنَّ (فَاطِمَةَعلیها السلام) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَة«، نتیجه چه خواهد بود؟! یعنى فاطمه ى زهرا (علیها السلام) را شهید کردند و بر او نقصى وارد کردند و آن نقص موجب شهادت آن حضرت شد.
اما) با این دلایل واضح (اشخاصى که بعضى از آن ها معمّم هستند و منتسب به سادات مى باشند (۳۹) ، پیدا شده اند و شهادت حضرت زهرا (علیها السلام) را انکار مى کنند؛ یعنى انکار قول امام موسى بن جعفر (علیه السلام) که فرمود: »إِنَّ (فَاطِمَةَعلیها السلام) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَة«، آگاه و هشیار باشید و دیگران را هم بیدار کنید!
من شنیده ام) و امیدوارم این گونه نباشد (که عدّه اى در این حوزه ى علمیه مى خواهند مجلسى به نام شهید بزرگوار حاج آقا مصطفى خمینى (رحمه الله) برگزار کنند و از این شخص گمراه و گمراه کننده دعوت کنند تا در این مجلس سخنرانى کند و از خدا مى خواهم که کار به این شکل نینجامد. این حوزه ى مقدّسه، رکن تشیّع است و مکلّف به حفظ تشیّع مى باشد و کسى در این حوزه، نباید با این افراد که گمراه و گمراه کننده اند، این گونه تعامل و ارتباط داشته باشد به طورى که مسایل پیش جوان هاى ما برعکس واقع جلوه کند و دلیل بر خوبى این اشخاص شود و بگویند که: »مثلاً این شخص به حوزه رفته است و در جلسه ى فرزند بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران شرکت کرده و او را تجلیل و احترام کردند؛ پس این آدم خوبى است. خیر! همه باید بدانند این شخص به ساحت مقدّس حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) جسارت کرده و باید از ورود او منع شود«.
متأسفانه مى خواهند این شهید بزرگوار) سید مصطفى خمینى (رحمه الله) (را پیراهن عثمان کنند در حالى که اوبه اسلام و شیعه خدمت کرده است. این ها مى خواهند مجلسى را به نام این شهید منعقد کنند و کنفرانس و همایشى را برپا نمایند تا امثال این اشخاص بیایند و حاضر شوند!
مى خواهم جمله اى را بگویم و خدا هم بر آنچه مى گویم شاهد است: »دل ما خون است، این ها عقاید جوانان را فاسد مى کنند. نامه هایى که از خارج به ما مى رسد، ما را متحیّر مى کند.
ترویج این گونه اشخاص جایز نیست و اشکال شرعى دارد، مگر اینکه این شخص برگردد و بگوید: »هرچه گفته ام اشتباه بوده است« و عیبى هم در این نیست؛ زیرا انسان معصوم نیست و اگر چنین کند برادر ما خواهد بود و شخصى محترم به حساب خواهد آمد ولکن تا توبه نکرده و دست از عقاید منحرف خود برندارد، جایى در نزد محبّین اهل بیت (علیهم السلام) نخواهد داشت.«
انسان باید با روشى تبلیغ کند که قرآن فرموده است »وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ« (۴۰) و این روش و خطاب شامل کفّار هم مى شود چه رسد به برادران دینى ما و ما این کار را در حق این اشخاص انجام داده ایم.
اکثر این مخالفین، تحت تأثیر القائات غلط روحانیون خود قرار مى گیرند و اصلاً حق و باطل را نمى دانند و اکثر عوام جاهل قاصرند و براى نمونه عرض مى کنم که: من در زمان اقامت در عراق، براى تبلیغ، مسافرت هاى زیادى به شمال عراق داشتم که شیعه و سنّى در آنجا هستند. یک روز از یک سنّى مذهب پرسیدم: »مذهب تو چیست؟« گفت: »حنفى!« گفتم: »آیا نام ابوحنیفه در قرآن آمده است؟« گفت: »حتماً! باید اسمش در قرآن ذکر شده باشد و معقول نیست که نام او در قرآن نباشد!«
این اشخاص حقیقت امر را نمى دانند و دیگران به آن ها تلقین کرده اند و این ها هم تصدیق کرده اند و ما موظّفیم از مبانى حقّه دفاع کنیم، اگر هم با مخالفین مدارا مى شود، بدین معنا نیست که از عقایدمان دست برداریم و عقب نشینى کنیم!
اساس دین بر پایه ى تبلیغ استوار است و شماهم باید این مطالبى را که عرض کردم به دیگران برسانید و صدّیقه ى شهیده، حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) که شهادتش فرداست، اظهار حزن و عزا داشته باشید (۴۱) .
و مصیبت آن حضرت را یاد آور شوید، چون دوستان اهل بیت (علیهم السلام) این گونه اند که: »با حزن آن ها محزون مى شوند و با شادى آن ها شاد مى گردند.«
همان گونه که قبلاً از روایت کلینى (رحمه الله) ، نقل کردم امیر المؤمنین (علیه السلام) بعد از دفن فاطمه علیها السلام، رسول خداصلى الله علیه وآله را مخاطب قرار داد و عرض کرد: »فَاحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَال؛ یعنى او را سؤال پیچ کن و زیاد از او بپرس در مورد آنچه، امت تو با او کردند. چون دخترت مصایب زیادى را در دلش نگه داشت و کسى را در دنیا نداشت تا غصّه هایش را به او بگوید.« از این مطالب معلوم مى شود که بعضى مصایب را حتى براى امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (علیه السلام) هم بازگو نکرد!( گریه ى حضار )
خدا را به عزّت و جلالش قسم مى دهم که ما و شما را هدایت کند.
این نعمت الهى است که درب هاى اهل بیت (علیهم السلام) بر ما باز است و اگر لطف و رحمت خدا نبود، ما هم از این هدایت بهره اى نمى بردیم.
بدانید اهل بیت (علیهم السلام) با تحمّل همه ى مصایب در دنیا اجرشان پیش خدا محفوظ است. اما آنچه این امت براى رسیدن به شفاعت رسول خداصلى الله علیه وآله و به خصوص صدیقه ى طاهره (علیها السلام) دل به آن بسته است، همین گریه ها و همین مجالس است و همه ى این ها اسباب شفاعت مى باشند.
وقتى روز قیامت حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) در حالى که به شما عزیزان اشاره مى کند، به خدا عرضه مى دارد: »این محبّ من، عمرى را بر اولاد من گریه کرده است« خدا حرف صدیقه ى شهیده (علیها السلام) را ردّ نمى کند و شفاعتش را بر نمى گرداند.
باید اسباب نعمت را مغتنم بشماریم تا از دستمان نرود و تاآخر عمر برایمان بماند، ان شاء اللَّه.
از خداى متعال مسئلت دارم که شما و همه ى مؤمنین را در عمل و تمسّک به اهل بیت (علیهم السلام) موفّق گرداند وهرکس را که قابل هدایت است، از این گونه افراد که به این طریق عمل مى کنند و گمراهند و شهادت حضرت زهرا (علیها السلام) را انکار مى کنند) چه عالمانه و چه از روى جهل (همه را هدایت بفرماید. اما عدّه اى که قابل هدایت نیستند، خداى متعال بهتر مى داند که صلاح آنان چیست که درباره ى آن ها انجام دهد. واللَّه العالم، والحمد للَّه رب العالمین.
منبع : سایت شفقنا به نقل از سیره عالمانه و پندهای حکیمانه استاد الفقهاء والمجتهدین آیت الله میرزا جواد تبریزی (ره) صفحه ۹۱
سالروز شهادت دخت پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را به پیشگاه مقدس حضرت بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالى فرجه الشریف) وامت اسلامى وشیعیان جهان تسلیت عرض مى نماییم.
فایل صوتی را از اینجا دریافت کنید.
آنقدر معجزه در حدیث کسا است که عاقل می فهمه اصلا سند نمیخواد
از محرمات شرعی به نص قرآن کریم شرب خمر است، و یکی از علل تحریم آن عادت عرب قبل از اسلام به نوشیدن آن است و چون این عادت اندکی پس از آمدن اسلام هنوز رواج داشت، تحریم آن طی مراحلی از طرف خداوند آغاز شد. لازم به ذکر است، این ماجرای این داستان در کتاب «مکاشفة القلوب المقرب من علام الغیوب» تألیف عالم سرشناس اهل سنت یعنی "أبو حامد غزالی" بیان شده است.
در کتب اهل سنت آمده: با وجود تحریم شرابخواری و ابلاغ آن توسط رسول اکرم صلى الله علیه وآله وسلم، افرادی با حالت مستی به نماز می ایستادند و خداوند با فرستادن فرمان دیگر آنان را از این عمل زشت نهی فرمود.![]()
پس از آن گروهی نوشیدن خمر را ترک کردند، و از کسانی که به این عمل خبیث مبتلا بود، شخص عمر بن خطاب است که در حالت مستی با استخوان شتر فرق سر "عبد الرحمان عوف" را شکافت سپس نشست و بر کشته های بدر گریه می کرد. خبر به رسول خدا (ص) رسید، حضرت خشمگین شدند و در حالیکه عبایشان روی زمین کشیده می شد، نزد عمر آمدند و با وسیله ای که در دست مبارکشان بود بر سر عمر کوبیدند.
عمر فریاد: زد از خشم خدا و رسول، به خدا پناه می برم، پس از این قضیه بود که این آیه نازل شد: همانا شیطان بوسیله شراب و قمار می خواهد بین شما دشمنی ایجاد کند. عمر با شنیدن آیه گفت: قبول کردیم حکم خدا را.
![]()
انشاء الله دعای همه ایرانیان هنگام تحویل سال فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
به نقل از فارس، جمعی از شاعران، طنزپردازان و زیارتنامهسرایان ایرانی نیز تهیه متن زیارتنامه مرقد صدام در تکریت را بر عهده گرفتند.
امید مهدی نژاد در فیس بوکش نوشت: یک شرکت سیاحتی ـ زیارتی اردنی پس از جلب موافقت مقامات مربوطه از دو سال پیش اقدام به ساخت ضریح برای قبر صدام کرده است. لذا جمعی از شاعران، طنزپردازان و زیارتنامهسرایان ایرانی نیز تهیه متن زیارتنامه مرقد صدام در تکریت را بر عهده گرفتند. توجه شما را به این زیارتنامه جلب میکنیم:
از در وارد میشوی، پشت خود را به ضریح میکنی و چنین میگویی:
السلامُ علی القابیلِ القاتلِ أخیه،
... السلامُ علی النرونِ خصمِ الله و خصمِ الناس،
السلامُ علی الآتیلا الجانی بالفطره،
السلامُ علی التموچینِ شرّ الخلق فی زمانه و کل الأزمنه،
السلامُ علی الهیتلرِ و الجرجیلِ و الاستالینِ،
السلامُ علی کلُّ رؤساءِ الجمهورِ الامریکیه، سیّما الجرج البوشِ الاول و الثانی،
السلامُ علی القاتلینَ و الجانیینَ و الدیکتاتورینَ و المتنجّسینَ کلّهم و نقمهم الله و دَرَکاتُه.
و السلامُ علیک، أیها الملعونُ المدبورُ القاتلُ المقتول.
أشهدُ أنّک قتلتَ الناسَ کثیراً بغیرِ دلیلٍ و قطعتَ لسانَهم علانیهً و سراً.
خَسِرَ و خَذُلَ من اتّبَعَک، لأنک ماشی بالرأسِ الی الدَرَکِ الأسفل و ینتظرُ مقعدُک الچوبَ النیمسوزِ و ینتظرُ حَلقُکَ الحیّهُ الزبانیه.
و أشهدُ أنّک بابُ الشیطانِ الاکبرِ و المأخوذُ عنه.
فَاشهدْ لى بهذهِ الشهادهِ لأکونَ من اللاعنینَ و الفاحشینَ و التافّین [التافّ: تُفکننده] بمرقدک المنحوسه.
الفلانُ علیکَ و على روحِکَ الذلیلِ و على جِسمکَ الکثیفِ.
نَطلُبُ بهذهِ الزیارهِ خُذلانَک و إدبارَک یا خافِنُ [خافن: اسم فاعل از ریشه خَفَن] یا لاجِنُ [لاجن: اسم فاعل از ریشه لجن] یا غابِن.
اللهم إنّی أسالک أَن ضربتَ هذا المیّت بأنواع المجازاتِ الممکنه و تَختَمتَه بالخلود فی الّلَجنِ و النار.
لاحولَ و لا قوه إلّا بالله، أَللهمّ استجبْ لنا و تقبّلْهُ بکرَمک و برحمتک و عافیتک.
آنگاه پشت به ضریح میکنی و بیرون میآیی.
به نقل از فارس، در 29 ربیع الاول سال 1366 هجری قمری «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» به همت آیتالله العظمی بروجردی و شیخ محمد شلتوت تشکیل شد تا سرآغازی برای دستیابی به اتحاد جهان اسلام باشد. اکنون و پس از گذشت کمتر از 7 دهه، برخی دیدگاههای متحجرانه مانع از تحقق این اتحاد شده است.
امروز مکه مکرمه و بیتالله الحرام در محاصره وهابیون سعودی است، وهابیونی که نه تنها به عقاید شیعیان احترام نمیگذارند بلکه اهل سنتی که با عقاید آنان مخالف باشند را تکفیر میکنند.

تصویری که در این مطلب مشاهده میشود متعلق به سال 1340 هجری قمری است که در جریان آن نماز جماعت حرم مکی به امامت مرحوم سید عبدالحسین شرف الدین عاملی اقامه شده است.
ماجرا از این قرار بود که علامه شرفالدین در سال 1340 هجرى قمرى آماده سفر حج شد و از بیروت با یک کشتى همراه با تنى چند از یارانش به سوى خانه خدا حرکت کرد. حج آن سال به خاطر حضور شرفالدین یکى از باشکوهترین مراسم حجى بود که تا آن روزگار مکه به یاد داشت. او در غبارروبى و عطر افشانى خانه کعبه همراه «ملک حسین» (پادشاه وقت عربستان) شرکت کرد و به خواست او نماز جماعت را در مسجد الحرام اقامه نمود. این نخستین نماز جماعتى بود که در مسجد الحرام به امامت یک عالم شیعى برگزار مىشد و همه مسلمانان اعم از شیعه و سنى پشت سر او نماز خواندند.
علاّمه شرف الدین رهبر شیعیان لبنان بود که در سال 1290 هجری در شهر کاظمین به دنیا آمد و تلاشها و مبارزات بسیاری در راه شیعیان مبذول داشت و در سال 1377 هجری قمری درگذشت.
وی کسی بود که شخصا از امام موسی صدر برای رهبری و زعامت شیعیان لبنان دعوت کرد.
یک منبع در پلیس استان کربلا شب گذشته از سوء قصد به جان یکی از نمایندگان آیت الله سیستانی مرجع عالی دینی عراق خبر داد.
به گفته این منبع، تروریستها، یک بمب دست ساز را به سوی خودروی حامل حامد الکرعاوی نماینده آیت الله سیستانی در مسیر رفتن وی از منزل به مسجدی در منطقه الحی العسکری پرتاب کردند که این انفجار آسیبی به وی نرساند.
این منبع افزود یک واحد از نیروهای امنیتی، با محاصره مکانی که این حادثه در آن رخ داد، تحقیقات برای شناسایی عاملان این حمله را آغاز کرد.
روزهای گذشته شاهد چندین سوء قصد به نمایندگان آیت الله سیستانی بوده است به طوری که یکی از آنها از حمله تروریستی در استان ذی قار در ۱۸ فوریه جان سالم به در برد، تروریستها قصد داشتند با پرتاب بمب دست ساز، نماینده مرجع عالی دینی عراق را ترور کنند، همچنین تروریستهای تکفیری با پرتاب بمبهای دست ساز به منزل شیخ باسم الوائلی از نمایندگان آیت الله سیستانی در مرکز الدیوانیه قصد داشتند وی را به شهادت برسانند که در این کار ناکام ماندند.
دفتر مرجعیت عالی دینی عراق در ۱۹ فوریه، تلاشهای تروریستهای تکفیری برای به شهادت رساندن برخی از نمایندگان مرجعیت در استانهای ذی قار و الدیوانیه را محکوم کرده بود.
خبر دیگر اینکه، یک سرکرده گروه تروریستی وابسته به القاعده موسوم به انصارالسنه به هنگام تلاش برای ورود به سوریه از طریق استان الانبار دستگیر شد، وی قصد داشت با ورود به سوریه به گروههای مسلح ضد سوری بپیوندد.
همچنین چهار فرد تحت پیگرد به اتهام دست داشتن در اقدامات تروریستی در عملیاتی امنیتی در شمال تکریت دستگیر شدند.
منبع : مهر به نقل از السومریه
به نقل از فارس، در پی توهین یک نویسنده سلفی کویتی به ساحت مقدس امام زمان(عج)، دادگستری کویت از قرار بازداشت و تشکیل جلسات رسیدگی به شکایت شیعیان خبر داد. دادگستری کویت با صدور بیانیه ای اعلام کرد: "محمد الملیفی" متهم به اهانت به مذهب شیعه و ضربه زدن به وحدت ملی و نشر دیدگاهای فتنه انگیز طایفه ای است و طی روزهای گذشته مورد تحقیق قرار گرفته است. این بیانیه می افزاید: جلسات رسیدگی به شکایت های شاکیان پرونده علیه متهم قرار است امروز (دوشنبه) آغاز شود و متهم در جلسه امروز تفهیم اتهام شده و می بایست به دفاع از خود بپردازد. شیعیان این کشور در روزهای گذشته با برپایی تجمع های اعتراض آمیز، محاکمه این نویسنده موهن را خواستار شدند و اقدامات وی و وهابیون را توهین به شیعیان و شکستهشدن وحدت سنی و شیعه در این کشور عنوان کردند. فیصل الدویسان، از نمایندگان شیعه در مجلس ملی کویت نیز با بیان اینکه شیعیان کویت اگر تبعیض را تحمل کنند، توهین به مقدسات خود را تحمل نمیکنند، اعلام کرده که مراکز مربوطه 24 ساعت فرصت دارند تا عدالت را در مورد این فرد اجرا کنند. آیتالله سیدمحمدباقر المهری رهبر شیعیان کویت نیز با صدور بیانیهای با درخواست از وزیر کشور کویت برای دستگیری و محاکمه محمد الملیفی تاکید کرد که در صورت عدم اقدام لازم توسط مقامات کویت ما نمیتوانیم جلوی انتفاضه مردم را بگیریم
به گزارش شیعه آنلاین، یک منبع آگاه به خبرنگار ما گفت: شب پنجشنبه گذشته یکی از مداحان نوپای اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که هنوز از شهرت زیادی برخوردار نیست، به هیئت مداح سرشناس "جواد . م" که در «مسجد الرسول (ص)» در خیابان دماوند تهران برگزار می شد، رفته بود.
به گفته این منبع آگاه، گویا وی قرار بود پیغامی را از طرف فردی به آقای "جواد . م" برساند اما پس از اینکه به راهروی ورودی «مسجد الرسول (ص)» رسید، فورا توسط جوانان هیئت "جواد . م" که از دوستداران وی هستند، مورد حمله قرار گرفت و سپس او را به زیر زمین مسجد بردند.
این منبع آگاه همچنین افزود: وی پس از منتقل شدن به زیر زمین مسجد، در سرویس بهداشتی زنانه بازداشت و به علت نامعلومی مورد بازجویی قرار گرفت و سپس مجبور شد که تعهدنامه ای که اصلا علتش نوشتن آن را هم نمی دانست را بنویسد و امضا کند.
این منبع مطلع به نقل از مداحی که توسط هوادارن "جواد . م" کتک خورد، پس از خروج از «مسجد الرسول (ص)» گفت: پس از اینکه با مرا کتک زدند و مورد بازجویی قرار دادند، پیش "جواد . م" رفتم تا پیغام را به او برسانم. وی در اتاقی نشسته بود که در اطرافش چندین شیشه قلیان وجود داشت. صحنه به گونه ای بود که گویا به جای هیئت وارد قهوه خانه شده ام.
گفتنی است "جواد . م" مداحی است که طی چند سال اخیر شهرت قابل توجهی یافته اما با وارد کردن سبک هایی که به تقلید از آهنگ و موزیک های غیر مجاز است، موجب نارضایتی بسیاری از مراجع تقلید قرار گرفته و حتی برخی از مراجع عظام اقدام وی را حرام اعلام کرده اند.
مداحی برای حضرت زینب سلام الله علیها و حضرت أباالفضل العباس علیه السلام به سبک کارتون "خانه مادر بزرگه هزار تا قصه دارد"، که مورد تمسخر همگان قرار گرفت، از رفتارهای ناشایست و شاذ این مداح بوده است
به نقل از مهر، منابع آگاه بحرینی از توافقی جدید و خطرناک خبر می دهند که بر مبنای آن خاندان حاکم بر بحرین تصمیم گرفته اند این کشور را تحت حاکمیت کامل آل سعود قرار دهند.
در این طرح مقرر است به زودی اتحاد بحرین و عربستان بر مبنای تصمیم ملک حمد پادشاه بحرین به اطلاع عموم رسانده شود.
این خبر پیش از این از سوی برخی منابع به طور پراکنده شنیده می شد اما اخیرا "نجیب الحمر" مدیرمسئول روزنامه الایام بحرین که برادر "نبیل الحمر" مشاور رسانه ای پادشاه بحرین است در اظهاراتی تکاندهنده از توافق خطرناک آل خلیفه و آل سعود خبر داد که تمامی گمانه زنیهای قبلی را به واقعیت نزدیک تر کرده است.
بر مبنای اظهارات این شخصیت بحرینی توافقنامه اتحاد دوجانبه میان عربستان سعودی و بحرین انجام شده و بزودی جزئیات آن اعلام خواهد شد.
در هفته های اخیر ناظران از ارسال پیامها و نامه های فشرده و پرتعداد میان پادشاهان بحرین و عربستان خبر داده بودند که آخرین آنها را "محمد بن مبارک آل خلیفه" معاون نخست وزیر بحرین به ملک عبدالله تقدیم کرده بود. گفته می شود در این نامه که آخرین آنها محسوب می شود آل خلیفه به صورت کامل با الحاق بحرین به عربستان و قرار گرفتن تحت حکومت آل سعود موافقت کرده است.
بر این اساس مقامات بحرین تلاش کرده اند که به صورت چراغ خاموش و پشت پرده نشستها و گفتگوها در این زمینه را انجام دهند که در واقع به معنای اشغال کامل این کشور از سوی عربستان است.
این در حالی است که برمبنای میثاق ملی بحرین این کشور نباید تحت حاکمیت هیچ کشور دیگری درآید. البته ناظران معتقدند مردم بحرین به طور کامل با این طرح به مخالفت برمی خیزند و هرگز آن را قبول نخواهند کرد.
خاطرنشان می شود رژیم آل سعود پس از آغاز انقلاب مردم بحرین در روز چهاردهم فوریه 2011 نظامیان خود را برای سرکوب قیام به این کشور تحت عنوان "سپر جزیره" گسیل داشت که البته تاکنون به همراه نظامیان بحرینی در خاموش کردن شعله انقلاب ناموفق بوده اند.
ولادت پیامبر نور و رحمت و نگین خاتم پیامبران حضرت محمد بن عبدالله (ع)
و
ولادت رئیس مذهب شیعه، حضرت امام جعفر صادق (ع)
بر همه شیعیان و محبین امیرالمومنین (ع) مبارکباد
مرکز پژوهشهای مجلس در تازهترین گزارش خود برای حل معضل تعطیلات در کشور پیش دستی کرده و طرحی را به دولت و نمایندگان پیشنهاد داده است که برمبنای آن تعطیلات رسمی از ۲۵ روز به ۱۶ روز کاهش مییابد و در عوض به دولت اجازه داده میشود تا روزهای بین التعطیلی را همواره تعطیل اعلام کند.
مقصود از این پیشنهادها، البته تجمیع تعطیلات پراکنده در کشور است که به اعتقاد مرکز پژوهشهای مجلس، معضل اصلی تعطیلات در ایران است.
به باور مرکز پژوهشهای مجلس چالش تعطیلات ایران کم یا زیاد بودن آن نیست، بلکه مشکل اصلی در نظر گرفتن تقویم قمری و شمسی در محاسبه تعطیلات است که اتفاقا همین موضوع پراکندگی تعطیلات در کشور را دامن زده است. مرکز پژوهشهای مجلس در طرح خود پیشنهاد کرده است که برای حل این مشکل، برخی از ایام مذهبی در سراسر کشور تعطیل اعلام شود و برخی ایام مذهبی دیگر تنها در مناطقی خاص تعطیل اعلام شوند؛ مثل اعلام تعطیلی شهادت امام رضا(ع) فقط در استان خراسان رضوی، این مرکز از این دسته تعطیلات به عنوان تعطیلات محلی یاد میکند.
مرکز پژوهشها در پیشنویس طرح خود پیشنهاد کرده است: تعطیلات رسمی قطعی در تقویم کشور عبارت باشند از:
۴ روز نخست نوروز، روز ۱۳فروردین ماه، روز عید فطر، روز عید غدیر، روز عید قربان، روز نیمه شعبان، روز ۲۸ ماه صفر، روز ۲۱ ماه رمضان، روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی، روز ۲۲ بهمن، روز ۱۴ خرداد و روز اربعین حسینی.تبصره این طرح میافزاید:روز ولادت و شهادت امام رضا(ع) در استان خراسان رضوی و روز شهادت امام صادق(ع) و حضرت زهرا(س) در استان قم تعطیل رسمی باشد.
به نقل از تابناک، ما که به لطف خدا، عزاداری را از نیاکان خود در سایه مکتب اسلام و سیره پیامبر اکرم و اهل بیتش فراگرفتهایم، لازم است این سنت حسنه را به نسل خود با منطق و آثار و برکات آن منتقل کنیم.
خداوند در سوره «کوّرت» با یک آهنگ استثنایی میپرسد: آن گاه که آفتاب تابان تاریک شود و ستارگان تیره شوند و کوهها به حرکت درآیند و ... پرسیده شود که دختران زنده به گور به کدامین گناه کشته شدند؟ ناگفته پیداست که مشرکین دختران خود را زنده به گور میکردند. ولی چون این دختران مظلوم بودند، خداوند به حمایت آنان برخاسته. (این بود نمونه حمایت از مظلوم، هرچند مسلمان نباشد).
و اما حمایت از مظلومان مؤمن. در سوره «بروج» میخوانیم مرده باد اصحاب اخدود که با ریختن مؤمن به درهای و سوزاندن آنان، بیننده این جنایت خود بودند، حال آن که تنها گناه آنان ایمان به خدای عزیزِ حمید بود؛ بنابراین گفتن مرگ بر ظالم، یک سنت قرآنی است.
و اما سیره نبوی. پس از آن که هفتاد و دو نفر از یاران پیامبر در احد کشته و در خانهها عزاداری بپا شد، پیامبر اکرم پرسید: چرا برای حضرت حمزه که سید شهدا بود، عزاداری نمیشود؟! معلوم میشود عزاداری برای شهید مورد توجه است و همچنین همین که جعفر طیار در جنگ شهید شد، پیامبر دستور داد برای آل جعفر غذا تهیه کنید. از این نیز معلوم میشود، تغذیه عزاداران و داغداران یک سفارش نبوی است.
تجلیل بزرگان در قرآن
عزاداری و بیان فضائل اهل بیت، نمونهای از یاد نیکی است که خدا به پیغمبرش میفرماید و رفعنا لک ذکرک.
توجه دلها به اهل بیت، نمونهای از دعای ابراهیم است که از خدا خواست خدایا، دلهای مردم را به سوی خاندانش سوق دهد. (فاجعل افئدة من الناس تهوی الیهم) عشق به اهل بیت مصداق روشن وعدهای است که خداوند به مؤمنین داده که «سیجعل لهم الرحمن ودّا»
در مراسم عزاداری و نقل فضائل مطالبی را به خوبی درک میکنیم:
به خوبی میفهمیم که چگونه فرجام نیک برای متقین است. (و العاقبة لاهل التقوی)
به خوبی میفهمیم که چگونه نقشههای شیطانی ضعیف است و چگونه نقشه بنیامیه نقش بر آب شد. (ان کید الشیطان کان ضعیفا)
به خوبی میفهمیم که چگونه خداوند حق را بر سر باطل کوبید و آن را دمغ کرد. (بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه)
به خوبی میفهمیم که چگونه خواستند نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا هر روز آن را برافروختهتر میکند. (یریدون ان یطفئوا نورالله بافواههم)
بنا به روایات، در تاریخ انبیاء و پیامبر اسلام و اهل بیت، همه آنان برای امام حسین اقامه عزاداری میکردند. البته اقامه عزاداری خواندن تاریخ کربلا در منزل نیست. بلکه مثل برپایی نماز، نیاز به یک توجه و عنایت و حرکت و حماسه دارد.
امروز دشمنان ما اقرار میکنند که ما حریف شیعیان نمیشویم، زیرا آنان دو بال قوی دارند؛ بال سرخ که عاشوراست و بال سبز که انتظار حضرت مهدی است. آنان از شهادت نمیترسند. از محاصره نظامی، اقتصادی، تبلیغاتی، شهادت، اسارت نمیترسند. چون رهبرشان امام حسین آن گونه در محاصره اقتصادی قرار گرفت که آب خوردن برای اطفال نداشت و آنگونه در محاصره نظامی قرار گرفت که هفتاد و دو نفر میان سی هزار دشمن قرار گرفتند و آنگونه در میان هیاهوی مخالفان قرار گرفت که هنگام سخن گفتن امام با هیاهو، جلوی شنیدن مردم را گرفتند؛ اما شهادت و اسارت را پذیرفت و زیر بار زور نرفت. الگوی شیعیان چنین فردی است.
از سوی دیگر، اینها به کمتر از رهبر معصوم و عدالت عمومی روی کره زمین با هیچ فردی قانع نمیشوند و هیچ حکومتی با هیچ شیوهای اینان را راضی نمیکند و اینان همچنان در انتظار آن رهبر غایب هستند و ارادتی که به علما و مراجع دارند، به دلیل آن است که این افراد را نایب آن سرور میدانند.
عزاداری هماهنگی با انبیا و اهل بیت و همنوایی با حضرت مهدی است. امام صادق ـ علیه السلام ـ به شاعری فرمود: شنیدهام مرثیه میخوانی؟ گفت: بله. فرمود: بخوان. امام آنگونه با صدای بلند گریه کرد که از کوچه صدای حضرت شنیده میشد.
عزاداری هماهنگی با فرشتگان و بهشتیان است. امام زمان ـ علیه السلام ـ میفرماید: ای حسین، عزاداری تو در اعلی علیین اقامه شده و حتی حورالعین در عزاداری تو به صورت خود سیلی میزنند. (و لطمت علیک الحورالعین)
عزاداری نوعی بیعت با امام از راه دور و از طریق احساسات است.
عزاداری ارعاب ستمگران و اعلام حمایت از مظلومان است.
عزاداری، نشان دادن الگو به همه اقشار است. به نوجوان میگوید از حضرت قاسم (پسر سیزده ساله امام حسن مجتبی که در کربلا بود) یاد گیرید که اگر بناست رهبر مردم، جنایتکاری مثل یزید باشد، مرگ از عسل شیرینتر است. به جوان میگوید از علی اکبر یاد گیرید که به پدر خود گفت اگر راه ما حق است، هیچ باکی نیست.
عزاداری یعنی مخالفت و حذف همه سیاستهای انحرافی.
عزاداری یعنی زنده نگاه داشتن خاطرات فداکاران. (بر همه افرادی که توان دارند، حج واجب شده و بخشی از اعمال حج، زنده نگاه داشتن خاطرات ابراهیم و اسماعیل و هاجر است. زائران خانه خدا در صفا و مروه شبیهسازی میکنند و همچون هاجر با هیجان میدوند، تا آن خاطره زنده بماند و ما همان گونه که از پدر و پسر و همسر در مکه تجلیل میکنیم، باید از امام حسین و فرزندان و اصحاب و زینب کبری و خاندان او نیز تجلیل کنیم.)
شاید اگر بگوییم تجلیل ما در کربلا باید بیش از مکه باشد، سخنی گزاف نگفتهایم، زیرا در مکه ابراهیم و اسماعیل آماده گذشت از جان شدند. ولی قتلی صورت نگرفت؛ اما در کربلا علاوه بر قتل، قطعه قطعه شدند. در مکه چند ساعتی برای کودک آنجا (اسماعیل) آب نبود، ولی بعد آب زمزم از زمین جوشید. ولی در کربلا آب نجوشید؛ بنابراین تجلیل فداکاران که در مراسم حج آمده، بزرگداشت فداکاری آنان است.
عزاداری یعنی اجتماع، تعهد، غیرت، حرکت هدفمند.
عزاداری یعنی وحدت ملی (ترک و فارس، عرب و عجم، زن و مرد با هر نوع لهجه و آداب و رسوم)
عزاداری یعنی یک بسیج دهها میلیونی همراه با سوز بدون اجبار و بدون چشمداشت؛ عاشقانه و هر سال.
عزاداری یعنی صبر و مقاومت را ببین و یاد گیر.
عزاداری یعنی بلند نگاه داشتن پرچم مقاومت، مبارزه، مکتب، انقلاب، ایثار، اخلاص، شجاعت.
عزاداری یعنی یک کلاس عمومی تعلیم و تهذیب؛ رضاخان که مأمور محو اسلام بود، به فکر منع عزاداری افتاد.
عزاداری یعنی نگه داشتن قانون پیروزی خون بر شمشیر؛ همان چیزی که امروز در بیداری اسلامی کشورها دیده میشود.
عزاداری یعنی عالیترین نوع تنفر از ظلم و ظالم.
عزاداری یعنی قساوتزدایی و تحریک عواطف و مظلومیابی و ظالمکوبی.
عزاداری یعنی بزرگ داشتن شعائر.
عزاداری یعنی نفوذ در دل مردم دنیا، تا آنجا که گاندی میگوید: رهبر من امام حسین است، تا آنجا که در دانمارک که کاریکاتور پیغمبر را کشیدند، بزرگترین اجتماع روز عاشورا برای شیعیان در خیابانها جلوه میکند.
عزاداری یعنی دعوت به حق و منطق، ولی در قالب احساسات و هنر.
عزاداری بستری برای میلیونها سفر به شهر و روستا و در سایه آن صله رحم و بازدید از وطن و انواع کمکها.
عزاداری بستری برای دهها هزار هجرت روحانیون به دورترین نقاط دنیا و رساندن پیام اسلام.
(در سایه عزاداری است که در خیابانهای نیویورک نماز جماعت برپا میشود)
عزاداری بستری برای رشد حماسهها، اشعار و هنرها و ایثار به دیگران و بستری برای بذل جان و مال است.
عزاداری یعنی تعطیل کردن بازارها و خیابانها و به فکر مظلوم افتادن و ظالم را محاکمه کردن.
عزاداری یعنی از جرقهها جریان ساختن.
عزاداری یعنی خود را در آیینه کمال دیدن. امام از جان، مال، فرزند، وطن، همسر، مسکن، لباس، غذا، طفل، جوان، اصحاب و ... گذشت، فقط از دین نگذشت. ما چه کردهایم؟
عزاداری یعنی محو طبقات؛ تاجر و فقیر، شهر و روستا، زن و مرد، کوچک و بزرگ، همه یکسو شدن.
در عزاداری میآموزیم که در سختترین شرایط از خدا راضی باشیم که امام حسین ـ علیه السلام ـ فرمود: «رضاً برضاک» و در سختترین شرایط به سراغ غیرخدا نرویم. که فرمود: «لا معبود سواک».
در عزاداری میآموزیم به ولایت الهی وفادار باشیم. هرچند دو دستمان قطع شود.
در عزاداری میآموزیم که له میشویم، ولی شکسته نمیشویم.
در عزاداری است که میشنویم درهای غیب به روی افراد باز میشود.
در عزاداری میآموزیم که بالاترین هدف، رضای ولی خدا و امام معصوم است.
در عزاداری میآموزیم اقامه نماز حتی به قیمت هر کلمه یک تیر.
در عزاداری میآموزیم آنچه مهم است، اراده است. سن مهم نیست. نوجوان باشد یا سالمند. (قاسم یا حبیب)
در عزاداری میآموزیم بالاترین سختیها افرادی را حتی از مستحبات دور نمیکند.
در عزاداری میآموزیم که چگونه مسلمان به خاطر پیروی از طاغوت و علاقه به دنیا از کفار بدتر میشود. (مسیحیان همین که دیدند پیامبر اسلام با دختر و فرزندش برای مباهله آمده، حیا کردند. ولی طرفداران بنیامیه با اینکه دیدند امام حسین با زن و بچه به کربلا آمده، حیا نکردند)
در عزاداری میآموزیم که چگونه انسان از گرگ درندهتر میشود و غرور و تکبر و ریاست، نااهلان را تا آنجا پیش میبرد که چوب بر لب و دندانی میزند که از آن دعای عرفه صادر شده و پیغمبر آن را میبوسیدند.
در عزاداری میآموزیم که انسان وجود خطرناکی است که اگر خدا او را حفظ نکند، به جای معرفت و دوستی و پیروی اهل بیت که مزد رسالت است، اهل بیت را به نحو بینظیری شهید میکنند و حتی از کشتن کودک و آتش زدن خیمه و ... نمیگذرد.
در عزاداری با مدیریت بحران آشنا میشویم، که امروز در دانشکدههای مدیریت یک فصل مهمی را به خود اختصاص داده.
عزاداری یعنی بیدار کردن خفتگان، تعلیم جاهلان، به غیرت آوردن بیتفاوتان؛ هرچند به قیمت زیر سم اسب رفتن باشد.
از کربلا میآموزیم که حقالناس بر هر چیزی مقدم است. (امام حسین ـ علیه السلام « زمین کربلا را خرید، تا خونش در زمین مردم ریخته نشود و زایرانش در ملک مردم پا ننهند.)
در کربلا میآموزیم توجه به برده و آزاد یکسان است. (امام حسین هم سر علی اکبر را در بغل گرفت، هم سر غلام را)
از کربلا میآموزیم سر از بدن جدا میشود، ولی از قرآن جدا نمیشود. (سر امام بالای نی قرآن خواند.)
از کربلا میآموزیم که چگونه افرادی به خاطر جایزه و حکومت ری گول خوردند.
در عزاداری میآموزیم که باید کارهای خیر عمومی باشد. امام صادق فرمودند زنها هم در عزاداری شرکت کنند.
در عزاداری میآموزیم که احکام الهی باید همه جا پیاده شود.
عزاداری نماد بزرگی از تولی و تبری است.
در عزاداری میآموزیم که یک تیم هفتاد و دو نفری در نیم روز میتوانند برای ابد الگو باشند.
در عزاداری میآموزیم میتوان یک بسیج سریع، خالص برای اهداف بلند به راه انداخت.
عزاداری نیابت بردار نیست؛ یعنی نمیتوان کسی به جای دیگری در مجلسی شرکت کند، بلکه خودش باید دل بدهد، دل بسوازند، اشک بریزد، خرجی بدهد، حرکت کند.
در عزاداری میآموزیم که باید از بازماندگان همدردی کنیم. این مسأله به قدری مهم است که حتی ریاکاری در آن جایز بوده و مستحب است خودتان را به صاحب عزا نشان دهید.
در پایان به چند نکته فقهی اشاره کنم:
1 ـ لب زدن به هر خاک حرام است، جز خاک کربلا.
2 ـ در حرم کربلا مثل خانه خود نماز را چهار رکتی میتوان خواند؛ یعنی در آنجا احساس غربت نکن.
3 ـ به گفته روایات خاک کربلا رمز قبولی نماز است.
4 ـ خاک کربلا انیس مرده در قبر است.
5 ـ خاک کربلا رمز امان و بیمه کالاهای تجاری است.
6 ـ تسبیح خاک کربلا نشان وفاداری به شهدای کربلاست. همانگونه که طرفداران رنگ قرمز و آبی با همان پرچم و اتوبوس تظاهرات میکنند، شیعیان نیز با داشتن خاک کربلا وفاداری خود را اعلام میکنند که ما طرفدار تیمی هستیم که زیر بار زور نرفت و تسلیم طاغوت نشد.
7 ـ جالب آن است که دعایی که برای آب فرات آمده، همان دعایی است که برای آب زمزم است؛ «اللهم اجعله علماً نافعا و رزقاً واسعاً و شفاعاً من کل داء».
8 ـ با اینکه آب فرات پیش از شهادت بوده و اکنون این آب، آب زمان امام حسین نیست، اما به خاطر کوچکترین مناسبت باید در بستر زنده نگه داشتن کربلا مورد توجه قرار گیرد.
9 ـ با اینکه قبر مرده عادی را پس از متلاشی شدن بدن و یا سی سال میتوان نبش کرد، ولی قبر شهید را حتی اگر یک سرباز ساده باشد، برای هیچ وقت نمیتوان نبش کرد.
10 ـ وظیفه ما زنده نگه داشتن آثار و یادگارهای شهداست. همان گونه که امام صادقـ علیه السلام ـ پیراهن امیرالمؤمنین را که در آن شهید شده بود، نگاه داشته و گاهی به مهمانهای خود نشان میداد و امام سجاد فرمود: پیراهن پدرم را که در آن شهید شده و مادرم آن را بافته، به ما برگردانید
نماینده مردم کاشمر در مجلس گفت: عشق به امام حسین(ع)، مردم این کشور و مسوولان را در برابر هر تهدیدی بیمه و مصون میکند. محمدرضا خباز در گفتوگو با ایسنا، افزود: تا زمانی که جوانان ما متحد و منسجم زیر چتر رهبری قرار داشته باشند، هیچکدام از توطئههای دشمنان به جایی نمیرسد. وی با بیان این که بهرهگیری از مجالس سیدالشهدا بر آگاهی و شعور افراد میافزاید، از این رو جوانان باید در این مسیر پیشقدم باشند، اظهار داشت: همیشه باید قدردان جلسات امام حسین (ع) بود و از این مکتب پاسداری کرد. وی اظهار داشت: اگر امروز توانستهایم بعد از هشت سال دفاع مقدس، کشور را آباد کنیم و جوانان ایران در تمام دنیا خوش بدرخشند، به خاطر عشقی است که مردم این کشور به امام حسین (ع) دارند. وی گفت: اگر مجالس سیدالشهدا و تأسی به فرهنگ عاشورا را از فرهنگ مملکت حذف کنیم، بدون شک به جایی نمیرسیم. عضو فراکسیون خط امام(ره)، با اشاره به اینکه تمام تلاش دشمنان امروز در این راستاست که وجهه اسلامی را از کشور بگیرند و وجهه رهبری را تضعیف کنند، تصریح کرد: تا زمانی که فرهنگ اسلامی و عاشورایی در این کشور باشد هیچگاه نمیگذاریم، کسی به این کشور طمع کند
آخرین پست ها